خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 27 خرداد ماه سال 1387 ساعت 08:31 AM

دکتر غیاث آبادی

تخریب کتیبه باستانی در جزیره خارک

دهم خرداد ماه جاری بود که  دکتر رضا مرادی غیاث آبادی در وب سایت خود خبر تخریب کتیبه باستانی جزیره خارک را منتشر کرد.

غیاث آبادی یکی از عاشقان فرهنگ و تمدن ایران زمین است که رسالت خود را بعنوان یک پزوهشگر متخصص با تمام تلاش انجام می دهد و خوانش مقدماتی کتیبه خارک را نیز خود انجام داده بود .

 اکنون پس از تخریب کتیبه یاد شده ؛ دکتر غیاث آبادی  تلاش می نماید ضمن توجه افکار عمومی به موضوع از آسیب بیشتر بدان خود داری نماید.

 با سپاس از این استاد فرهیخته و آرزوی وجود گوشی شنوا ؛ نامه سرگشاده وی را در این زمینه با هم می خوانیم:

لطفاً کتیبه خارک را بیش از این

تخریب نکنید

رضا مرادی غیاث آبادی

اینکه پس از گذشت هشت ماه از شناسایی کتیبه خارک و آشنایی ایرانیان و جهانیان با آن، و نیز مدتی پس از تخریب این کتیبه، نهادهای متولی و مسئول حفاظت و احیای آثار باستانی تصمیم به دیدار از بقایای منهدم‌شده این اثر و بررسی راه‌های حفاظت از آن گرفته‌اند؛ جای خوشحالی دارد. اما امید که این «نوشداروی پس از مرگ»، خود شرنگ کشنده‌تری نباشد.

نکته‌ای که نگرانی تازه‌ای را به وجود آورده، این است که در چند روز گذشته مواد شیمیایی ناشناخته و سیاه‌رنگی را درون بازمانده‌های کتیبه تخریب شده خارک فرو ریخته‌اند تا احتمالاً بشود با رسوب و نفوذ رنگ‌ها به بقایای حروف و ناهمواری‌های طبیعی و خلل‌وفرج ناشی از ضربه‌ها، تضاد رنگی بیشتری به وجود آورد و بتوان با انتشار عکس‌هایی که پس از این عمل مخرب جدید انجام می‌شود، افکار عمومی غیر متخصص را به آسیب اندک و ده درصدی کتیبه متقاعد کرد. (البته در عکس‌های یادشده بالا، پایین و بالای کتیبه اشتباه تشخیص داده شده است). 

در باره اظهارات روز گذشته آقایان محترم پس از دیدار از بقایای کتیبه خارک، چند نکته به نظر می‌رسد که جسارتاً به آنها اشاره‌ای می‌شود:

1- معنای دیگر این سخن که فرموده‌اند: «شرایط نگهداری از این اثر استاندارد بوده»، این است که «شرایط استاندارد» عبارت است از رها کردن هر اثری در بیابان و بدون کمترین اقدامی برای حفظ و نگهداری و مطالعه آن. به نظر می‌رسد که چنین گفتاری سهواً از سوی ایشان بیان شده باشد، چرا که در این صورت می‌توان گفت تمامی آثار باستانی ایران در «شرایط نگهداری استاندارد» بسر می‌برند و شایسته است تا تمامی کشورها این را از ما بیاموزند و بکار بندند. همچنین در این صورت می‌توان گفت که تمامی تأسیسات و سامانه‌های حفظ و احیایی که در برخی از محوطه‌های باستانی بکار گرفته شده‌اند، می‌باید برچیده شود تا آنها نیز دارای «شرایط نگهداری استاندارد» شوند.

2- به نظر می‌آید این سخن نیز سهواً بیان شده باشد که «در همه کشورها ممکن است چنین اتفاقاتی روی دهد»؛ چرا که بدیهی است عوامل گوناگونی و از جمله ابر و باد و مه خورشید همه در کارند تا به هر اثر باستانی آسیب رسانند و این نکته‌ای بدیع و قابل ذکر نبود. آنچه مهم است این است که برای پیشگیری از این آسیب‌ها چه کارهایی انجام شده بود؟ در همه جا سارقان و مخربان حضور دارند، اما مهم این است که متولیان آثار در برابر این عوامل چه اقداماتی کرده بوده‌اند. آیا در همه آن کشورها هم متولیان آثار باستانی با چنین توجیهی، دست از اقدامات حفاظتی برمی‌دارند و پس از تخریب یا سرقت ، آنرا با چنین جملاتی رفع و رجوع می‌کنند؟

3- اینکه پس از تخریب کتیبه، پایگاه نگهبانی در نزدیکی آن ساخته می‌شود، اقدامی شایسته است، اما اکنون تعداد دیگری از آثار نویافته خارک بیشتر به این پایگاه‌ها نیازمندند تا لازم نباشد پس از تخریب آنها، پایگاهی در نزدیکی‌اشان ساخته شود. همچنین این سخن در تضاد با ادعای پیشین است که گفته می‌شد پایگاهی در 50 متری کتیبه وجود دارد.       

4- گمان می‌رود این سخن نیز به سهو گفته شده باشد که «تخریب و سرقت آثار باستانی یک عمل ناپسند است»، چرا که گمان نمی‌رود هیچ احدی سخنی برخلاف این گفته باشد و توضیح واضحات عملی بیهوده است.

5- در باره این سخن که فرموده‌اند «باید در این زمینه سطح فرهنگ مردم را بالا ببریم» باید عرض شود که سطح فرهنگ مردمی که این آثار را هزاران سال بر دوش کشیده و تا به امروز رسانده‌اند به اندازه کافی و بیش از آنچه تصورش را کنیم بالا هست، آنچه نیاز به بالا بردن دارد، میزان وظیفه‌شناسی و آشنایی برخی از مسئولان با وظایف و مسئولیت‌های قانونی‌ای است که به عهده‌اشان نهاده شده، اما آنرا نادید می‌گیرند، در اجرایش اهمال می‌کنند و سپس در فکر بالا بردن فرهنگ مردم می‌افتند. مردمی که خود در غیاب و بی‌توجهی اداره میراث فرهنگی بوشهر، ترتیب حداقلی از امکانات نگهداری اثر را داده بودند.

6- گمان می‌رود این سخن نیز سهواً بیان شده باشد که «مخدوش شدن کتیبه خارک هیچگونه مشکلی برای خواندن آن توسط باستان‌شناسان به وجود نیاورده است». چرا که همگان می‌دانند خواندن کتیبه‌ای به خط میخی کار باستان‌شناسان نیست و کار کسانیست که با خط میخی فارسی باستان آشنایی دارند. از سوی دیگر، پس از این تخریب، قرائت کتیبه هرگز ممکن نیست و حتی پیش از تخریب نیز امکان قرائت کامل ممکن نشد و نیاز به بررسی‌های بیشتری داشت. فرصتی که برای همیشه از دست رفت.

7- گمان می‌رود این نیز به سهو گفته شده باشد که «تمام اقدامات لازم در مورد  این کتیبه، مانند مستند‌سازی را انجام داده‌ایم»، چرا که اکنون عالم و آدم می‌دانند که حتی یک عکس مفید از کتیبه در اختیار ندارید، تا چه رسد به دیگر لازمه‌های مستندسازی.

8- البته این گفته رئیس محترم کاملاً درست است که «هیچ سازمانی در مخدوش شدن کتیبه خارک مقصر نیست»، چرا که تنها مقصر بی‌توجهی و در نهایت انهدام کتیبه خارک، سازمان تحت مسئولیت ایشان بوده است و ادعای پیشین ایشان در موظف قلمدادکردن نیروی انتظامی، بخشداری، شورای شهر و شرکت نفت با تکذیب پلیس و تکذیب و اعتراض رئیس شورای شهر خارک مواجه شد. بدیهی است که منظور از حفاظت، تنها مشتمل بر حفاظت در برابر تخریب عامدانه و سرقت نیست. چنین به نظر می‌رسد که گویا مقصر اصلی تخریب، خود کتیبه بوده باشد که بی‌خود و بی‌جهت سر از خاک بیرون آورده و فکری برای حفاظت از خودش نکرده بوده است.

9- اینکه ایشان فرموده‌اند «کسی درصدد بوده تا به این اثر تاریخی ضربه بزند» حکایت همان بیت معروف است که شاعر می‌فرماید: «از کرامات شیخ ما چه عجب، شیره را خورد و گفت شیرین است».   

10- از ایشان که فرموده‌اند «تمام خطوط اصلی کتیبه خارک سالم‌ مانده» خواهشمند است توضیح بیشتری بدهند تا خواننده بداند «خطوط غیر اصلی کتیبه» کدام‌ها بوده‌اند؛ چرا که ایشان در اظهارنظر دیگری، سه سطر از شش سطر کاملاً تخریب‌شده کتیبه را منکر شده، دو سطر دیگر را سالم فرض کرده و در نهایت مدعی شده بودند این کتیبه تنها سه سطر داشته که تنها نیم سطر آن «کمی خراش» برداشته و در نتیجه فقط ده درصد آسیب دیده است. ضمناً مایه سپاس خواهد بود اگر «خطوط غیر اصلی» دیگر کتیبه‌های باستانی نیز برای علاقمندان تخریب خطوط غیر اصلی کتیبه‌ها شناسایی و معرفی شود.

11- همچنین گمان می‌رود این سخن نیز سهواً بیان شده باشد که «میزان تخریب کتیبه با اسکن لیزری مشخص می‌شود» چرا که اولاً چنین امکانات و ابزارها و متخصصانی در ایران موجود نیست و متأسفانه در این کشور آکنده از آثار و تمدن‌های باستانی، چنین شرایط ناگواری به وجود آمده که کمترین نشانه‌ای از ابزارها و آزمایشگاه‌های مدرن باستان شناسی در آن دیده نشود و بهترین و پیشرفته‌ترین ابزارهای آن برابر باشد با ابتدایی‌ترین ابزارهای بنایی مثل بیل و کلنگ و جارو و ماله و کمچه. از سوی دیگر، بدیهی است که انجام چنین عملی، نیازمند انجام‌شدن همین اسکن‌ها در زمان پیش از تخریب کتیبه است که در مقام مقایسه با یکدیگر قرار گیرند، در حالیکه می‌دانیم حتی ابتدایی‌ترین بررسی‌ها و پژوهش‌ها بر روی این کتیبه انجام نشده بود.

در پایان امیدوارم ماجرای تخریب سنگ‌نبشته خارک، تجربه‌ای غم‌انگیز و مکرر باشد تا بجای سلب مسئولیت از خود و توجیه‌های غیرمنطقی و فرافکنی‌های بی‌فایده که کسی آنها را نمی‌پذیرد، بیشتر در اندیشه انجام شایسته وظایف قانونی و مسئولیت‌ها باشیم و در صورت ناتوانی از آن کناره بگیریم و از خیروشر چند صباح باقیمانده از مقام و مسئولیت‌ها بگذریم.

 

-----------------------------

گفتارهای دیگر در باره تخریب کتیبه خارک:

کتیبه تخریب‌شده خارک: اظهارات تازه و نگرانی‌های جدی‌تر

تخریب و نابودی سنگ‌نبشته خارک

کتیبه خارک نبود اگر شهرام اسلامی نبود

----------------------------

گفتارهای دیگر در باره آثار باستانی خارک:

گزارش مقدماتی از خوانش سنگ‌نبشته نویافته خارک

سمت‌نما و تخته‌نردهای سنگی خارک

دو نادرستی متداول در باره نام خلیج فارس

بایگانی عکس‌های خارک

 

-----------------------

گزارش‌ها و مصاحبه‌هایی در باره تخریب کتیبه خارک:

رادیو فرانسه، خانم لیدا پرچمی: بی‌توجهی به حفظ آثار باستانی

رادیو زمانه، آقای پژمان اکبرزاده: تخریب کتیبه هخامنشی در خارک

خبرگزاری ایسنا، خانم فرهادی: اهمال در حفاظت ار کتیبه خارک

خبرگزاری میراث فرهنگی، آقای حسن ظهوری: تخریب کتیبه هخامنشی زنگ خطری برای دیگر آثار خارک است

رادیو فردا، آقای ژان خاکزداد: اخبار شامگاهی دوازدهم خرداد

رادیو فرانسه، خانم ویدا سامعی: تاراج آثار باستانی، این‌بار کتیبه هخامنشی

روزنامه اعتماد

گزارش و گفتگوی دیگری از رادیو زمانه

روزنامه اعتماد ملی

رادیو فردا، آقای امیر زمانی فر: مجله شامگاهی بیست و دوم خرداد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo