
ایل بختیاری تهران را آزاد کرد
اشاره : این مطلب چکیده مقاله ارائه شده در سمینار یکصد سالگی مشروطه (تهران-مرداد ۱۳۸۵) است که بخش هایی از آن در تاریخ یکشنبه هفتم خرداد ماه ۱۳۸۵ در صفحه مشروطه روزنامه شرق و پس از آن در چند نشریه استانی تحت عنوان سردار اسعد فاتح ملی به چاپ رسیده است .در آستانه چهاردهم مرداد سالروز انقلاب مشروطه َ بازخوانی آن خالی از لطف نخواهد بود.
علیقلى خان چهارمین فرزند حسینقلى خان ایلخانى بود و قبل از او برادرش اسفندیار خان لقب اسعد داشت. علیقلى پس از کشته شدن پدر یک سال در زندان ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه و حاکم اصفهان بود و به نوعى زندگى سیاسى خود را با زندان آغاز کرد. پس از آن ایام سخت با به قدرت رسیدن اتابک در اصفهان ستاره اقبال خانواده ایلخانى مجدداً درخشید. اسفندیارخان سردار اسعد اول به ایلخانى بختیارى رسید و علیقلى خان فرمانده سواران بختیارى در گارد شد. این وضعیت تا عزل اتابک از حکمرانى اصفهان ادامه داشت و پس از عزل وى علیقلى خان دیگر به گارد مراجعه نکرد و بیشتر در سرزمین بختیارى به سر برد.
علیقلى در سال ۱۳۱۸ (ه.ق) به هند و سپس مصر سفر کرده و در همان سال به زیارت خانه خدا مشرف شد. سپس عازم پاریس شد و دو سال بعد به ایران مراجعت کرد و در سال ۱۳۲۱ با فوت اسفندیارخان به تمشیت امور بختیارى همت گماشت و از این تاریخ به سردار اسعد ملقب شد. وى در بین ایل بختیارى داراى موقعیت ممتاز و ویژه بود و مى توان او را نقطه محورى ایل بختیارى در آن روزگار نامید. او از نخستین ایرانیانى بود که ضمن مسافرت به اروپا با مظاهر تمدن و دموکراسى در فرانسه آشنا شد. به همین دلیل واجد امتیازات روشنفکرى منحصربه فردى شد.
پس از مراجعت به ایران در سال ۱۳۲۴ مجدداً عازم پاریس شد و در زمان به توپ بستن مجلس در سال ۱۳۲۶ نیز که عده اى از رجال و آزادیخواهان عازم اروپا شدند علیقلى خان در پاریس اقامت داشت. استبداد محمدعلى شاهى باعث تأمل و تفکر بسیارى از روشنفکران و مراجعت ایشان به قصد مبارزه به ایران شد و یکى از دلایل سردار اسعد براى مراجعت به ایران نیز همین مسئله بود. البته در این بین تشویق ایرانیان براى مراجعت وى نیز بسیار موثر بود.
مخبرالسلطنه هدایت که خود در آن هنگام در اروپا به سر مى برد در این زمینه نوشته است: … شاخص میان ایرانیان علیقلى خان سردار اسعد است که غالباً اشخاص مهمى با او مراوده دارند و او را به بازگشت به ایران و رهبرى نهضت تشویق مى کنند.
علاوه بر این تشویق ها فتح اصفهان توسط بختیارى ها نیز در ترغیب علیقلى خان براى بازگشت به ایران بسیار موثر بود. سردار اسعد در چنین شرایطى وارد ایران شد و در اولین اقدام به اتحاد ایل بختیارى مشغول شد. پس از آن جهت اطمینان خاطر خود نیاز به اتحاد با دو نیروى قوى دیگر در جنوب و جنوب غرب ایران یعنى قشقایى ها و طوایف عرب داشت تا با خاطرى آسوده و مطمئن از پشت سر خود، عازم فتح تهران استبدادزده شود. پس از عقد قرارداد مودت با اعراب و قشقایى ها، اردوى بختیارى براى حرکت به سوى تهران در اصفهان مستقر شد. مجاهدان بختیارى از اصفهان و سواران دلیر سپهدار تنکابنى از رشت از دو جبهه به سوى تهران حرکت کردند و در بیست وچهارم جمادى الثانى ۱۳۲۷ قمرى وارد تهران شدند.
شجاعت و تهور بختیارى ها و سواران تنکابنى به حدى بود که پس از چند روز تهران به تصرف کامل فاتحان درآمد و شاه به همراه پانصد تن از سران و بستگان به سفارت روس در زرگنده پناهنده شد.
از اهمیت اقدامات بختیارى ها در تهران همین بس که پاولویچ مى نویسد: در نهضت مشروطه خدمات بختیارى ها غیرقابل انکار است. حتى مى توان گفت که اگر سواران آنها تحت ریاست سردار اسعد به تهران حرکت نمى کردند محمدعلى شاه به این سهولت میدان را خالى نمى کرد.
از این سخن مى توان این گونه نتیجه گرفت که محمدعلى شاه از حرکت بختیارى ها و توانایى رزمى ایشان بسیار ترسیده بود. هماهنگى خاص و تحت امر بودن نیروهاى بختیارى و توانایى رزمى آنها تحت فرماندهى مدبرانه سردار اسعد از نقاط قوت این نیروها در آزادى مجدد ایران پس از استبداد صغیر بود. در اولین کابینه اى که پس از خلع محمدعلى شاه تشکیل شد سردار اسعد وزارت کشور را عهده دار شد و اقدامات اساسى او در مسند وزارت به حدى بود که نماینده انگلیس در خلیج فارس از تهران خواست در صورت امکان سردار اسعد را وادار به استعفا کند که البته این امر مورد موافقت قرار نگرفت.
جانفشانى ایل بختیارى در استقرار نظام مشروطه محدود به فتح تهران نبود. تلاش بختیارى ها در سرکوب شورش هاى پراکنده ایران پس از خلع محمدعلى شاه بسیار واجد اهمیت بود. شورش در زنجان به کمک نیروهاى بختیارى تحت فرماندهى جعفر قلى خان امیربهادر و یپرم خان ارمنى فرو نشانده شد و در ادامه نیز پس از ناکامى قواى مشروطه در سرکوبى شورش در شمال غرب ایران مجدداً این نیروهاى بختیارى بودند که به استقرار نظم در آن نواحى پرداختند....
حال و روز امروز بختیاری در ساختار جامعه و سهم آن در حاکمیت نه از روی بی کیاستی بختیاری که از روی بی لیاقتی کسانی است که به نام بختیاری در حال پر کردن جیب های خود هستند!؟
سعادت بختیاری در گرو تامل و تفکر است و اینکه نشان دهد لیاقت بهتر زیستن را دارد.به امید آن روز.













