مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 24 دی ماه سال 1386 ساعت 08:51 AM

وبلاگ فرشید خدادادیان

جعفر شهیدی مورخ واستاد ادب فارسی درگذشت

دکتر جعفر شهیدی، استاد نامدار زبان و ادبیات فارسی و پژوهشگر تاریخ اسلامی، ساعت ۱۰ صبح روز یکشنبه بیست و سوم دی ماه پس  از مدتها ابتلا به عفونت ریه درگذشت.

استاد شهیدی که در سال ۱۲۹۷ در بروجرد متولد شد. در جوانی برای تحصیل به حوزه علمیه نجف رفت اما به دلیل بیماری ناچار به بازگشت به ایران شد و به شغل آموزگاری روی آورد. پس از آن وارد دانشگاه تهران شد و پس از دریافت دکترا در همین دانشگاه به تدریس پرداخت که این کار به مدت چهل سال ادامه یافت.

در دهه چهل وی به همکاری با محمد معین پرداخت و به عنوان معاون موسسه لغت نامه دهخدا برگزیده شد. پس از مرگ معین نیز  وی ریاست این سازمان را عهده دار بود.

علاوه بر  مدیریت و ویراستاری لغتنامه دهخدا، ترجمه‌ نهج‌البلاغه از آثار مهم او بود که نشانگر تسلط کم نظیرش به نثر فارسی و زبان عربی است. او همچنین  از شارحان مثنوی به شمار می رود و  همچنین  از صاحبنظران در تاریخ اسلامی است که تاریخ اسلام وی سالها است در دانشگاهها تدریس می شود. سلسله آثار وی  در باره تاریخ و زندگی امامان شیعه همچون حسین بن علی (ع) و شخصیتهایی مانند ابوذر غفاری نیز خواندنی هستند  

استاد شهیدی از نسل استادانی بود که در ادببات فارسی و عربی در مرتبه ای بلند قرار دارند و بجز تالیف آثاری به عربی، بیش از چهل سال در دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه تهران تدریس کرد و شاگردان بسیاری پرورد و راهنمایی بسیاری از رساله های دکتری ادب فارسی را برعهده داشت.او به سختگیری درسی و علمی و اخلاق پارسایانه شهره بود و از او در شمار برجسته ترین و خوشنام ترین استادان ادب فارسی یاد می شود.

دکتر شهیدی در سال ۱۳۶۸ مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی را در تهران تاسیس کرد و آخرین کتابش دفتر ششم از شرح مثنوی بود که در سال ۱۳۸۴ منتشر شد. راهش پر رهرو باد.

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 19 دی ماه سال 1386 ساعت 2:51 PM
وبلاگ فرشید خدادادیان

امیرکبیر از لشگر نویسی تا فهرست یونسکو

اشاره : این مطلب پیش از این در روزنامه تهران امروز مورخ دوشنبه هفدهم دی ماه  به چاپ رسیده است .

از میان نام‌آوران معاصر تاریخ ایران بدون‌شک نام میرزا تقی‌خان فراهانی امیرکبیر از ماندگارترین نام‌هاست.او کسی است که در راه توسعه و پیشرفت مملکت از جان خود مایه گذاشت.
تقدیر چنین بود که در خاندان وزرای بزرگ قاجاریه، میرزا یحیی قائم‌مقام بزرگ و میرزا ابوالقاسم فراهانی، فرزندی به دنیا بیاید که بعدها منشأ تحولات مهم در تاریخ ایران زمین باشد. در فاصله سال‌های 1210 تا 1215 هجری قمری، مشهدی قربان فراهانی صاحب فرزندی پسر شد که به نیت تقواپیشگی و رستگاری او را تقی نامیدند. این فرزند در خانواده وزرا پرورش یافت و تحت حمایت و راهنمایی میرزا ابوالقاسم‌خان فراهانی، صدراعظم محمد شاه قاجار قرار گرفت. اعتقاد عجیبی به توانایی‌های تقی نوجوان داشت.او می‌گفت: ‌این پسر ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می‌گذارد. باش تا صبح دولتش بدمد. گذر ایام نشان داد که پیش‌بینی میرزا ابوالقاسم‌خان درست بوده است.تقی زیر نظر معلمان و مربیان از دانش‌های روز برخوردار گردید و اندک‌اندک به سمت میرزایی رسید. وارد دیوان شد و به سمت لشکرنویسی و منشیگری نظامی ارتقا یافت و مستوفی نظامی شد. مدتی بعد مهم‌ترین اتفاق سیاسی زندگی‌اش در جوانی روی داد. به سال 1244 پس از کشته شدن وزیرمختار روس «گریبایدوف» میرزا تقی همراه هیاتی به سن‌پترزبورگ اعزام و با نیکولای اول، امپراتور روس ملاقات کرد تا مراتب تاسف دولت ایران از این واقعه را به اطلاع وی برساند.این تجربه برای میرزاتقی بسیار ارزشمند بود و در شکل‌گیری شخصیت سیاسی وی تاثیر فراوان
گذاشت. در صدارت میرزا ابوالقاسم تجربه‌ای دیگر برای وی فراهم گردید و آن اعزام به آذربایجان و تمشیت امور آن نواحی به عنوان والی بود.پس از قتل میرزا ابوالقاسم، با آنکه بدخواهان در تخریب او سعی فراوان داشتند، همچنان در خدمت نظام باقی ماند و لیاقت خود را نشان داد.اگر خاندان قائم‌مقام در شکل‌گیری شخصیت میرزا تقی‌خان موثر بودند از جوهر ذاتی وی نیز نباید بگذریم که در انجام وظایف محوله سیاست و کیاست خود را به رخ رقبا می‌کشید.سال 1253 هجری قمری، میرزا تقی‌خان که دیگر دیپلماتی کارآزموده بود، به اتفاق ناصرالدین میرزا، ولیعهد قاجار (و پادشاه بعدی ایران) به ایروان سفر کرد و پس از آن نیز از 1259 به مدت 4 سال برای حل مشکلات مرزی به ماموریت ارزنه‌الروم اعزام شد تا به مذاکره با نمایندگان عثمانی و تعیین خطوط مرزی بپردازد.میرزا تقی‌خان در چند اقدام حکومتی و نظامی دیگر نیز در تهران و تبریز شرکت داشت و نهایتاً هنگامی که محمدشاه در ششم شوال 1264 در تهران وفات یافت، با نفوذی که داشت، ناصرالدین‌میرزای 17 ساله را در تبریز به تخت سلطنت نشاند و پس از آن او را تا تهران همراهی کرد تا رسما به عنوان پادشاه قاجار معرفی‌اش کند.
همان شبی که ناصرالدین میرزا به ناصرالدین شاه ارتقا یافت، میرزا تقی‌خان را به خلعتی که حواشی آن تمام مروارید بود، مخلع و به صدارت عظما منصوب ساخت و به لقب اتابکی و صدراعظمی ملقب کرد.
شرح صدارت امیرکبیر و انواع اصلاحات نظامی، سیاسی، اقتصادی، دیوانی و بالاخص فرهنگی او هر کدام به توضیحاتی کامل نیاز دارند.از اصلاحاتی که در عرصه نظامی کرد تا تاسیس دارالفنون و انتشار روزنامه وقایع‌اتفاقیه بیانگر ابعاد مختلف شخصیت این امیر تاریخ ایران است.تاسیس دارالفنون و تاثیر آن در ایجاد پیش‌زمینه‌های جنبش مشروطه در ایران بسیار قابل توجه است.بعدها شاگردان همان مدرسه به‌ویژه در زمان جنبش تنباکو هماهنگ با محصلان مدرسه علوم سیاسی و دیگر مدارس عالی از خود شایستگی‌های بسیار نشان دادند.یکی دیگر از مشخصات امیرکبیر، اقدامات وی در عرصه سیاست خارجی بود. در دورانی که کشورهای استعمارگر به دنبال بهره‌برداری از منابع کشورهای مختلف بودند، سیاست خارجی ایران همواره موضعی انفعالی داشت. با زمامداری امیرکبیر و تحولاتی که وی در نظام سلطنتی قاجاریه پدید آورد، ایران هویتی برجسته کسب کرد و حداقل از گذشته بهتر شد.
امیرکبیر با آنکه از آغاز مشاغل نظامی داشت اما دیوانسالاری کم و بیش غیرنظامی بود و در منزلت دیوانسالاری مردی فرهنگی و با دیانت محسوب می‌شد و نسبت به گذشته ایران و تاریخ و فرهنگ و تمدن آن آشنایی داشت و بر آینده ایران و پدیدآوردن کشوری مستقل و مقتدر و سربلند دل می‌سوزاند.
دربار ایران که خود در سیطره استعمار قرار داشت حرکت جدید امیرکبیر را برنمی‌تافت و خیلی زود جبهه‌گیری‌ها در برابر او شکل گرفت. از مهدعلیا ملکه ما در گرفته تا میرزانویسان و اطرافیان شاه و سفیران خارجی همه در یک چیز اتفاق‌نظر داشتند و آن مخالفت با امیر بود. این مخالفت‌ها سرانجام میرزا را به قتلگاه شاهان قجری در کاشان فرستاد و حمام فین، مسلخ رگ‌زنی وی شد.
امیرکبیر در ظرف زمانی و مکانی خود اقدامات اساسی در راه توسعه ایران برداشت و هر چند آنقدر زنده نماند تا نتیجه اقدامات خود را ببیند، اما بدون شک پیش‌بینی آینده را می‌نمود.سازمان فرهنگی ملل متحد، (یونسکو) نام وی را در فهرست مشاهیر خود قرار داده است و ایرانیان جسارت، شهامت و اقتدار وی را در ساختن همواره می‌ستایند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 9 دی ماه سال 1386 ساعت 09:18 AM

وبلاگ فرشید خدادادیان

رصد پرتوهای خورشید در شب چله امسال- عکس‌ از دکترمرادی غیاث‌‌آبادی

دکتر غیاث آبادی در گفتگو با رادیو زمانه تشریح کرد

وضعیت بحرانی چارتاقی نیاسر

چارتاقی نیاسر کاشان، یکی از معدود چارتاقی‌های سالم مانده از بیش از دو هزار سال پیش، در معرض آسیب‌های انسانی ناشی از فعالیت معادن استخراج سنگ، فعالیت گنج یابان، نشت آب از لوله‌های آب‌رسانی به پایه و شالوده بنا و ساخت و سازهای بی‌رویه در عرصه و حریم آن است.

دکتر رضا مرادی غیاث آبادی، پژوهشگر و محقق که تحقیقات گسترده‌ای در مورد بناهای تقویمی ایران دارد و هر سال برنامه رصد انقلاب زمستانی را شب چله (یلدا) در این محل و با حضور جمع کثیری از علاقه مندان برگزار می‌کند، با مشاهده آسیب‌های جدید وارد شده به این بنا، پس از انتشار نامه سرگشاده ای در این خصوص  ، در گفتگو با رادیو زمانه نسبت به وضعیت بحرانی این ساختمان باستانی هشدار داده است .

فایل صوتی را در این آدرس بشنوید:

http://radiozamaaneh.com/rohani/2007/12/post_180.html

امیدواریم گوش شنوایی برای نجات این یگانه چارتاقی بجای مانده در ایران وجود داشته باشد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 5 دی ماه سال 1386 ساعت 09:22 AM

وبلاگ فرشید خدادادیان

وضعیت رو به تخریب مهمترین بنای تقویمی ایران

 نامه سرگشاده   دکتر رضا مرادی غیاث آبادی

http://www.ghiasabadi.com

چارتاقی نیاسر نمونه‌ای از یک تقویم آفتابی است که بگونه‌ای ساخته شده تا در ابتدای هر یک از فصل‌های سال بتوان طلوع خورشید را در یکی از روزنه‌های متشکله در میان پایه‌های آن مشاهده و زمان آغاز فصل‌های سال را تشخیص داد.این بنا تنها سازه تقویمی سالم باقی‌مانده در میان حدود چهل چارتاقی دیگری است که در ایران وجود دارند و در طول زمان همگی کم یا زیاد، دچار تخریب و آسیب شده‌اند.سازه تقویمی نیاسر به دلیل کارآیی زمان سنجی‌های چندگانه آن، یکی از بهترین نمونه‌های بناهای تقویمی در جهان است و کاربری تقویمی آن در سال 1380 توسط این نگارنده شناسایی و در کتاب «نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران» معرفی و منتشر شده است.

در چند سال اخیر، دوستداران اخترباستان‌شناسی ایرانی به هنگام انقلاب‌های تابستانی و زمستانی به رصدهای پرتوهای بامدادی خورشید و آشنایی با کاربری تقویمی این بنای مهم تاریخ علم در ایران می‌پردازند.اما برنامه امسال دیدار از طلوع خورشید انقلاب زمستانی و یلدای خورشید در چارتاقی نیاسر که گزارش‌هایی از آن توسط نگارنده در مطبوعات گوناگون و نیز رادیو بی بی سی، تلویزیون صدای آمریکا و شبکه یکم تلویزیون دولتی ایران پخش شد، عملاً به برنامه آشنایی با وضعیت اسفبار و مخاطره‌آمیز این سازه مهم و بی نظیر تقویمی منجر شد اکنون پس از دو سال از انتشار نامه سرگشاده‌ام به نام «اعلام خطر در باره چارتاقی نیاسر»، نه تنها هیچگونه اقدام مفیدی انجام نشده، بلکه عملیات تخریبی در عرصه و حریم بنا با شدت بیشتری گسترش یافته است.

شهرداری و شورای شهر نیاسر همچون یک بنگاه دلالی، تنها به بخشی از عملیات عمرانی توجه نشان می‌دهند که بتوان درآمدی از آن بدست آورد و نیز مورد علاقه سودجویانی باشد که با «حمایت‌»‌های مالی خود موجب تغییر در طرح‌های مصوب پیشین می‌شوند. عملیات انفجاری در معدن سنگ مجاور چارتاقی همچنان ادامه دارد و پیگیری‌های پایگاه میراث فرهنگی برای توقف این عملیات تاکنون سودی نبخشیده است، چرا که در جوامع مروج سرمایه‌سالاری و دلال‌مآبی‌، همواره منافع مادی سودجویان و دلالان، و ریزه‌خوران آنان در دستگاه‌های گوناگون به دلسوزی‌های دل‌نگرانان میراث علمی و فرهنگی میهن می‌چربد. رفت‌وآمد تریلرهای سنگین حامل سنگ از داخل حریم چارتاقی نه تنها متوقف نشده، بلکه با راه‌اندازی معادن بزرگ‌تر دیگری در منطقه، به چندین برابر میزان پیشین رسیده و روزانه ده‌ها تریلر سنگین بدون توجه به عرصه و حریم چارتاقی از میان آن گذر می‌کنند. شهرداری و شورای شهر نیاسر نیز در این میدان کارزار در میان سود و فرهنگ، بجای آنکه در اندیشه ساخت کنارگذری برای این معادن باشد، در فکر خیابان‌های تازه‌ای هستند که دسترسی به تفرج‌گاه‌های سود‌آور نیاسر را راحت‌تر کنند.

کندوکاوهای ماشین‌آلات سنگین حفاری در اطراف چارتاقی- همچون گذشته- متداول است. حفاری‌های که هیچیک از مسئولان محلی از آن «خبر ندارند» و سفارش‌دهنده آن نیز همچون همیشه «ناشناس» است.

پایه‌های چارتاقی به دلیل انجام‌نشدن هیچگونه مرمت اساسی در پنجاه سال اخیر، دچار فرسودگی و آسیب‌های عمیقی شده است که آتش‌افروزی‌های مکرر و کودکانه برخی از ایران‌دوستانی که در تب پاسداشت آثار باستانی می‌سوزند و قصد دارند احساسات خود را بدینگونه اقناع کنند، به آن بیشتر دامن زده و زخم دیگری بر پیکر رنج‌دیده آن وارد می‌کنند. لوله‌های آبرسانی به بنای آسمان‌نمایی ابتدایی که نام رصدخانه دانشگاه کاشان را بر پیشانی خود دارد و در عرصه ممنوعه چارتاقی ساخته شده است، نه تنها از فاصله دو متری چارتاقی جمع‌آوری نشده، بلکه حتی پس از گذشت یک‌ سال تمام، هنوز حتی شکستگی‌های این لوله‌ها مرمت نشده‌ و روزانه ده‌ها و شاید صدها لیتر آب به بنیاد بنا نفوذ می‌کند.سنگ‌های تراش‌خورده سطوح بالایی سکوهای چارتاقی که در حکم ابزار محاسباتی بنا هستند و سه سال پیش به بهانه نصب نورافکن‌های رنگارنگ و شلنگ‌های نورانی مضحک که تجلی هنر مدرن و رایج شهرداری‌ها است، تخریب شده و به اطراف پراکنده شده بودند، برغم پیگیری‌ها و خواهش‌ها و التماس‌های مکرر نگارنده از شهرداری و پایگاه میراث فرهنگی، همچنان در محوطه و در زیر چرخ همان ماشین‌های «ناشناس» حفاری خرد شده و نابود می‌شوند. 

برغم وعده‌های فراوان، نه تنها به هیچیک از طرح‌ها و پیشنهادهای مکتوب این نگارنده برای رسیدگی به وضعیت چارتاقی و محوطه آن و نجات آنها که دو سال پیش و به خواست مسئولان محلی به آنان داده شده بود، توجهی نشده، بلکه همچنان مایل هستند که به دلیل «مفقود شدن» طرح‌ها، برای سومین بار نسخه‌ دیگری تحویل داده شود تا هم سطل‌های زباله بی‌مصرف نمانند و هم فرصت دیگری برای قول‌ها و وعده‌های خیالی و گمراه‌کننده بدست آید تا نوبت انتخابات و انتصابات بعدی و نیروهایی تازه نفس‌تر فرا رسد. 

چارتاقی نیاسر به عنوان یادمانی پرشکوه از تاریخ علم ایران، هزاران صاحب و شیفته و دل‌نگران دارد، اما هنگامی که فرو ریخته باشد.

از اعضای محترم شورای شهر نیاسر و نیز شهردار محترم آن برای مزاحمت‌هایی که چند بار در سال برای کندوکاوکنندگان و تحریب‌چی‌های حریم چارتاقی ایجاد می‌کنم و آرامش و صلح و صفا و همکاری گرم آنان با معدن‌کاوان را بهم می‌زنم، از صمیم قلب پوزش می‌خواهم. امیدوارم همانگونه که معاون محترم عمرانی شهرداری فرمودند، با فروریختن چارتاقی، هم شما از شر همه مزاحمت‌های آن آسوده شوید و هم من از رنج دیدار مجموعه‌ای از بی‌مسئولیت‌ترین مسئولان این کشور کهنسال و پر آرزو.

 

 

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 3 دی ماه سال 1386 ساعت 3:00 PM

وبلاگ فرشید خدادادیان

اشتراک در باورها از شب یلدا تا کریسمس

اشاره : این متن پیش از این در روزنامه تهران امروز تاریخ دوشنبه ۲۶ آذر ماه صفحه ۷ به چاپ رسیده است .

انسانها در شرق و غرب  کره ی خاک دارای اشتراکات فرهنگی و تشابهات فکری فراوانی هستند که  گاه باعث تعجب می شود . این اشتراکات فرهنگی و تاریخی در عین حال  نشان از مبادلات فرهنگی ایشان در طول تاریخ  دارد و اشتراکات و شباهتهای  جشن کریسمس در آیین مسیحیت با جشن شب یلدا  در  ایران باستان از جمله این موارد می باشند .

کریسمس Christmas (به فرانسوی: Noël) که  بیشتر مسیحیان آن  را در بیست و پنجم  دسامبر هر سال  برگزار می‌کنند ،  روزی است که در تقویم  مسیحیان ، زادروز عیسی محسوب  می‌شود و بزرگترین جشن مسیحیان سراسر  جهان می‌باشد.

عیسی مسیح پیام آور صلح و دوستی و مورد احترام تمامی ادیان آسمانی است و  مسیحیان این روز را با آیینهای ویژه برگزار می‌کنند. این در حالی است که تولد حضرت عیسی به درستی معلوم نیست و بر سر تشخیص روز واقعی تولد او قرنهاست در میان فرق مختلف مسیحی اختلاف نظر وجود دارد. علاوه بر بیست و پنجم  دسامبر ، برخی  آن را ششم ژانویه، اول مارس، پانزدهم سپتامبر و همچنین  برخی نیز روزی نامشخص  در نوامبر گفته اند.

انتخاب بیست و پنجم دسامبر از بین این تاریخ های متعدد که در عین حال مورد قبول اکثریت مسیحیان جهان نیز می باشد ، به اقدامات کنستانتین ، امپراطور روم باز می گردد. که به پدر کلیسا مشهور است و در سال 314 میلادی آیین مسیح را  در روم رسمیت داد . مسیحیان که تا آن هنگام مورد آزار و اذیت واقع می شدند از این زمان فراغت یافتند تا آزادانه به مناسک دینی خود بپردازند. کنستانتین مسیحیت را جانشین آیین  میتراییسم نمود که تا آن هنگام در دربار روم رسمیت داشت . آیینی که از ایران به روم رفته و در آنجا گسترش یافته بود .

میترائیسم از ایران تا روم

میتراییسم یا مهرپرستی ، یکی از آیین های مذهبی ایران قدیم بود و مهمترین جشن آن تولد مهر(خورشید ) است که  در اولین شب زمستان  اول دیماه برابر با بیست ودوم دسامبر برگزار می شود.این شب که در عین حال درازترین شب سال نیز می باشد با جشنی به نام جشن یلدا گرامی داشته می شود که برگزاری آن هنوز نیز در ایران رایج است .

میترائیسم در امپراطوری روم اهمیتی بیشتر یافت .در شرایطی که در امپراطوری ایران  با برقراری آیین زرتشت ، میتراییسم اهمیت خود را به عنوان یک مذهب مستقل از دست داد. مهر پرستان ، در منطقه آسیای صغیر محدود شدند. پس از آن وبا جهانگشایی های امپراطوری روم در سده ی اول قبل از میلاد و تصرف آسیای صغیر، رومیان با آیین مهر آشنا شدند و پس از آن   این آیین توسط اسیران جنگی به تدریج در روم  ریشه دوانید و گسترش یافت .

آیین مهر  علاوه بر برخی از امپراطوران، طرفداران زیادی بین تجار و لشکریان پیدا کرد به طوری که در آغاز سده ی چهارم بیش از سیصد معبد میترایی (مهرابه) در ایتالیا وجود داشت و بیشتر  رومیان شب یلدا را جشن می گرفتند.  

پس از آن  این آیین توسط لژیونرهای رومی به مناطق تحت نفوذ امپراطوری از جمله آلمان، اتریش و انگلستان انتقال یافت و مهرابه های متعددی در آن کشورها ساخته شد. بقایای یک مهرابه در سال 1954 هنگام بازسازی در زیر Walbrook House لندن کشف و پس از مدتی در کنار خیابان Queen Victoria Street بازسازی شد.

وبلاگ فرشید خدادادیان

رسمی شدن مسیحیت در امپراتوری روم

سرانجام همانگونه که پیشتر آمد امپراطور کنستانتین اول به خاطر علاقه اش به دین مسیح در سال 313 فرمانی را در میلان برای آزادی و برابری مذاهب صادر کرد و چون می خواست از نفوذ یهودیان نیز جلوگیری نماید  ، با استفاده از ابهام در تاریخ تولد عیسی و  با این بهانه که مسیحیان عیسی را مظهر نور می دانند، عملا" میلاد ایزدمهر را به‌ میلاد مسیح‌ تبدیل‌ و تاریخ تولد عیسی را روز 22 دسامبر تعیین نمود که به واسطه اختلاف در محاسبات کبیسه گیری بعداً به 25 دسامبر تغییر یافت.

 سپس برای جلوگیری از نفوذ و شیوع آیین میترا و برپایی جشن یلدا در امپراطوری رم دستو ر داد که چون مسیحیان نیز حضرت عیسی را مظهر نور می دانند یلدا را به عنوان روز تولد مسیح جشن بگیرند.

کنستانتین  که به نام پدر کلیسا مشهور است، همان کسی است که  سال ها بعد پایتخت روم شرقی را بنا نهاده و  به نام خود قسطنطنیه (بیزانس) نامید که  همان استانبول فعلی درکشور ترکیه  است.

کنستانتین برای جدایی بیشتر از یهودیان  همچنین  روز مذهبی هفته از روز شنبه که در آیین یهود Sabbath  نامیده می شد به روز یکشنبه  Sunday ( روز مهر) تغییر داد و به این ترتیب آخرین رشته ای را هم که بین دو مذهب مسیح و موسی وجود داشت از بین بردند.

جالب است  بدانیم در زمان ابوریحان بیرونی ،دی ماه را که شب تولد مهر نخستین شب آن است  "خور ماه" به معنی ماه خورشید  نیز می گفتند و عده ای معتقدند همین واژه ی "دی" بعدها به شکل day به معنی ساعات روشن روز وارد زبان انگلیسی شد و  امروزه به معنی 24 ساعت به کار می رود. این گروه از محققان  روز خورشید یا  مهر روز (Sunday) را هم که  روز مقدس مسیحی قرار گرفته از همین ریشه میدانند.

در اثر کبیسه بودن سالها به مرور شب تولد مسیح که کنستانتین آنرا در بیست و دوم دسامبر (اول ماه دی ) تعیین کرده بود به بیست و پنجم دسامبر انتقال یافت و برخی نیز بر این عقیده اند که این انتقال اصولا" عمدی بود تا ریشه های آیین مهر در مسیحیت قطع شود .بهر صورت نخستین بار در تقویم فیلوکالوس ( Philocalus)  در سال 354 میلادی است که  از 25 دسامبر بعنوان روز تولد مسیح نام برده شده است و بین شب یلدا و کریسمس فاصله بوجود آمد.بعدها که جشن کریسمس  به اندازه ی کافی جا افتاد، تمام اموال معابد میترایی را به نفع کلیسا مصادره کردند. حتی الامکان به جای معابد میترایی کلیسا ساخته شد و در جایی که مهرابه ها زیرزمینی  بودند بر بالای آن ها  کلیسا بنا کردند.

 مهمترین نمونه ی این ابنیه کلیسای San Clemente رم است که هنوز هم دایر و در زیر آن بقایای مهرابه و کلیسای اولیه ای هم که روی آن ساخته شده بود قابل بازدید می باشد.
در سال 390 تمام مذاهب غیر از مسیحیت ممنوع شدند و عملا به مسیحیان افراطی اختیار داده شد که بقیه ی مهرابه ها را خراب کرده پیروان میترا را قتل عام کنند. این کار میترایی زدایی چنان با شدت و دقت انجام گرفت که اکنون به عنوان نمونه ظاهرا" حتی یک کتاب از مراسم و آیین های این مذهب قدیمی باقی نمانده است.  

شباهتهای میترائیسم و آیین مسیحیت

دایرةالمعارف بریتانیکا به شباهت های آشکار بین میترائیسم  و مسیحیّت اشاره دارد.برخی ازاین تشابهات عبارتند از :

1-  علامت صلیب در آئین  مهر نیز بوده  و بر پیشانی سربازان  مهر پرست داغ یا خال کوبی می شدهاست و  علامت دین مسیح نیز  می باشد.

2-   مسیح در غار یا (دالان دراز) پا به عرصه وجود می نهدو در پایان نیز  از سنگ برخاسته به آسمان میرود. این مسئله برای مهر نیز وجود دارد.

3-      میهمانی مقدس آخرین شام به طوری که در انجیل آمده با شام آخرین شب مهر شباهت دارد.

4-     هر دو از مادرانی باکره به وجود می آیند

5-     . هیچیک زن نمیگیرند

6-  .  مهر با کشتن گاو موجب زنده شدن موجودات و تجدید حیات یافتن آنان میگردد و حضرت  مسیح نیز مردگان را از گور بر می خیزاند.

7-     غسل تعمید در آئین  مهر از ضروریات بود و همین امر جزو آداب اصلی مسیحیت نیز می باشد.

8-  از مراسم و آداب مهر  این بود که همه حاضران در خوردن از یک قطعه نان و شربت هوم (هئومه) شرکت میکردند و این امر در مناسک مسیحی نیز با تناول نان و شراب  وجود داشته است.

9-  میترا در پایان جهان به این عالم باز میگردد، تا جهان را پر از عدل و داد کند و اشخاص صالح  و درستکار را از اشخاص گناهکار جدا کند  و به درستکاران شراب  مقدس یعنی هئومه ممزوج با روغن بدهد تا عمر جاوید یابند  . حضرت عیسی نیز در پایان جهان به این دنیا باز خواهد گشت.

10-از اجزای  مراسم آئین مهر  ناقوس و  روشن کردن شمع است  که هر دو در دین مسیح نیز به چشم میخورد.

 باور های امروز ما پوسته های روی هم قرار گرفته تجربیات و دانسته های فرهنگی اعتقادی گذشتگان هستند که از دیر باز بدنبال جستجوی خالق بوده اند و امروز با وجود پیامبران الهی بزرگواری همچون مسیح انسانها راه یگانه پرستی را یافته اند. جشن شب یلدا و جشن کریسمس بر همگان خجسته باد.

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386 ساعت 3:17 PM

وبلاگ فرشید خدادادیان

شرحی بر سریال تلویزیونی روزگار قریب

 

شبکه سه تلویزیون  از شب گذشته ( دوشنبه 12/9/86 ) پخش سریال تلویزیونی تحت عنوان روزگار قریب را آغاز کرد که به زندگی یکی پزشکان پرتلاش و مبارزان ملی ایران ،  مرحوم دکتر محمد قریب می پردازد.

 کیانوش عیاری این سریال تلویزیونی را در فاصله سالهای 1381 تا 1384 تولید کرده و اکران آن از دیشب آغاز شد . فارغ از فضای حاکم بر صدا و سیما ، باید منتظر ماند و دید چقدر از واقعیت های تاریخ معاصر ایران در قالب این سریال به تصویر کشیده خواهد شد!اما  در آغاز پخش این سریال مروری بر زندگی مرحوم دکتر محمد قریب ،در ایجاد  پیش زمینه ذهنی برای بینندگانی که کمتر مرحوم قریب را می شناسند خالی از فایده نخواهد بود.

دکتر قریب در سال  1288 خورشیدی  در یک خانواده مذهبی در تهران متولد شد و در سال 1306 خورشیدی  در زمره اولین گروه دانشجویان ایرانی بود که برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی به فرانسه رفتند.

او  در پایان سال اول تحصیل  در شهر رن فرانسه موفق به دریافت جایزه لابراتور تشریح دانشکده پزشکی شد و  در سال 1314 نخستین ایرانی بود که توانست در کنکور انترنی بیمارستان پاریس موفق شود.

قریب  در سال 1315 ازدواج نموده ودر سال 1317 به ایران بازگشت. پس از طی نمودن دوره سربازی در سال 1319 به عنوان دانشیار طب اطفال در دانشگاه به فعالیت علمی مشغول گردید. وی ابتدا در بیمارستان رازی به اداره بخش اطفال مشغول شد و بعد از آن به بیمارستان هزار تختخوابی آمد و در آن بخش اطفال دایر نمود.

دکتر قریب در سال 1319 کتاب بیماریهای کودکان را به چاپ رساند و در سال 1335 با همکاری آقای دکتر اهری آن را با اصلاحات جدید تجدید چاپ نمود. دکتر قریب در سال 1321 به دریافت نشان عالی دولت فرانسه شد ودر سال 1350 به عضویت هیئت مدیره انجمن بین المللی بیماریهای کودکان در آمد. همچنین در آخرین سالهای عمر وی موفق به نشان درجه اول فرهنگ از وزارت آموزش و پرورش شد.

دکتر قریب  در طول سالهای فعالیت علمی خود در کنگره های مختلف بین المللی در کشورهای مختلف از جمله فرانسه, آمریکا, کانادا, ژاپن, ترکیه و اتریش شرکت کرد و همچنین عضویت چندین مجمع علمی بین المللی را برعهده داشت. ایشان همچنین  اولین تعویض خون را در ایران انجام دادند و از بنیانگزاران انتقال خون در ایران بودند.

از مهمترین اقدامات دکترقریب  بنیانگزاری و تأسیس اولین بیمارستان تخصصی کودکان یعنی بیمارستان مرکز طبی کودکان به همراه دکتر اهری بود که ایشان این اقدام را در زمان بازنشستگی خود انجام دادند

مرحوم دکتر قریب در حین فعالیت علمی فعالیت سیاسی و اجتماعی نیز داشت به گونه ای که بارها در کلاس درس به اقدامات رژیم انتقاد نموده و پس از واقعه 28 مرداد 32 نیز بدنبال امضاء یک بیانیه به همراه 10 تن دیگر از اعضاء هیئت علمی دانشگاه مانند:  مهندس بازرگان, دکتر سحابی و دکتر نعمت الهی به دستور شاه از دانشگاه اخراج شدند که این موضوع باعث افزایش محبوبیت ایشان در بین دانشجویان و جامعه دانشگاهی شد.

مرحوم دکتر قریب در سال 1351 به هماچوری (دفع خون از دستگاه ادرای) مبتلا شدند که بعدها تشخیص کانسر مثانه داده شود و اقدامات درمانی انجام شده درایران و آمریکا تأثیر چندانی بر بیماری ایشان نداشته و سرانجام در روز سه شنبه اول بهمن ماه 1353 در بیمارستان مرکز طبی کودکان محل خدمت خود درا فانی را وداع کردند و طبق وصیت خودشان در قبرستان شیخان قم به خاک سپرده شدند.

منابع:

- یرواند آبراهامیان : ایران بین دو انقلاب

- گروه جاما: گذشته چراغ راه آینده

- سایت داشگاه علوم پزشکی تهران

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 22 مهر ماه سال 1386 ساعت 09:23 AM

آدم ربایی قوز بالاقوز صنعت گردشگری در ایران

چند نوبتی است که آدم ربایی و باج خواهی نیز به مشکلات عدیده صنعت گردشگری اضافه شده است . گو اینکه مسئله تامین  امنیت اجتماعی قبل از آن که مشکل این حوزه باشد مسئله امنیتی و  در خصوص اتباع خارجی مرتبط با حوزه سیاست خارجی است ، اماتاثیر نامطلوب این نکته بر صنعت نیم بند گردشگری بیش از هر جای دیگری خواهد بود !

پس ز مسئله گردشگران بلژیکی و چندمورد دیگر ،به تازگی و  به نقل از بی بی سی ،  با گذشت پنج  روز از ربوده شدن یک دانشجوی  توریست ژاپنی در ایران، جستجو برای یافتن وی و ربایندگانش ادامه دارد و دولتهای ایران و ژاپن اعلام کرده اند که در این زمینه با هم همکاری می کنند.این دانشجوی بیست و سه ساله ژاپنی که ساتوشی ناکامورا نام دارد، دوشنبه گذشته که به قصد بازدید از ارگ بم از مهمانسرای محل اقامت خود در این شهر خارج شده بود به دست افراد مسلح ربوده شد و دو روز بعد به سفارت ژاپن در تهران اطلاع داد که ربوده شده اما در سلامت به سر می برد.

وزیرامورخارجه ایران به همتای ژاپنی خود گفته که نیروهای امنیتی ایران مکان تقریبی ربایندگان را شناسایی کرده اند.در حالی که منابع رسمی هنوز هیچ اطلاعاتی در مورد ربایندگان گردشگر ژاپنی منتشر نکرده اند، خبرگزاری فارس به نقل از منابع آگاه امنیتی اما بدون ذکر نام، سردسته مشهور یکی از گروههای مسلح جنوب شرق ایران(گروه شه بخش) را به عنوان رباینده وی اعلام کرده و خبر داده که گروگان ژاپنی را به استان سیستان و بلوچستان انتقال داده اند.

مشکلات حمل و نقلی و خدمات هتلداری،مشکلات ناشی از ضعف برنامه ریزی و هزار و یک مشکل دیگر کم بود و حالا مشکل آدم ربایی نیز بدان اضافه شد تا شهر فرنگ گردشگری ما کامل شود.وجود گروههای معارض  و آدم ربا البته مختص کشور ما نیست اما درمناطقی از ایران که احتمال فعالیت این گروهها بیشتر می باشد مطمئنا باید اقدامات پیشگیرانه دقیقتری را بعمل آورد.

متاسفانه تعداد توریستهایی که روحیه ماجراجویی و پلیسی داشته و دوست داشته باشند هیجان دزدیده شدن توسط آدم ربا ها را تجربه کنند در دنیا خیلی کم هستند و برای جلوگیری از پائین تر رفتن آمار ورودی توریست به ایران باید بیشتر مراقب بود.

امیدکه این توریست ژاپنی هر چه زودتر به سلامت آزاد شود و خاطره آن نیز ، با عدم تکرارش در ایران ، هر چه زودتر از ذهن جهانیان زدوده  شود .

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 7 مهر ماه سال 1386 ساعت 11:48 AM

ریشه های باستانی  آداب ایرانیان درمراسم  ماه رمضان

شگفتی ایرانیان این بوده و هست که ریشه های باستانی باورهای  خود را در هر شرایطی حفظ می کنند و آداب و فرهنگ پسندیده  خود را در هر مقطعی با لباس جدید حفظ می نمایند.

بدون شک پسندیده بودن و نیک بودن این آداب بوده که باعث پذیرش آنها از سوی اقوام مختلفی شده که هر از چند گاه ایران را به تسخیر خود در آورده اند. اگر میترائیسم با لشگریان رومی به اروپا میرود ،باورهای پارسی در نزد اعراب فاتح باقی میماند ترکان خوارزمی زبان ایرانی می یابند  و مغولان شمنی به دیانت اسلام در می آیند ، همه و همه از توانایی و نیکی فرهنگ و باورهای پارسی است که در هر شرایطی ققنوس وار از خاکستر حوادث بر می خیزد.

 در تعامل باورهای باستانی ایران و دیانت اسلام ، آداب و رسوم ایرانی ماه رمضان از جمله این امورهستند که علاوه بر سرزمین ایران در برخی دیگر از مناطق مسلمان نشین نیز منتشر شده اند و در نوع خود جالب توجه هستند .

یکی از این آیین ها  "نقاره زنی" در شب حلول ماه رمضان یکی از  این سنت ها است که بر طبق شواهد تاریخی  از دوران  باستان در ایران  رواج داشته و پس از ورود اعراب به ایران رنگ و بوی اسلامی به خود گرفته است. مراسمی که