عاشورا و فرهنگ ایرانی
دهمین روز محرم که می گذرد عزاداری بر حسین نیز اتفاقا" در هنگامی که ظاهرا"باید بیشتر شود کمرنگ تر می شود!
دیشب داشتم کتاب "امام حسین و ایرانیان" کورت فریشلر را می خواندم. به این فکر کردم که اتفاقا" آنچه حتی برای عزاداران حسینی مهم است آغاز حرکت است و نه پایان ظاهری آن و شاید به همین دلیل است که شیعیان از روز حرکت ، خاطرات حسین (ع) را مرور می کنند و با شام غریبان به پایانش می رسانند تا محرمی دیگر.
دهه محرم در عین حال موزه ای است از فرهنگ و بهترین نمونه های مردم شناسی . آداب و مراسم مناطق مختلف ایران و البته جهان ، موسیقی های مذهبی مناطق مختلف ،ملودی ها و شبیه خوانی ها در کنار تعزیه که تاثیر آن بر هنر تئاتر غیر قابل انکار هستند در کنار نذر و نیاز ها و خیرات ها و دخیل بستن ها به علم ها و علامت ها زیباترین جلوه های فرهنگ عاشورایی در مناطق مختلف هستند.
بچه هایی که در پای منبر از بهشت تصور شهری از کیک و شکلات دارند،جوانانی که آرزوی قبولی در دانشگاه و پایان سربازی و رسیدن به دلدار را دارند،زنانی که غم نازایی خود را گریه می کنند و متوسل می شوند و مردانی که گشایش کار می خواهند و پیرمردان و پیرزنانی که عزرائیل را نزدیک می بینند و طلب آمرزش دارندع همه و همه واقعیات جامعه ای هستند که حسین را عاشقانه دوست دارند و به این عشق و ارادت افتخار می کنند.نباید انتظار داشته باشیم همه عالم و فقیه باشند .
حسین (ع) قبل از آنکه نماد مظلومیت باشد نمونه شجاعت است و "عباس" سالار ایثار و از خودگذشتگی و عشق به ایشان در دل تمامی کسانی است که شجاعت ،ایثار و مظلومیت در عین حقانیت را می ستایند فارغ از هر دین و مسلکی.
فکر می کنم مردم را و مراسم عزاداری شان را همین گونه که هست باید بپذیریم . چون قرن ها است این مردم با همین مراسم ها متوسل می شوند و سبک می شوند و آمرزیده و از سوی دیگر تاثیر این مراسم در فرهنگ مناطق مختلف نیز غیر قابل انکار است.تاثیر سیاوش خوانی ایرانی و صلیب گردانی مسیحی بر آداب عاشورا البته وجود دارد اما نفی کننده صداقت انجام دهندگان امروز آن نیست.عاشورا در عین موضوعیت مذهبی که دارد واجد زیباترین نمادهای فرهنگی است . نمادهایی که هر جای دنیا باشیم با ما خواهند بود.
حسین در انحصار هیچ کس نیست. حسین آزاده است و ماندگار












