چهارشنبه 10 مرداد ماه سال 1386 ساعت 07:56 AM

 

ایل بختیاری تهران را آزاد کرد

اشاره : این مطلب  چکیده مقاله ارائه شده در سمینار یکصد سالگی مشروطه (تهران-مرداد ۱۳۸۵) است که بخش هایی از آن در تاریخ یکشنبه هفتم خرداد ماه ۱۳۸۵  در صفحه مشروطه روزنامه شرق و پس  از آن در چند نشریه استانی تحت عنوان سردار اسعد فاتح ملی به چاپ رسیده است .در آستانه چهاردهم مرداد سالروز انقلاب مشروطه َ بازخوانی آن خالی از لطف نخواهد بود.


قوم بختیارى از نیروهاى موثر در جنبش مشروطه و خصوصاً فتح تهران بودند و در میان سرداران ایشان علیقلى خان سردار اسعد جایگاهى خاص داشت.
علیقلى خان چهارمین فرزند حسینقلى خان ایلخانى بود و قبل از او برادرش اسفندیار خان لقب اسعد داشت. علیقلى پس از کشته شدن پدر یک سال در زندان ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه و حاکم اصفهان بود و به نوعى زندگى سیاسى خود را با زندان آغاز کرد. پس از آن ایام سخت با به قدرت رسیدن اتابک در اصفهان ستاره اقبال خانواده ایلخانى مجدداً درخشید. اسفندیارخان سردار اسعد اول به ایلخانى بختیارى رسید و علیقلى خان فرمانده سواران بختیارى در گارد شد. این وضعیت تا عزل اتابک از حکمرانى اصفهان ادامه داشت و پس از عزل وى علیقلى خان دیگر به گارد مراجعه نکرد و بیشتر در سرزمین بختیارى به سر برد.
علیقلى در سال ۱۳۱۸ (ه.ق) به هند و سپس مصر سفر کرده و در همان سال به زیارت خانه خدا مشرف شد. سپس عازم پاریس شد و دو سال بعد به ایران مراجعت کرد و در سال ۱۳۲۱ با فوت اسفندیارخان به تمشیت امور بختیارى همت گماشت و از این تاریخ به سردار اسعد ملقب شد. وى در بین ایل بختیارى داراى موقعیت ممتاز و ویژه بود و مى توان او را نقطه محورى ایل بختیارى در آن روزگار نامید. او از نخستین ایرانیانى بود که ضمن مسافرت به اروپا با مظاهر تمدن و دموکراسى در فرانسه آشنا شد. به همین دلیل واجد امتیازات روشنفکرى منحصربه فردى شد.

 پس از مراجعت به ایران در سال ۱۳۲۴ مجدداً عازم پاریس شد و در زمان به توپ بستن مجلس در سال ۱۳۲۶ نیز که عده اى از رجال و آزادیخواهان عازم اروپا شدند علیقلى خان در پاریس اقامت داشت. استبداد محمدعلى شاهى باعث تأمل و تفکر بسیارى از روشنفکران و مراجعت ایشان به قصد مبارزه به ایران شد و یکى از دلایل سردار اسعد براى مراجعت به ایران نیز همین مسئله بود. البته در این بین تشویق ایرانیان براى مراجعت وى نیز بسیار موثر بود.

 مخبرالسلطنه هدایت که خود در آن هنگام در اروپا به سر مى برد در این زمینه نوشته است: … شاخص میان ایرانیان علیقلى خان سردار اسعد است که غالباً اشخاص مهمى با او مراوده دارند و او را به بازگشت به ایران و رهبرى نهضت تشویق مى کنند.

علاوه بر این تشویق ها فتح اصفهان توسط بختیارى ها نیز در ترغیب علیقلى خان براى بازگشت به ایران بسیار موثر بود. سردار اسعد در چنین شرایطى وارد ایران شد و در اولین اقدام به اتحاد ایل بختیارى مشغول شد. پس از آن جهت اطمینان خاطر خود نیاز به اتحاد با دو نیروى قوى دیگر در جنوب و جنوب غرب ایران یعنى قشقایى ها و طوایف عرب داشت تا با خاطرى آسوده و مطمئن از پشت سر خود، عازم فتح تهران استبدادزده شود. پس از عقد قرارداد مودت با اعراب و قشقایى ها، اردوى بختیارى براى حرکت به سوى تهران در اصفهان مستقر شد. مجاهدان بختیارى از اصفهان و سواران دلیر سپهدار تنکابنى از رشت از دو جبهه به سوى تهران حرکت کردند و در بیست وچهارم جمادى الثانى ۱۳۲۷ قمرى وارد تهران شدند.

 شجاعت و تهور بختیارى ها و سواران تنکابنى به حدى بود که پس از چند روز تهران به تصرف کامل فاتحان درآمد و شاه به همراه پانصد تن از سران و بستگان به سفارت روس در زرگنده پناهنده شد.

 از اهمیت اقدامات بختیارى ها در تهران همین بس که پاولویچ مى نویسد: در نهضت مشروطه خدمات بختیارى ها غیرقابل انکار است. حتى مى توان گفت که اگر سواران آنها تحت ریاست سردار اسعد به تهران حرکت نمى کردند محمدعلى شاه به این سهولت میدان را خالى نمى کرد.

 از این سخن مى توان این گونه نتیجه گرفت که محمدعلى شاه از حرکت بختیارى ها و توانایى رزمى ایشان بسیار ترسیده بود. هماهنگى خاص و تحت امر بودن نیروهاى بختیارى و توانایى رزمى آنها تحت فرماندهى مدبرانه سردار اسعد از نقاط قوت این نیروها در آزادى مجدد ایران پس از استبداد صغیر بود. در اولین کابینه اى که پس از خلع محمدعلى شاه تشکیل شد سردار اسعد وزارت کشور را عهده دار شد و اقدامات اساسى او در مسند وزارت به حدى بود که نماینده انگلیس در خلیج فارس از تهران خواست در صورت امکان سردار اسعد را وادار به استعفا کند که البته این امر مورد موافقت قرار نگرفت.
جانفشانى ایل بختیارى در استقرار نظام مشروطه محدود به فتح تهران نبود. تلاش بختیارى ها در سرکوب شورش هاى پراکنده ایران پس از خلع محمدعلى شاه بسیار واجد اهمیت بود. شورش در زنجان به کمک نیروهاى بختیارى تحت فرماندهى جعفر قلى خان امیربهادر و یپرم خان ارمنى فرو نشانده شد و در ادامه نیز پس از ناکامى قواى مشروطه در سرکوبى شورش در شمال غرب ایران مجدداً این نیروهاى بختیارى بودند که به استقرار نظم در آن نواحى پرداختند....

حال و روز امروز بختیاری در ساختار جامعه و سهم آن در حاکمیت نه از روی بی کیاستی بختیاری که از روی بی لیاقتی کسانی است که به نام بختیاری در حال پر کردن جیب های خود هستند!؟

سعادت بختیاری در گرو تامل و تفکر است و اینکه نشان دهد لیاقت بهتر زیستن را دارد.به امید آن روز.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 10 تیر ماه سال 1386 ساعت 09:38 AM

 

وضعیت معرفی و ثبت آثار تاریخی ایران در فهرست  میراث جهانی

(با یاد دکتر پرویز ورجاوند که در راه ثبت آثار ایران بسیار کوشید)

 آثار و بناهای باستانی و تاریخی یادمان پیشینه هر ملت هستند و در اعصار مختلف ،  ملتها به شیوه های گوناگون از این میراث خود بهره مند شده اند.

 روزگاری این آثار شکوه ،عظمت و اعتبار و اقتدار ملتی را بر حریف خود دیکته میکرد. گفتمان قدرت در میادین کارزار بر مقیاس شکوه و اقتدار سنجیده میشد و امپراتوری های قدرتمند حاکمان قدرتمند جهان نیز بودند. میزان و تعدد این نمادهای تمدنی در زمانه ای دیگر ، تبدیل به  مدرک و سندی شدند  برای افتخار به پیشینه و دیرینگی و قدمت در تمدن و فرهنگ ، در هماوردی با  اسلاف دیگری که فاقد چنین پیشینه ای بودند!

روزگاری چند گذشت وملتها از لحاظ نوع تفکر و تعامل با سایر همنوعان  به این نکته رسیدند  که میراث هر ملت تنها محدود بدان ملت نیست و تعلقی جهانی داردو حفاظت و حراست از آن وظیفه تمامی جهانیان است.

 ایده ثبت جهانی آثار تاریخی از کجا آمد؟

نخستین بار پس از فروکش کردن  جنگ جهانی اول بود که ایده حمایت از هر نوع میراث جهانی مطرح شد . جنگ علاوه بر تلفات فراوان خسارات و ویرانی های زیادی را نیز به همراه داشته بود و آثار و ابنیه تاریخی و باستانی نیز از این صدمات در امان نمانده بودند و ملتها پس از فروکش کردن دوران پر تب و تاب جنگ و کشتار و ویرانی به این فکر کردند که ای کاش راهکاری بود تا میراث بشریت از آسیب جنگها و ویرانی ها و آسیبها در امان بماند. ایده ، ایده خوب و جالبی بود ،  اما اجرایی شدن آن تا وقوع یک جنگ عالمگیر دیگر به درازا کشید و سالها بعد عزم بین المللی برای اجرایی شدن این ایده بوجود آمد. گویی ویرانی عالمگیر دیگری نیاز بود تا عزمی جهانی بدین منظور به وجود آید.

سازمان ملل متحد که خود زاییده تفکر بشریت پس از تجربه جنگ عالمگیر بود بدین منظور وارد عمل شد و به بررسی و برنامه ریزی در این زمینه پرداخت.حاصل این کار کنوانسیونی برای حمایت از میراث تاریخی و طبیعی جهانی بود و مرکزی نیز برای مدیریت این برنامه تاسیس گردید.

 مرکز میراث جهانی

در شانزدهم نوامبر 1972 کنوانسیون حمایت از میراث تاریخی و طبیعی جهان به تصویب سازمان ملل رسید و سازمان آموزشی و علمی و فرهنگی سازمان ملل، یونسکو، مرکزی را تحت عنوان میراث جهانی دایر کرد.یونسکو ماموریت این مرکز را در هشت بند تعریف نمود:

1 - تشویق کشورهای جهان به امضای کنوانسیون میراث جهانی و اطمینان از حفظ و نگهداری صحیح میراث طبیعی و فرهنگی آنان

2 - تشویق بخش‌های مختلف فعال در این حوزه در کشورها برای نامزد کردن آثار طبیعی و فرهنگی کشورهایشان با توجه به ویژگی‌های ملی آن

3 - تشویق کارشناسان کشورها به ارائه و تنظیم برنامه مدیریتی برای اخبار و وضعیت سایت‌های میراث جهانی

4 - کمک به کشورهایی که اثر خود را به ثبت رسانده‌اند برای آموزش نیروی متخصص در نگهداری آثار و توسعه مراکز حفاظتی از آثار با توجه به تکنولوژی‌های پیشرفته

5 - ساخت مراکز امدادرسانی سریع برای میراث جهانی در زمان وقوع حوادث

6 - حمایت از مراکزی که فعالیت‌های عمومی در زمینه نگهداری و آموزش نحوه حفاظت از آثار به افراد آموزش می‌دهند

7 - تشویق هر منطقه برای جلب توجه ساکنین آن به حفظ و نگهداری میراث جهانی

8 - تشویق کشورهای بین‌المللی برای حمایت و حفاظت از میراث طبیعی و جهانی

 یونسکو همچنین  در راستای  اجرایی نمودن ایده حفاظت از میراث جهانی  ضمن  تأمین اعتبار مرمت و نگهداری آثار ثبت شده وظایفی را نیز برای کشورهای واجد آن آثار تعریف می‌کند که کشورها موظف به انجام و رعایت آن وظایف می‌کنند .

 از تاریخ شروع این برنامه تا کنون آثار فراوانی در نقاط مختلف جهان به ثبت جهانی رسیده اند و کشورها ی مختلف  ضمن     بهره مندی از مزایای ثبت آثار ، تعهداتی را نیز پذیرفته و بدان عمل می کنند.

ایران نیز در مقاطع مختلف تلاش هایی برای ثبت آثار باستانی و تاریخی خود به انجام رسانده است.

 ثبت آثار ایرانی در فهرست جهانی

وقتی به سیر تاریخی دیپلماسی فعالان و متولیان امر در زمینه تلاش برای ثبت آثار ایرانی در فهرست جهانی توجه می‌کنیم پس از آغاز این اقدامات در سال 1358 خورشیدی که با تلاش و اهتمام شخصی زنده یاد دکتر پرویز ورجاوند انجام شده بود  ، فترتی بیست و چند ساله را شاهدیم که فارغ از دلایل خواسته و ناخواسته مؤثر در آن بدون شک تأمل و بررسی در آن به منظور برنامه‌ریزی بهتر برای آینده ضروری بنظر می رسد.

در مقطع نخست ایران سه اثر خود را برای ثبت جهانی به یونسکو معرفی نمود و پس از پیگیری های مستمر موفق بدین کار شد اقدامی که با همت و تلاش قابل توجه مرحوم تازه درگذشته جناب آقای دکتر پرویز ورجاوند به وقوع پیوست.

معبد چغازنبیل شوش ، زیگورات شکوهمند تمدن باستانی  ایلام در استان خوزستان ، بنای ارزشمند هخامنشی تخت جمشید در استان فارس  و میدان نقش جهان، یادگار حکمرانان صفوی در پایتخت‌شان اصفهان نصف جهان، آثار سه گانه ایرانی بودند که این مجال  را یافته‌ بودند تا قبل از سایر آثار ایرانی به ثبت جهانی برسند.

تا سال 1358 تنها این سه اثر بودند که در یونسکو به عنوان میراث جهانی واجد شناسنامه شده‌ بودند. بروز انقلاب اسلامی و پس از آن جنگ تحمیلی و مسائل داخلی و خارجی  ازجمله فقدان عزم ملی در صیانت از میراث فرهنگی ، باعث شد از این سال شاهد دوران فترتی بیست و چند ساله در زمینه ثبت آثار باشیم.

 البته براساس اعلام مسئولان ایرانی از آن مقطع به بعد حداقل هفده اثر برای ثبت به یونسکو معرفی شده‌اند اما از آن میان تنها محوطه تخت سلیمان بود که  توانست بعنوان چهارمین اثر ایرانی  در سال  خورشیدی 1380 به ثبت جهانی برسد.

در عین حال آنچه مانع ثبت تعداد بیشتری از آثار ایرانی در این فهرت بود ، شیوه نامه و روش اجرایی جدیدی بود که یونسکو برای خود تعریف نموده بود.

یک سال پس از ثبت جهانی تخت سلیمان یونسکو شیوه نامه جدیدی تصویب کرد که براساس آن سالانه تنها سی(30)  اثر می‌توانستند به لیست‌ جهانی اضافه شوند.

این شیوه نامه بهر حال محدودیت هایی را برای کشور های مختلف جهت معرفی و ثبت آثارشان ایجاد می نمود و آثاری می توانستند واجد شناسنامه جهانی شوند که خصوصیات بارزی داشته باشند.

تلاشهای ایران در طی مدت سپری شده پس از صدور این مقررات جدید منجر به ثبت سه اثر دیگر شد.محوطه باستانی  پاسارگاد یادگار ارزشمند امپراتوری هخامنشی در استان کنونی فارس ، گنبد سلطانیه در استان  زنجان و کتیبه بیستون ، سنگ نوشته داریوش هخامنشی بر کناره کوه بیستون در  کرمانشاه سه اثری بودند که طی مدت شش سال پس از ثبت تخت سلیمان ، به فهرست جهانی اضافه شدند  و  سهم ایران در این فهرست  را به عدد هفت رساندند.

عدد هفت در باور باستانی ایرانیان عدد مقدسی است اما مزایای افزایش آثار ثبت شده برای ایران چه از نظر فرهنگی و چه اقتصادی آنقدر روشن است که ایجاب مینماید در این زمینه به عدد هفت بسنده نشود!

بدیهی است که ثبت یک اثر در میراث مشترک تنها یک حرکت تبلیغاتی نیست و امتیازاتی را برای کشور صاحب اثر به همراه خواهد داشت که مهمترین آن در آمدزایی از این طریق و رونق صنعت توریسم بدین وسیله است .امری که  با شروع قرون جدید آغاز گردیده و  این بار میراث باستانی و تاریخی در کاربردی نوین به اهرم  اقتصادی ارزشمندی تبدیل شده که با آن می توان صنعت گردشگری را رونق بخشید.

 رونق صنعت گردشگری با پشتوانه میراث جهانی

فارغ از بعد معنوی و اعتبار تاریخی و فرهنگی حضور آثار ایران در لیست جهانی بدون شک در عرصه صنعت توریسم نیز واجد امتیازاتی است.

دنیای امروز تنها نگاه احساسی و نوستالژیک به پیشینه خود ندارد و از مؤلفه‌های مختلف برای کسب درآمد و توسعه اقتصادی و ساختن فردای بهتر استفاده می‌کند.امری که هیچ منافاتی نیز با افتخار و اعتبار به پیشینه ارزشمند تاریخی و فرهنگی مناطق مختلف ندارد و یکی از این راهکارهای درآمدزایی، بهره‌مندی از مزایای اقتصادی و درآمدی صنعت توریسم با بهره‌مندی از معرفی جهانی آثار باستانی و تاریخی هر کشور است و تلاش بیشتر برای بالا بردن شمارگان آثار ارزشمند ایرانی در لیست جهانی در این زمینه‌ می‌تواند بسیار مفید باشد.

صنعت توریسم سومین صنعت درآمدزا در سطح جهان است و کم ‌کاریهای منجر به عدم ثبت آثار بیشتری از ایران در کنار غفلت از فرصت‌های جهانی در کنار اقدامات غیرکارشناسی که حریم همین تعداد آثار ثبت شده محدود را نیز مورد تعرض قرار می‌دهد نکاتی هستند که نیاز به دقت، تأمل و توجه بیشتر و اتخاذ دیپلماسی فعال‌تری در این زمینه دارند.

ایران به واسطه پیشینه باستانی و تاریخی خود واجد آثار و ابنیه شناخته شده‌ای است که معرف تاریخ و فرهنگ ایران در سطح جهان هستند و در ذهن جهانیان آشنا با ایران نام این آثار تداعی‌کننده نام ایران می باشند. در این زمینه آنچه باعث توجه و معرفی بهتر خواهد بود ، ثبت جهانی آثار باستانی و تاریخی است تا به واسطه آن بتوان ضمن بهره‌مندی از امتیازات اعطایی از جانب سازمان یونسکو و کسب اعتبار در این زمینه به ارتقای جایگاه آثار در سطح جهان  نیز امیدوار بود.

هفت اقلیم فرهنگ و تمدن ایرانی لیاقت سهمی بیشتر در عرصه جهان را دارد؛ لیاقتی که با سعی و تلاش به آن خواهیم رسید. با توجه به محاسن ثبت جهانی آثار از جمله مباحث مربوط به مرمت و نگهداری و تبلیغات و معرفی که طبیعتاً اقبال و توجه جهانگردان و رونق صنعت توریسم را به دنبال خواهد داشت به نظر می‌رسد اتخاذ دیپلماسی فعال در این زمینه می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 26 خرداد ماه سال 1386 ساعت 4:00 PM

افتتاح چاپار خانه سازمان میراث فرهنگی

در کامنت های پست قبلی بچه های حوزه مشاوران جوان سازمان میراث فرهنگی به معرفی چاپارخانه جدید خود اشاره ای کرده بودند . متن پیام آنها به شرح ذیل است :

جوانان علاقه مند به مواریث فرهنگی می توانند گزارش های خود در خصوص تجاوز -تخریب و تصرف مکانها و محوطه ها و بافتهای تاریخی و فرهنگی و حفاریهای غیر مجاز را جهت پیگیری توسط یگان حفاظت سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری از طریق این تارنما که مربوط به حوزه تازه تشکیل شده در این سازمان ارسال نمایند.


به ایران بیاندیشیم

آدرس:http://www.mirasjavan.ir/chapar.asp

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 6 خرداد ماه سال 1386 ساعت 12:59 PM

«خط فارسی را دریابید!»


بیانیه‌ی هشداردهنده‌ی استادان ادبیات

جمعی از استادان زبان و ادبیات فارسی در بیانیه‌ی هشداردهنده‌ای، از وضع خط فارسی در فضای کامپیوتر و ارتباطات سیار، ابراز نگرانی، و بر ضرورت صیانت از این خط تأکید کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این بیانیه که به امضای استادان و اعضای هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران رسیده، آمده است: «خط فارسی یکی از مؤلفه‌های مهم وحدت و هویت ملی، و پلی است که نسل‌های گذشته و حال را به یکدیگر پیوند می‌دهد. در طول تاریخ، بزرگ‌ترین دانشمندان، عارفان و شاعران ایرانی،‌ آثار ارجمند خویش را به کمک این خط به حافظه‌ی تاریخ سپرده‌اند و هزاران خوشنویس چیره‌دست، اوج زیبایی و هنر را در پیکره‌ی آن به یادگار نهاده‌اند. بی‌تردید هرگونه بی‌توجهی و بی‌مهری به خط فارسی و هر نوع افراط و تفریط در حق آن، جفا به فرهنگ ایرانی و اسلامی است و می‌تواند آثار مخاطره‌آمیزی بر هویت ملی و دینی ما بگذارد.

در ادامه‌ی این بیانیه آمده است: «بنا بر آن‌چه گذشت، حفظ حرمت و اعتبار خط فارسی یکی از وظایف مهم همه‌ی اهل فرهنگ، بویژه استادان و مدرسان و دانشجویان زبان و ادب فارسی است.

در سال‌های اخیر تحولات گسترده و شتابان در عرصه‌ی فناوری - بویژه در رایانه (کامپیوتر) و ارتباطات سیار - باعث شده که متخصصان ما نتوانند در زمینه‌ی تطابق بخشیدن خط فارسی با فناوری‌های نوین، چنان که باید و شاید، چاره‌اندیشی کنند و همچون جوامع دیگر در این زمینه تدبیری بایسته و جامع بیندیشند و همین تأخیر، به نگرانی‌هایی در میان اصحاب فرهنگ و دوستداران خط فارسی دامن زده است. به نظر می‌رسد که این نگرانی‌ها تا حدود زیادی بجا و بحق و شایسته بررسی و چاره‌اندیشی است.»

امضاکنندگان این بیانیه همچنین متذکر شده‌اند: «فقدان چاره‌اندیشی جامع در این زمینه باعث شده است که بسیاری از کاربران کامپیوتر و فناوری‌های نوین، با وجود عشق و علاقه‌ی فراوان به خط و فرهنگ ملی، از سر ناچاری به الفبای انگلیسی روی بیاورند و به عنوان ‌مثال میلیون‌ها نفر مشترک تلفن‌های همراه، ‌در میلیون‌ها پیام کوتاهی که روزانه ارسال می‌کنند، از خط بیگانه استفاده کنند. به نظر می‌رسد که مشکلات موجود در فرستادن پیام به خط فارسی و احیانا گران‌تر بودن تعرفه‌ی خط فارسی، در این زمینه بی‌تأثیر نبوده است.

به یقین تداوم شرایط کنونی، نه در شأن فرهنگ و ملت بزرگ ایران است و نه افتخاری برای مسؤولان محترم امر بویژه متولیان امور فنی و فرهنگی محسوب می‌شود.»

دوام و بقای ملت ایران و فرهنگ و ادبیات این دیار را همواره از خداوند بزرگ مسألت می‌کنیم.»

به گزارش ایسنا، افرادی که این بیانیه‌ را امضا کرده‌اند، عبارت‌اند از: محمدرضا شفیعی کدکنی، مظاهر مصفا، علی شیخ‌الاسلامی، اسماعیل حاکمی، جلیل تجلیل، مظفر بختیار، علی‌محمد حق‌شناس، خسرو فرشیدورد، برات زنجانی، سیدامیر محمودانوار، عباس کی‌منش، محمدعلی آذرشب، محمود شکیب، علی‌محمد مؤذنی، منوچهر اکبری، شهرام آزادیان، احمد احمدی، اصغر باباسالار، محمد دهقانی، عبدالرضا سیف، محمود فضیلت، سیدمحمدمنصور طباطبایی، سیدمصطفی موسوی ‌راد، روح‌الله هادی و محمدرضا ترکی.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 3:56 PM

آیین نکوداشت دکتر پرویز رجبی در خانه هنر مندان

دیروز صبح که ایمیل باکسم را باز کردم نامه استاد بزرگوار دکتر  رضا مرادی غیاث آبادی را دریافت کردم که خبر از برگزاری آیین نکوداشت دکتر پرویز رجبی در خانه هنرمندان می داد.برنامه ای که به کوشش علی دهباشی مدیر  فرهیخته  بخارا برگزار میشد.

حدود ساعت پنج پسین سر سرای خانه هنرمندان مملو از جمعیتی  بود  که به شوق دیدار با برجسته ترین مورخ معاصر ایران حضور پیدا کرده بودند .

علی دهباشی مدیر بخارا  با صفای همیشگی اش مقدمه ای در معرفی برنامه و دلایل انتخاب دکتر رجبی بیان کرد و پس از آن فیلم مستندی پخش شد که در آن پروفسور ماری کخ به بیان خصوصیات علمی دکتر رجبی پرداخت.

دکتر توفیق سبحانی / دکتر روزبه زرین کوب /دکتر رضا مرادی غیاث آبادی و آقای فرید وحدت سخنرانان برنامه بودند که هر کدام به توصیف و  توضیحاتی   از جنبه های مختلف علمی دکتر رجبی اشاره نمودند.

در پایان برنامه دکتر رجبی فروتنانه انتخاب خود را برای چنین برنامه ای ناشی از پایین آوردن استاندارد های کار بخارا دانست و گفت سی سالی که به مملکتم باز گشتم جز درد و آزار چیزی ندیدم!

دکتر رجبی  دکترای خود را از دانشگاه "گوتینگن" آلمان دریافت کرده و در رشته ایران شناسی پنج سال در آلمان تدریس کرده   است،     همچنین مدتی نیز در دانشگاه "ماربورگ" فعالیت داشته است. 
آثارش متجاوز از پنجاه جلد است که " کریم خان زند و زمان او " ، " جشن های ایرانی " ،  " تخت جمشید بارگاه تاریخ "  و مجموعه پنج جلدی   " هزاره های گمشده " و چندین ترجمه از    "والتر هینتس" و    "پروفسور ماری کخ"از جمله آنهاست. مشروح گزارش این برنامه در شماره آتی بخارا به چاپ خواهد رسید.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 1:12 PM

شهر فراموش‌شده‌ی "ویگل" دوباره جان می‌گیرد

محوطه‌ی باستانی ویگل در شهرستان آران و بیدگل کاشان پس از بررسی و مطالعه با هدف شناخت و کسب اطلاعات از این محوطه، پاییز امسال گمانه‌زنی می‌شود.

مدیر اداره‌ی باستان‌شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان در گفت‌وگو با خبرنگار بخش میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) با اعلام این مطلب، توضیح داد: سایت تاریخی ویگل که دو سال پیش شناسایی شد، اواخر آذرماه سال گذشته به‌دنبال برنامه‌ریزی و انجام کارهای مطالعاتی و شناسایی کل محوطه به‌صورت سیستماتیک و با همکاری موسسه‌ی باستان‌شناسی دانشگاه تهران در مرحله‌ی احیای دوباره است.

محسن جاوری با اشاره به تخریب‌هایی که توسط حفاران غیر مجاز در این محوطه صورت گفته‌اند، افزود: این حفاری‌ها، آسیب‌های زیادی به این محوطه وارد کرده‌اند که این خود، یکی از مشکلات محوطه‌های باستانی است.

این باستان‌شناس ادامه داد: محوطه‌ی تاریخی ویگل که از نظر قدمت به اواخر دوره‌ی ساسانی متعلق است، تا قرن ششم هجری قمری، شهری بزرگ، آباد و پررونق بوده و پس از آن، ناگهان متروکه شده است.

وی از دلایل متروکه شدن این شهر پررونق را مسایل طبیعی مانند بروز یک بیماری خاص، سیل، زلزله یا دلایل انسانی مانند جنگ ارزیابی کرد.

به گفته‌ی او در یکی از منابع باقی‌مانده از دوره‌ی ساسانی، دیوان شعری متعلق به راوندی آسانی ـ شاعر قرن ششم هجری قمری ـ وجود دارد که در این دیوان با اشاره به اسم ویگل به حمله‌ی سربازان ملک‌شاه به این مکان پرداخته و حتا در شعر، دلیل حمله، شیعی بودن ساکنان آن منطقه بیان می‌شود.

جاوری با بیان این‌که شعر راوندی آسانی به‌عنوان یک پیش‌فرض برای چگونگی تخریب این شهر مد نظر است، اظهار داشت: این شهر از نظر ساختار بسیار قابل ملاحظه است؛ چون شهری دو کانونی به مرکزیت دو قلعه است. در صورتی که الگوی شهرسازی در شهرهای اسلامی وجود یک قلعه را ایجاب می‌کند. جنگ، پیش‌فرض دلیل متروکه شدن این شهر ساسانی است و پس از آن هیچ سکونتی نیز در آن صورت نگرفته است.

مدیر اداره‌ی باستان‌شناسی استان اصفهان با تاکید بر این نکته که فصل نخست بررسی در این محوطه با مطالعه و شناخت آن در دست انجام است، گفت: تا به‌حال در بررسی‌های نخستین، چهار هزار و 600 قطعه سفال از این محوطه به‌دست آمده که در حال بررسی‌اند.

وی انجام برنامه‌های میدانی در این محوطه را 20 درصد کار دانست که بقیه به کارهای اجرایی مربوط می‌شود.

به گفته‌ی جاوری فصل دوم کار در این محوطه، گمانه‌زنی این منطقه‌ی تاریخی است که از پاییز امسال با همکاری موسسه‌ی باستان‌شناسی دانشگاه تهران انجام می‌شود.

محوطه‌ی باستانی ویگل که ابتدا به‌عنوان دشت مختارآباد آران و بیدگل شناخته شده بود، در یک محدوده‌ی وسیع در جنوب شرقی شهرک صنعتی بیدگل قرار دارد که در بررسی‌های نخستین این دشت یک تپه، چند قلعه و ساختمان‌های خشتی زیادی شناسایی شده بودند که قلعه‌های شناسایی‌شده به نام‌های راستگو، خفاشان و استخوانی معروف هستند.

سایت تاریخی ویگل که اکنون درحال احیاست، در سال 1378 توسط اداره‌ی میراث فرهنگی و گردشگری کاشان در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این محوطه‌ی تمدنی به مرکزیت یک قلعه شکل گرفت و به‌تدریج با افزایش جمعیت، قلعه‌ی دیگری حدود 600 متری آن ساخته شد. در نهایت، شهر ویگل بین فاصله‌ی این دو کانون حکومتی به‌عنوان نخستین شهر دو قطبی در تاریخ شهرسازی ایران ایجاد شده است.

قلعه‌ی نخست (ویگل) متعلق به پارت‌ها تا دوره‌ی ساسانیان و اوایل دوره‌ی اسلامی است و قلعه‌ی دوم (هراسکان) نیز در دوره‌ی ساسانیان بنا شده و بعدها با گسترش منطقه و رشد جمعیت بین این دو قلعه، مردم اقدام به ایجاد کارگاه‌ها، کاروانسراها، خانه‌ها و واحدهای تجاری کرده‌اند.

محوطه‌ی باستانی ویگل حدود هفت کیلومتری جنوب شرقی شهر آران و بیدگل قرار دارد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 12:03 PM

نقد و بررسی فیلم سیصد در تالار بتهون

پسین پنجشنبه گذشته(بیستم اردیبهشت) نشریه امرداد با فراخوان قبلی از علاقمندان جلسه نقد فیلم سیصد را در تالار بتهون خانه هنرمندان برگزار نمود.

ظهر پنجشنبه - با توجه به تجربایت قبلی برگزاری چنین برنامه هایی توسط گروه های غیر دولتی -  به بابک سلامتی تلفن کردم و بابک مطمئنم کرد که جلسه برگزار خواهد شد.

تالار نقلی بتهون گنجایش مهمانان علاقمند را نداشت و بسیاری از حاضران ایستاده برنامه را دنبال می کردند . بعد از شروع رسمی برنامه و صحبت های آقای سلامتی و نمایش بخش هایی از فیلم سیصد کارشناسان برنامه پدرام اکبری تهیه کننده و کارگردان /اکبر عالمی مدرس سینما و کارشناس مجری خوش تیپ تلویزیونی و مرتضی ثاقب فر جامعه شناس و مترجم تاریخ هر کدام از نگاه خود به نقد فیلم پرداختند.

مراسم نزدیک ساعت هشت شب با سرود زیبای ای ایران به پایان رسید و از حاضران پذیرایی مختصری به عمل آمد.

با توجه به حساسیت های موجود بر فیلم سیصد کار بابک و بقیه بچه های امرداد دست مریزاد دارد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 12:49 PM

خیابان کوروش/وبلاگ فرشید خدادادیان

خیابانی به نام کوروش در اورشلیم

حکایت کوروش و قوم یهود را بار ها شنیده ایم کوروش بعد از فتح بابل یهودیان را آزاد گذاشت که به ایران مهاجرت کنند یا به اورشلیم  بر گردند و بنای بیت المقدس را دوباره بسازند. تمام غرامتهائی که از یهودیان در خزانه بابل بود را به آنها برگرداند و کمک کرد که به سرزمینشان برگردند.
کوروش اول بهار 539 پیش از میلاد در معبد مردوک که خدای بابلیان بوده تاجگذاری کرد و همه مذاهب محلی راآزاد گذاشت. خودش در معبد نماز خواند  و مردوک را به رسمیت شناخت ...

بهزاد بلور از ورنامه نگاران ایرانی مقیم لندن است که فارغ از هر زنده باد و مرده باد توانسته به اورشلیم برود و گزارش جالبی از نامگذاری خیابانی در اورشلیم بنام کوروش هخامنشی ارائه کند.

افسوس که سیاست باعث شده انسانها ناخواسته دشمن یکدیگر باشند...

گزارش جالب بهزاد را در این آدرس بخوانید:

http://http://www.bbc.co.uk/blogs/persian/2007/04/post_203.html

امیدوارم این مطلب تاثیر منفی نگذارد و عده ای کوروش را جاسوس صهیونیست ها ننامند.تاریخ اقدامات افتخار آمیز ایرانیان را با عینک سیاست نبینیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 1:05 PM

قونیه/وبلاگ فرشید خدادادیان

ادعای کشور ترکیه درخصوص مولانا

تابستان سال گذشته در یکی از خیابانهای استانبول از فروشنده کارت پستالی پرسیدم مولانا ایرانی است یا ترک؟ فروشنده جوان با زیرکی جواب داد مولانا ترکی است که به زبان فارسی سخن میگفت!

 هشتصدمین سال تولد مولانا از سوی یونسکو به بزرگداشت این شاعر و عارف اختصاص یافته و ترکیه در جهت ثبت کردن نام این شاعر بزرگ ایرانی به نام خود، برنامه‌های زیادی را برای پاسداشت مقام او تدارک دیده است. دولت ترکیه امسال مراسم باشکوهی در قونیه برگزار نمود و تدارک ویژه ای در این زمینه دیده بود .میهمانان ویژه ای نیز جزء مدعوین بودند از جمله"چنگیز آیتماتوف" - نویسنده سرشناس قرقیزستانی .به گزارش ایسنا این نویسنده در در وصف مولانا - شاعر پارسی‌گوی ایرانی - گفت:مولانا 750 سال پیش با تفکراتش دنیا را آگاه ساخت.

به گزارش  این خبرگزاری  آیتماتوف که برای شرکت در مراسم بزرگداشت مولانا به قونیه سفر کرده است، همچنین گفت: آموزه‌های مولانا نباید هرگز فراموش شوند. اگرچه او امروز زنده نیست، اما دانه‌های فرهنگی و آموزشی که کاشت، اکنون ثمره داده است.

به گزارش روزنامه «زمان» ترکیه، آیتماتوف با بیان این‌که مدرسه‌های ترکیه در سراسر دنیا‌ فلسفه مولانا را تدریس می‌کنند و آگاهی فرهنگی را افزایش می‌دهند، گفت: زمانی‌که در این مدرسه‌ها قدم می‌گذارم، گویی در خانه‌ام هستم. به‌نظر من این مدرسه‌ها نقش مهمی در صلح جهانی دارند.

او همچنین گفت: بسیار خوشحالم که در شهر مولانا هستم. قونیه شهر مهمی برای ترکیه است.

جدیدترین کتاب آیتماتوف با عنوان «وقتی کوه‌ها فروپاشند» به‌زودی در ترکیه منتشر، و ویرایش روسی و قرقیزستانی آن نیز تهیه خواهد شد.

مولانا در سکوت کارگزاران فرهنگی ایران در حال تغییر ملیت است و شایسته است اقدامات ویژه ای در این خصوص انجام گردد.گستره ایران فرهنگی بسیار گسترده تر از مرزهای سیاسی امروز است و باید در پاسداشت این هویت فرهنگی مشترک کار کرد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 2:50 PM

سیوند/فرشید خدادادیان

چالش بین سد سازی و میراث فرهنگی در ایران

ماجرای سیوند با تمام مضراتی که داشته و دارد کهنه حکایتی بود که خیلی ها خیلی دیر به آن عکس العمل نشان دادند !

سد آبگیری شده و آثاری که مورد تحقیق قرار نگرفت زیر آب ماند اما بهرحال انجام شده و افسوس و اعتراض -علیرغم لازم بودن -در عمل تاثیری نخواهد داشت .توجه کسانی را که به تاریخ این سرزمین علاقمند هستند به پروژه دیگری جلب میکنم که بر خلاف بلاغی هنوز برای آن وقت هست. منظورم از نجات تحصن و راهپیمایی و حلقه انسانی و زنده باد و مرده باد گفتن و غیره نیست که آفتی بالاتر از اینها برای کار پژوهشی سراغ ندارم . منظور اطلاع رسانی به کارشناسان و علاقمندانی است که قبل از تکرار رخدادی مانند آنچه برای بلاغی رخ داد دست به کار شوند و کار های پژوهشی و تاریخ شناختی مورد نیاز را انجام دهند .

در حال حاضر در حدود سی کیلومتری جنوب غرب شهرستان ملایر از شهرهای استان همدان بر روی رودخانه ای بنام کلان پروژه احداث  سدی خاکی برنامه ریزی شده که در صورت تکمیل آبگیری دو محوطه باستانی به نامهای پاتپه و شط غیله را در آب فرو خواهد برد.

پاتپه محوطه ای باستانی با ارتفاع بیست و دو متر در مساحتی به طول یکصدو سی و هشت و عرض نودوپنج متر واقع شده است و بر اساس اعلام کارشناسان بیش از شش هزار سال قدمت دارد .پاتپه و همچنین شط غیله(شط=آبگیر/غیله=گود بسیار عمیق)  اطلاعات ارزشمندی از دوران پیش از تاریخ تا دوره اسلامی و حتی سده های اخیر را در خود نهفته دارند و هنوز برای کار کارشناسی روی آنها وقت باقی مانده است.کارشناسان میراث فرهنگی که اکنون در حال کاوش بر روی محوطه هستند دوسال وقت خواهند داشت که ناگفت های تاریخ این منطقه را از زیر خاک بیرون بکشند .

حسن رضوانی سرپرست هیات کاوش در منطقه پشت سد کلان در گفتگو با میراث خبر که چکیده ای از آن در روزنامه همشهری به چاپ رسیده از شروع بیست روزه عملیات نجات بخشی خبر دادو اعلام کرد طی این مدت بیش از چهارده محوطه باستانی در منطقه شناسایی شده اند.(همشهری /سال پانزدهم/شماره 4246 صفحه 22 / ستون دریچه)

در چالش سد سازی و نگهداری از میراث فرهنگی چه باید کرد؟

طاها هاشمی معاون سازمان میراث فرهنگی در گفتگو با خبرنگاران اعلام کرد حدود یکصد پروژه سد سازی دیگر نیز در محوطه های تاریخی مختلف کشور تعریف شده اند و سرنوشتی همچون بلاغی را برای آن مناطق به دنبال خوا هند داشت!(خبرگزاری میراث فرهنگی) هر کشوری برای توسعه اقتصادی به سد سازی نیاز دارد و از سویی دیگر هر کشوری نیز نیازمند شناسنامه تاریخی است. آنچه منطقی به نظر می رسد این است که در کاوش و شناسایی پیشینه تاریخی در شرف آبگیری تعجیل بیشتری صورت پذیرد و با انتقال یافته ها به موزه و مراکز تحقیقاتی اسناد و ادوات و نگاره های غرور آفرین باستانی پس از آبگیری سدها حسرت نخوریم.

وظیفه علاقمندان میراث فرهنگی مطمئنا بیش از تحصن و تجمع این خواهد بود که با امکانات خود متولیان بررسی و تحقیق در این محوطه ها را به سرعت عمل و کارشناسی بهتر تشویق و ترغیب نمایند.

ماجرای سیوند با تمام مضراتی که داشته و دارد کهنه حکایتی بود که خیلی ها خیلی دیر به آن عکس العمل نشان دادند !

سد آبگیری شده و آثاری که مورد تحقیق قرار نگرفت زیر آب ماند اما بهرحال انجام شده و افسوس و اعتراض -علیرغم لازم بودن -در عمل تاثیری نخواهد داشت .توجه کسانی را که به تاریخ این سرزمین علاقمند هستند به پروژه دیگری جلب میکنم که بر خلاف بلاغی هنوز برای آن وقت هست. منظورم از نجات تحصن و راهپیمایی و حلقه انسانی و زنده باد و مرده باد گفتن و غیره نیست که آفتی بالاتر از اینها برای کار پژوهشی سراغ ندارم . منظور اطلاع رسانی به کارشناسان و علاقمندانی است که قبل از تکرار رخدادی مانند آنچه برای بلاغی رخ داد دست به کار شوند و کار های پژوهشی و تاریخ شناختی مورد نیاز را انجام دهند .

در حال حاضر در حدود سی کیلومتری جنوب غرب شهرستان ملایر از شهرهای استان همدان بر روی رودخانه ای بنام کلان پروژه احداث  سدی خاکی برنامه ریزی شده که در صورت تکمیل آبگیری دو محوطه باستانی به نامهای پاتپه و شط غیله را در آب فرو خواهد برد.

پاتپه محوطه ای باستانی با ارتفاع بیست و دو متر در مساحتی به طول یکصدو سی و هشت و عرض نودوپنج متر واقع شده است و بر اساس اعلام کارشناسان بیش از شش هزار سال قدمت دارد .پاتپه و همچنین شط غیله(شط=آبگیر/غیله=گود بسیار عمیق)  اطلاعات ارزشمندی از دوران پیش از تاریخ تا دوره اسلامی و حتی سده های اخیر را در خود نهفته دارند و هنوز برای کار کارشناسی روی آنها وقت باقی مانده است.کارشناسان میراث فرهنگی که اکنون در حال کاوش بر روی محوطه هستند دوسال وقت خواهند داشت که ناگفت های تاریخ این منطقه را از زیر خاک بیرون بکشند .

حسن رضوانی سرپرست هیات کاوش در منطقه پشت سد کلان در گفتگو با میراث خبر که چکیده ای از آن در روزنامه همشهری به چاپ رسیده از شروع بیست روزه عملیات نجات بخشی خبر دادو اعلام کرد طی این مدت بیش از چهارده محوطه باستانی در منطقه شناسایی شده اند.(همشهری /سال پانزدهم/شماره 4246 صفحه 22 / ستون دریچه)

در چالش سد سازی و نگهداری از میراث فرهنگی چه باید کرد؟

طاها هاشمی معاون سازمان میراث فرهنگی در گفتگو با خبرنگاران اعلام کرد حدود یکصد پروژه سد سازی دیگر نیز در محوطه های تاریخی مختلف کشور تعریف شده اند و سرنوشتی همچون بلاغی را برای آن مناطق به دنبال خوا هند داشت!(خبرگزاری میراث فرهنگی) هر کشوری برای توسعه اقتصادی به سد سازی نیاز دارد و از سویی دیگر هر کشوری نیز نیازمند شناسنامه تاریخی است. آنچه منطقی به نظر می رسد این است که در کاوش و شناسایی پیشینه تاریخی در شرف آبگیری تعجیل بیشتری صورت پذیرد و با انتقال یافته ها به موزه و مراکز تحقیقاتی اسناد و ادوات و نگاره های غرور آفرین باستانی پس از آبگیری سدها حسرت نخوریم.

وظیفه علاقمندان میراث فرهنگی مطمئنا بیش از تحصن و تجمع این خواهد بود که با امکانات خود متولیان بررسی و تحقیق در این محوطه ها را به سرعت عمل و کارشناسی بهتر تشویق و ترغیب نمایند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
<<    1      2      3      4      5