
پنجم خرداد تولد نفت و مسجدسلیمان
نزدیک به یک صد سال است که ایران با کشف نفت در آن تبدیل به کشورى صنعتى شده است و به عنوان کشورى تاثیرگذار در بازار جهانى نفت همواره مطرح بوده و پنجم خرداد ماه سالروز ورود ایران به این عرصه است. در چنین روزی - سال 1278 خورشیدی- اکتشاف نفت در ایران به نتیجه رسید و از آن روز تا کنون نزدیک به یکصد سال است که صنعت نفت جنبه های مختلف زندگی در ایران را تحت تاثیر خود قرار داده است .
ساعت چهار صبح آن روز نفت از فراز دکل چاه شماره یک مسجدسلیمان فوران کرد تا جورج رینولدز سرپرست گروه و حفارانی که طبق امتیاز نامه اعطایی در حال کاوش بودند نخستین قطرات نفت کشف شده در ایران و منطقه خاورمیانه را شاهد باشند.
پیشینه تاریخی نفت در ایران
ایرانیان از دیرباز با نفت و گاز آشنا بودند و در گذشته هاى باستانى این سرزمین نیز نشانه هاى فراوانى از شناخت نفت و خصوصاً قیر و کاربرد این مواد به چشم مى خورد.
استفاده از قیر در تمدن عیلام و ساخت مهر هاى معروف عیلامى از قیر طبیعى. استفاده از قیر در اندود کردن قایق ها، تابوت ها و ساخت برخى ظروف از این ماده قدیمى ترین نمونه هاى استفاده از این ماده است . (1)
همچنین استفاده از نفت و قیر و گاز در تمدن هاى بعدى و خصوصاً کاربردهاى مذهبى و استفاده از گاز به عنوان منبع سوخت آتشکده هاى بسیار قدیمى در نجد ایران از دیگر نشانه هایى هستند که نشان از آشنایى ایرانیان باستان با نفت و مشتقات آن دارند و هنگامى که کاربردهاى نظامى را به این مقوله اضافه مى کنیم و نفت انداز ها را در ارتش ایران باستان مورد توجه قرار مى دهیم متوجه مى شویم که نفت چه اهمیتى در ایران باستان و ادوار بعد از آن داشته است(2)
به رغم چنین آشنایى دیرینه اى همانگونه که مى دانیم با شروع قرون جدید است که نه تنها ایران بلکه جهان به ارزش واقعى این سیال ارزشمند پى مى برند. غرب که به دنبال جانشینى براى ذغال سنگ بود تا انقلاب صنعتى خود را با سرعت بیشترى به پیش ببرد نقاط مختلفى از جهان را مورد گمانه زنى تحقیق و کاوش قرار داد و ایران نیز از این جمله بود. نخستین بار یک کارشناس زمین شناسى به نام و.ک. لوفتوس از جنوب غرب ایران دیدن کرد و نتیجه مشاهدات خود را در قالب مقاله اى در اروپا منتشر نمود.(3) لوفتوس در مقاله خود تحت عنوان: درباره زمین شناسى نواحى مرزى ترکیه- ایران و نواحى مجاور آن از مناطقى در جنوب غرب ایران یاد کرد که چشمه هاى خودجوش نفت و گاز در آن وجود دارند.
مقاله توصیفى لوفتوس بسیار مورد توجه غربى ها قرار گرفت و آنها را مترصد فرصتى قرار داد تا احتمال وجود نفت و گاز را در ایران بیازمایند. عصر واگذارى امتیازات در دوره قاجار این فرصت را به ایشان داد.
اعطای اولین امتیازات نفتی در ایران
در سال ۱۸۷۲ بارون جولیوس رویتر امتیاز گیرنده معروف عصر قاجار امتیاز بهره بردارى از منابع احتمالى نفت در ایران را در قالب امتیاز بهره بردارى از منابع و معادن از دولت ایران اخذ کرد که خیلى زود ملغى شد.
حدود یک دهه بعد در ۱۸۸۳ میلادى آلبرت هوتسن از هلند نخستین امتیاز اختصاصى نفت را از ایران اخذ کرد تا در منطقه دالکى در سواحل ایران به جست وجوى نفت بپردازد. هوتسن، شرکتى جهت این امر تاسیس کرد و به کاوش در منطقه پرداخت اما به علت عدم دستیابى به نتیجه اى قابل قبول فعالیت اکتشاف تعطیل و شرکت هوتسن نیز عملاً ورشکسته شد و به حراج سهام و امتیاز نامه خود پرداخت.(4)
پس از ناکامى هوتسن مجدداً این بارون رویتر بود که در سال ۱۸۸۹ توانست شانس خود را در اکتشاف نفت در ایران بیازماید. رویتر با تشکیل یک بانک(۵) و سرمایه گذارى در زمینه خرید سهام شرکت هوتسن به این کار مبادرت ورزید. رویتر در قشم چاهى به عمق ۷۰۰ پا نیز حفر کرد اما این بار هم به نفت نرسید
در جستجوی سرمایه گذار جدید!
همزمان با این اتفاقات یک زمین شناس و باستان شناس فرانسوى به نام ژاک د مورگان ضمن مسافرت به ایران و بازدید از قصر شیرین و جنوب غرب ایران نتایج مشاهدات خود را که حاکى از احتمال بسیار زیاد وجود رگه هاى نفتى در غرب ایران بود در یکى از نشریات پاریس منتشر کرد. این امر باعث شد وقتى رئیس کل گمرکات ایران آنتوان کتابچى (که اصالتى گرجى یا ارمنى داشت) ماموریت یافت به فرنگ برود و کسى را براى سرمایه گذارى در نفت ایران بیابد پیش زمینه ذهنى در فرنگ در خصوص احتمال وجود نفت در ایران وجود داشته باشد. ماموریت کتابچى از سفر به فرنگ ظاهراً افتتاح نمایشگاهى در پاریس بود اما ملاقات ها و رایزنى هاى وى نشان داد که وظیفه اصلى وى در این سفر این است که کسى را بیابد که به سرمایه گذارى در نفت ایران علاقه مند باشد.(6)
کتابچى در پاریس با سفیر انگلیس در فرانسه آشنا شدند و او نیز فرد میلیونرى را که مى شناخت به ایشان معرفى کرد: ویلیام ناکس دارسى.
دارسى وارد می شود
ویلیام ناکس دارسی در سال ۱۸۴۹ در شهر دیوون انگلیس متولد شده و بعد ها به استرالیا مهاجرت کرده بود و در بزرگترین ریسک زندگى اش (قبل از سرمایه گذارى در نفت ایران!) یک معدن متروک طلا را در استرالیا خریدارى کرده و کمى بعد معلوم شده بود که معدن را بدون جهت متروک کرده اند و هنوز مقادیر زیادى طلا در آن معدن موجود بود.
عواید ناشى از استخراج طلا دارسى را به مردى بسیار ثروتمند تبدیل کرد به طورى که در هیبت یک میلیونر به لندن بازگشت(7) دارسى پیشنهاد سرمایه گذارى در نفت ایران را پذیرفت و منشى خود را در مارس ۱۹۰۱ به ایران فرستاد تا شرایط اخذ امتیاز را بررسى کند.(8) مذاکرات نماینده دارسى با شاه ایران خیلى زود نتیجه داد و سرانجام در همان سال امتیازنامه استخراج نفت به دارسى واگذار شد. طبق این امتیازنامه صاحب امتیاز به مدت ۶۰ سال مجاز به کشف استخراج، بهره بردارى و صدور نفت بود و منطقه مجاز براى انجام عملیات نیز ۴۸۰ هزار مایل مربع منحصراً از نواحى جنوبى ایران مشخص شد (تا مورد مخالفت همسایه شمالى قرار نگیرد!)
دارسى یک فارغ التحصیل کالج سلطنتى مهندسى هند به نام جورج رینولدز را که قبلاً در سوماترا سوابقى در کار حفارى داشت استخدام کرد و از او خواست ضمن تشکیل یک گروه کارى وسایل و ادوات مورد نیاز خود را لیست کند تا دارسى تهیه کند.
حفاری در ایران
رینولدز نیز ضمن حضور در ایران اولین نقطه براى کار حفارى را در منطقه اى در کوهستان هاى غرب ایران انتخاب کرد. چاه سرخ دشتى غیرقابل دسترس محصور در کوهستان هاى غرب ایران و نزدیک محلى که بعدها به عنوان مرز ایران و عراق مشخص شد. اما حفارى نافرجام در چاه سرخ همگان را مایوس کرد.
گروه رینولدز پس از ناکامى در چاه سرخ به جنوب غرب ایران عزیمت کردند و در منطقه مامتین در حوالى رامهرمز کنونى در استان خوزستان کار خود را ادامه دادند. حفارى در مامتین هم البته نتیجه چندانى در پى نداشت و عدم حصول نتیجه در مدتى نزدیک به هفت سال دارسى و شرکاى جدیدش را مایوس ساخته بود.
در این میان شاید تنها یک نفر بود که همچنان بر عزم خود استوار بود و وى رینولدز حفار بود که دیگر پس از این همه جست وجوى نفت احساسى قوى یافته بود و شاید همین احساس بود که به وى مى گفت در این منطقه نفت وجود دارد.
و سر انجام مسجدسلیمان...
رینولدز در گمانه زنى و شناسایى مناطقى که احتمال وجود نفت در آنجا مى رفت تمامى نشانه ها و علائم را در نظر مى گرفت. وى حتى به افسانه ها، خرافات و باورهاى گاه دور از عقل ساکنان بومى مناطقى که در آنجا کار مى کرد نیز توجه داشت و شاید به همین دلیل بود که هنگامى که از عشایر بومى منطقه صحبت هایى مبنى بر وجود مسجدى در فاصله اى نه چندان نزدیک از مامتین شنید که دیوان آن را براى سلیمان پیامبر ساخته اند! و همچنین از آتشى شنید که مدت ها به صورت لایزال در آن منطقه روشن بوده است سریعاً به منطقه عزیمت کرد و در منطقه مورد نظر در حوالى شوشتر نشانه هایى از یک بناى باستانى یافت که مى توانست یک آتشکده باستانى باشد. حیرت رینولدز هنگامى بیشتر شد که چشمه هاى خودجوش نفت و گاز را در منطقه مشاهده نمود و جوشش طبیعى قیر را از دل زمین دید. تمامى این نشانه ها او را تشویق مى کرد تا به این فکر بیفتد که در عین ناامیدى سرمایه گذار و همکارانش شاید براى آخرین بار ضربات مته حفارى خود را بر این منطقه وارد نماید. حفارى روزها و روزها ادامه پیدا کرد و آنچه پیش آمد نشان داد که احساس رینولدز به وى دروغ نگفته بود! ساعت چهار صبح بیست و ششم مه1908 میلادی( برابر با پنجم خرداد ۱۲۸۷) رینولدز در حالى که خارج از چادر خود در هواى آزاد آرمیده بود از صداى نامانوس چاه بیدار شد. اندکى بعد نفت با فشار زیاد و به ارتفاع ۵۰ متر پا بالاتر از دکل حفارى فوران کرد.
حفاران و کارگران سر از پا نمى شناختند. آنها دور دکل حلقه زدند و به رقص و پایکوبى پرداختند. نزدیک به هفت سال کار طاقت فرسا در عین ناامیدى و در آخرین روزها و ساعات به نتیجه رسیده بود. رینولدز براى کنسولگرى بریتانیا در بوشهر تلگراف زد: مفتخرم گزارش کنم امروز صبح ساعت چهار به وقت ایران نفت در عمق ۱۱۸۰پایى از چاه شماره یک مسجدسلیمان فوران کرد. جزئیات دیگر متعاقباً اعلام خواهد شد(9) و بدین ترتیب عصر نفت در ایران آغاز شد عصری که در آستانه یکصدمین سال آن هستیم و پس از این یک قرن هنوز این چالش اساسی وجود دارد که نفت برای ما طلای سیاه بود یا بلای سیاه ....!
پى نوشت ها:
1- نگاه کنید: به والتر هینتس: دنیاى گمشده عیلام، ترجمه فیروز فیروزنیا
همچنین دکتر یوسف مجیدزاده: تاریخ و تمدن عیلام
2- آندره گدار و دیگران: آثار ایران، ترجمه ابوالحسن سرو قد مقدم، صفحه۱۰۱
. همچنین نگاه کنید به رومن گیرشمن: ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین
۳- عنوان مقاله: Quartterly journal of the geological منبع: على یعقوبى نژاد: رئیس نفت
.۴- چارلز عیسوى: تاریخ اقتصادى ایران در عصر قاجار، ترجمه یعقوب آژند، صفحه ۲۷
.۵- این همان بانک شاهنشاهى بود که در سال ۱۹۴۸ میلادى موعد امتیاز آن سر آمد و نام آن به بانک انگلیسى خاورمیانه تغییر یافت. پس از ملى شدن نفت این بانک مجبور به ترک ایران شد.
6- دانیل یرگین: تاریخ جهانى نفت، جلد یک، ترجمه غلامحسین صالحیار، صفحه ۲۴۱
.۷- دانیل یرگین: همان
.۸- على یعقوبى نژاد: همان، صفحه ۴۲.
9- على یعقوبى نژاد: همان، صفحه ۸۲.












