مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 3 شهریور ماه سال 1387 ساعت 11:31 AM

وبلاگ فرشید خدادادیان

شهریور بیست در مناطق نفت خیز

(بازخوانی جریان  اشغال ایران در شهریور 1320 توسط قوای متفقین با تکیه بر حوادث مناطق نفت خیز )

شهریور ماه هر سال یادآور اشغال نظامی ایران توسط انگلستان و روسیه در جریان جنگ جهانی دوم به سال ۱۳۲۰خورشیدی برابر با 1941 میلادی است.

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 8 مرداد ماه سال 1387 ساعت 08:55 AM
وبلاگ فرشید خدادادیان

 

نفت و گاز در مسجدسلیمان؛از آتشکده تا چاه

 

همانگونه که می دانیم ؛ نام «مسجدسلیمان» یادآور استخراج نفت در ایران است . این شهر که در شمال شرقی استان خوزستان واقع است، مهد صنعت نفت ایران و خاورمیانه است که در سال  1287 خورشیدی با  اکتشاف نفت در آن  دوران نوین صنعتی ایران آغاز گردیده. اما این شهر دارای پیشینه باستانی نیز بوده است .

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 17 تیر ماه سال 1387 ساعت 10:08 AM

وبلاگ فرشید خدادادیان

تاثیر نفت بر رویدادهای سیاسی یکصد ساله اخیر ایران

به بهانه یکصد سالگی نفت در ایران

 

رویدادهای سیاسی درهرکشوری بدون شک متأثر از عوامل محیطی و فرهنگی متعددی است که درآن کشور وجود دارد ... 

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 17 آذر ماه سال 1386 ساعت 1:47 PM

تصویر امتیاز نامه دارسی محل نگهداری آرشیو BP

قرارداد دارسی ، آغاز نفت در ایران

روزگار قاجار ، روزگار چند پاره شدن ایران و واگذاری امتیازات ریز و درشت به کشور های قدرتمند هم روزگار بود.  اما در این زمینه  باید به ظرف زمانی که در مورد آن صحبت می کنیم نیز توجه داشته باشیم . اروپا به دنبال منابع جدید و در ادامه بازار مصرف بود و با بادبانهایی برافراشته دنیا را درنوردید تا به مقصود خود برسد . در چنان شرایطی البته  بدیهی است  انتظار دیپلماسی آگاهانه و مدرن    از کشورهایی چون ایران عصر قاجار  که ادراک جامعی از دنیای مدرن نداشتند،نمی تواند انتظاری بجا باشد !

غرب به دنبال جانشینى براى ذغال سنگ بود تا انقلاب صنعتى خود را با سرعت بیشترى به پیش ببرد و بدین منظور  نقاط مختلفى از جهان را مورد گمانه زنى تحقیق و کاوش قرار داده بود و می دانست که ایران واجد چنین منابعی است . نخستین بار یک کارشناس زمین شناسى به نام و.ک. لوفتوس از جنوب غرب ایران دیدن کرد و نتیجه مشاهدات خود را در قالب مقاله اى تحت عنوان: درباره زمین شناسى نواحى مرزى ترکیه ایران و نواحى مجاور آن از مناطقى در جنوب غرب ایران یاد کرد که چشمه هاى خودجوش نفت و گاز در آن وجود دارند.مقاله توصیفى لوفتوس بسیار مورد توجه غربى ها قرار گرفت و آنها را مترصد فرصتى قرار داد تا احتمال وجود نفت و گاز را در ایران بیازمایند. پادشاهان قاجار نیز تمایل داشتند به منظور کسب درآمد برای مملکت  قجری از سرمایه گزاران خارجی استقبال نمایند زیرا خود برای بهره برداری از چنین منابعی دو مشکل اساسی داشتند ،  نخست دانش فنی و دوم پول !

 به همین دلایل بود که ایران چندین  بار نسبت به اعطای امتیاز نفت  اقدام کرد. بارون جولیوس رویتر طی دو نوبت  در سال ۱۸۷۲  و  ۱۸۸۹ میلادی و  هوتسن هلندی در۱۸۸۳ میلادى  امتیاز بهره بردارى از منابع احتمالى نفت در ایران را کسب کردند که البته نتیجه ای بدنبال نداشت . همزمان با این اتفاقات و در سال ۱۸۹۲ زمین شناس و باستان شناس فرانسوى به نام ژاک د مورگان ضمن مسافرت به ایران و بازدید از قصر شیرین و جنوب غرب ایران نتایج مشاهدات خود را که حاکى از احتمال بسیار زیاد وجود رگه هاى نفتى در غرب ایران بود در یکى از نشریات پاریس منتشر کرد. این امر باعث شد وقتى رئیس کل گمرکات ایران آنتوان کتابچى از جانب شاه قاجار ماموریت یافت به فرنگ برود و کسى را براى سرمایه گذارى در نفت ایران بیابد پیش زمینه ذهنى در فرنگ در خصوص احتمال وجود نفت در ایران وجود داشته باشد.

 ماموریت کتابچى از سفر به فرنگ افتتاح نمایشگاهى در پاریس بود و ضمن آن  رایزنى هایی برای اعطای امتیاز بهره برداری از نفت در ایران انجام داد .  کتابچى در پاریس از م. کوته منشى قبلى بارون رویتر کمک گرفت. آشنایى آنها از زمانى بود که رویتر امتیاز خود را اخذ کرده بود و کتابچى در جریان آن امتیاز نقش واسطه داشت. همچنین نیاز به کسى بود که وجود نفت در ایران را تائید کند و این شخص کسى نبود جز دمورگان. شاهدى عینى که خود وجود نفت در ایران را مطرح کرده بود. کتابچى / کوته و دمورگان با سفیر انگلیس در فرانسه آشنا شدند و او نیز فرد میلیونرى را که مى شناخت به ایشان معرفى کرد: ویلیام ناکس دارسى.دارسى در سال ۱۸۴۹ در شهر دیوون انگلیس متولد شده و بعد ها به استرالیا مهاجرت کرده بود. دارسى بسیار اهل ریسک بود و در بزرگترین ریسک زندگى اش (قبل از سرمایه گذارى در نفت ایران!) یک معدن متروک طلا را در استرالیا خریدارى کرد و کمى بعد معلوم شد هنوز مقادیر زیادى طلا در آن معدن موجود بود. عواید ناشى از استخراج طلا دارسى را به مردى بسیار ثروتمند تبدیل کرد به طورى که در هیبت یک میلیونر به لندن بازگشت! پس از این اتفاقات دارسى به دنبال زمینه هایى بود که سرمایه خود را به جریان بیندازد و به همین دلیل پیشنهاد سرمایه گذارى در نفت ایران از جانب او با استقبال روبه رو شد. نتیجه این بود که منشى خود آل ماریوت را در مارس ۱۹۰۱ به ایران فرستاد تا شرایط اخذ امتیاز را بررسى کند. دارسی هیچگاه با شاه قاجار مستقیما روبرو نشد اما مذاکرات نماینده دارسى با او خیلى زود نتیجه داد. سرانجام در همان سال امتیازنامه استخراج نفت به دارسى واگذار شد. طبق این امتیازنامه صاحب امتیاز به مدت ۶۰ سال مجاز به کشف استخراج، بهره بردارى و صدور نفت بود و منطقه مجاز براى انجام عملیات نیز ۴۸۰ هزار مایل مربع منحصراً از نواحى جنوبى ایران مشخص شد . دارسى براى اجراى امتیازنامه در عرض دو سال شرکتى را تاسیس کرد و یک فارغ التحصیل کالج سلطنتى مهندسى هند به نام جورج رینولدز را که قبلاً در سوماترا سوابقى در کار حفارى داشت استخدام کرد . رینولدز ضمن حضور در ایران اولین نقطه براى کار حفارى را در منطقه اى در کوهستان هاى غرب ایران انتخاب کرد. چاه سرخ دشتى غیرقابل دسترس محصور در کوهستان هاى غرب ایران ، اما حفارى نافرجام در چاه سرخ همگان را مایوس کرد به تدریج که مخارج افزایش یافت،  دارسى متوجه شد که به تنهایى از پس تحمل این بار مالى برنمى آید و از این زمان به دنبال شریکى در سرمایه گذارى به جاهاى مختلف مراجعه کرد. امرى که حساسیت بریتانیا را نیز برانگیختو سندیکای دولتی انگلیس را درگیر ماجرای نفت در ایران کرد . کار با حمایت دولتی بریتانیا ادامه یافت اما تا آوریل سال ۱۹۰۴ تمامى سرمایه گذارى ها در ایران در آستانه سقوط کامل قرار گرفت و بریتانیا بیش از پیش در هراس بود که دارسى مجبور به فروش امتیاز خود شود. گروه رینولدز پس از ناکامى در چاه سرخ به جنوب غرب ایران عزیمت کردند و در منطقه مامتین در حوالى رامهرمز کنونى در استان خوزستان کار خود را ادامه دادند. حفارى در مامتین هم البته نتیجه چندانى در پى نداشت و عدم حصول نتیجه در مدتى نزدیک به هفت سال دارسى و شرکاى جدیدش را مایوس ساخته بود. دارسى و سندیکا در تدارک حراج امتیاز خود بودند. تا کنون نزدیک به هفت سال کار طاقت فرسا و هزینه اى بالغ بر ۳۰۰هزار لیره هیچ گونه نتیجه اى نداشت.با این وجود  رینولدز در کار خود مصمم بود . او به رغم بى میلى و یاس گروه حفاران عملیات را در دره اى مشجر و در نزدیکى چشمه هاى خودجوش نفتى که در منطقه مسجدسلیمان دیده بود شروع کرد.  حفارى روزها و روزها ادامه پیدا کرد و آنچه پیش آمد نشان داد که احساس رینولدز به وى دروغ نگفته بود! ساعت چهار صبح بیست و ششم مه  برابر با پنجم خرداد ۱۲۸۷ رینولدز و همکارش  ویلسون در حالى که خارج از چادر هاى خود در هواى آزاد آرمیده بودند از صداى نامانوس چاه بیدار شدند. اندکى بعد نفت با فشار زیاد فوران کرد و آنها مشاهده کردند که نفت به ارتفاع ۵۰پا بالاتر از دکل حفارى فوران کرد. حفاران و کارگران سر از پا نمى شناختند. آنها دور دکل حلقه زدند و به رقص و پایکوبى پرداختند. نزدیک به هفت سال کار طاقت فرسا در عین ناامیدى و در آخرین روزها و ساعات به نتیجه رسیده بود رینولدز براى کنسولگرى بریتانیا در بوشهر تلگراف زد: مفتخرم گزارش کنم امروز صبح ساعت چهار به وقت ایران نفت در عمق ۱۱۸۰پایى از چاه شماره یک مسجدسلیمان فوران کرد. جزئیات دیگر متعاقباً اعلام خواهد شد .

 بدین ترتیب عصر نفت در ایران آغاز شد و دارسی و مظفرالدین شاه قاجار بدون آنکه هیچگاه یکدیگر را ملاقات کنند ، آغازگر صنعت نفت در ایران  و خاورمیانه شدند. ایران با صنعت نفت پوست انداخت و مناطق نفت خیز ان با شکل و رنگی فرنگی چشم ها را به خود خیره کرد.

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 29 آبان ماه سال 1386 ساعت 2:07 PM

کاربردهای نفت و مشتقات آن در روزگار باستان

معماری باغ های بابل

منطقه ای که امروزه با منابع فراوان نفت و گازش تحت عنوان خاورمیانه می شناسیم و در عین حال قدیمی ترین تمدنهای مشرق زمین،ایران و بین النهرین نیز در آن قرار دارند ، کهن ترین نمونه ها از کاربردهای نفت و گاز در روزگار باستان را به نمایش می گذارند و با وجود این شواهد و مستندات دیگر نمی توان تاریخ نفت در این منطقه را محدود به دوران معاصر و یکصد ساله اخیر نمود...

هر چند ظاهرا آشنایی جهانیان با نفت و گاز و مشتقات نفتی با آغاز قرون جدید و حفاری های صنعتی یکصد ساله اخیر  صورت پذیرفته اما شواهد فراوان باستانی در اختیار داریم که خصوصا در منطقه ایران و بین النهرین (عراق کنونی )مردمان با نفت و گاز و مشتقات نفتی آشنایی داشته اند و معماری باغ های معلق بابل که بعنوان یکی از عجایب هفتگانه دنیای قدیم محسوب می شده اند ، یکی از جلوه های این آشنایی و کاربرد های مشتقات نفتی در معماری روزگار باستان محسوب می شوند.
بین النهرین و بابل
بین النهرین  و بابل بعنوان یکی از مهمترین شهرهای آن در روزگار باستان ، در میان دو رود دجله و فرات در سرزمین عراق فعلی واقع بود .این منطقه در ابعاد مختلف تمدنی ، فرهنگی و سیاسی و ساختار معماری و ساختمان سازی اش  ویژگی های منحصر بفردخود را داشت .از این میان باید به بابل اشاره کنیم که  در عهد عتیق  نیز  از آن با همین نام یاد شده است .این شهر  به استناد کشفیات باستان شناسی ،  نخستین شهر جهانی تاریخ بشریت محسوب می شود و قبل از هر چیز به خاطر ویژگی های خاص معماری خود مورد توجه است هرودت که یک قرن و نیم پس از روزگار رونق بابل از آن دیدن کرده در توصیف آن می نویسد :
... بر جلگه پهناوری قرار دارد و بر گرد آن بارویی به طول تقریبی نود کیلومتر کشیده شده .نهر فرات که نخلستانهایی دو کرانه آن را پوشانیده بود از میان شهر می گذشت .مسافری که به این شهر نزدیک می شد چنان می دید که بر بالای کوهی از ساختمان برج بزرگ مدرج –زیگورات – هفت طبقه ای قرار دارد که نوک آن دویست متر از سطح   زمین بلندتر است .(1)در بابل سه اثر معماری بیش از همه  برجسته بوده اند : برج بابل/حصار بابل و مهمتر ازاین دو ،  باغهای معلق بابل
دلایل ساخت  باغ های معلق بابل
منابع به ما می گویند  زمانی که باغهای معلق به وجود آمد ، بابلی ها تاریخی به قدمت تقریبا"سه هزار سال را پشت سر گذاشته بودند . (2)  بابل ، نخست مسکن سومریها بود(قومی که حدود سه هزار  سال پیش از میلاد در بین النهرین می زیستند)، سپس توسط مهاجران اکدی، که حدود دو هزار و ششصد  سال قبل از میلاد به بابل آمدند ، اشغال و تسخیر شد و پانصد  سال پس از آن توسط اقوامی که از شمال بین النهرین به آنجا آمدند ،تحت سلطه قرار گرفت و مأوا و مسکن آنها شد.پس از یک دورانِ کوتاه شکوفایی تحت سلطنت شاه حمورابی (1728 تا 1686 پیش از میلاد)، هیتی  ها و سپس  کاسی ها بر بابل تسلط یافتند و سر انجام به تصرف آشوریها در آمد.در سال 626 پیش از میلاد ، نبوپولاسار ، یکی از شاهزادگان اقوام کلدانی که در جنوب بابل زندگی میکردند ، بابل را از زیر حکم آشوریان بیرون آورد و در آن سلسله مستقلی را تاسیس کرد(3)
نبوپولاسار در رونق بابل بسیار کوشید .او با اتحاد با هوخشتر پادشاه ماد توانست نینوا را محاصره و فتح نماید و پس از آن نیز این اتحاد قطع نشد بلکه با ازدواج سیاسی دختر پادشاه ماد با ولیعهد بابل این اتحاد محکم تر گردید.(4) هنگامی که  در سال 605 پیش از میلاد نبو پولاسار  در گذشت ، ولیعهد  او « بختنصر  » که داماد پادشاه ماد نیز بود  بر تخت نشست.او  کشور خود را با جنگ های بی شمار ، تبدیل به قدرت جهانی زمانِ خود کرد و همزمان پایتخت کشورش «بابل » را تبدیل به بزرگترین ، جدید ترین و پرشکوهترین شهر جهان در آن روزگار کرد.
بختنصر علاوه بر کشورگشایی بابل را بزرگترین و با شکوه ترین پایتخت جهان قدیم ساخت و معماری شهر را که پدرش پی ریزی کرده بود تکمیل نمود.
باغهای معلق بابل نیز  که بعنوان سومین ویژگی خاص و معرفه ی  بابل از آن یاد کردیم و  یونانیان آنرا دومین اثر از عجایب هفتگانه دنیای قدیم می دانستند ، در دوران حکمرانی همین  پادشاه به وجود آمد.
این بنا احتمالاً هدیه ای از طرف بختنصر به همسر ایرانی اش   امی تیس  دختر سابق الذکر پادشاه ماد بود .
بنا بر گزارشهای تاریخی موجود ، بخت النصر دستور داد باغهای معلق را بسازند تا غیبتهای طولانی خود را نزد ملکه جبران کند ، و همچنین برای همسرش در جلگه ی یکنواخت فرات ، خاطره ی کوچکی از کوهستانهای پوشیده از جنگل وطنش ایران را فراهم آورد .(5) باغ های معلق بابل تا زمان اسکندر نیز هنوز وجود داشته، اما پس از آن دیگر نشانی از باغ ها نبود. طغیان فرات در روزگار باستان بابل و باغ های آن را برای مدتهای طولانی زیر رسوبات آبرفتی قرار داد و اطلاعات پیرامون بابل و باغ های معلق آن تا قرن ها تنها  محدود به گزارشات یونانیان  و روایات  افسانه ای محلی بود  تا اینکه حفاری های باستانشناسی در عراق آغاز شد.
کاوش های باستانشناسی در بابل
با آغاز فعالیت های باستان شناسی بود که تلاش هایی برای کشف این شهر و باغ هایش به عمل آمد .در سال 1898 میلادی (1277خورشیدی)باستانشناس آلمانی «روبرت کلدوی »، در حدود 90 کیلومتری جنوب بغداد در عراق امروزی در سواحل رود فرات جستجو در پی ویرانه ها و بقایای شهر غرق شده ی بابل را آغاز کرد.
این باستانشناس 18 سال از عمر خود را در اجرای این مأموریت سپری کرد و در کار خود موفق شد.
او نخست  برج بابل را یافت ، معبدی بزرگ و مطبّق و در عین حال درون پُر که به افتخار خدای کشور بابل ، «مردوک »برپا شده بود .کلدوی ، همچنین دیوار شهر بابل را که عظمتش تعجب جهانیان زمان خود را برانگیخته بود ، پیدا کرد. دیوار بقدری عریض بود ، که دو ارابه ی اسبی می توانستند روی آن براحتی در کنار هم حرکت کنند.
اما باغهای معلق معروف کجا بود؟ این پژوهشگر آلمانی پس از اینکه سالهای طولانی سخت کوشانه و با ناکامی به دنبال این اثر ساختمانی جستجو کرده بود ، یک روز در گوشه ی شمال شرقی مجتمع بی حد و مرز کاخهای سلطنتی ، در عمق یک متری از سطح خاک و خرابه ، به ساختمانی برخورد که مشابه آن را تا به حال هرگز ندیده بود ؛ این پی از دوازده اتاق باریک و دراز که اندازه یکدیگر بودند تشکیل می شد ، که از سنگِ تراش داده درست شده بود.این دوازده اتاق در دو سوی یک راهروی میانی ردیف شده بودند ؛ سقف این اتاقها از آجر (خشت پخته)بنا شده و چنان محکم و قطور بود  که ظاهراً منظور از ساخت آن تحمل بارهای سنگین بوده است. دیوارها و ستونها تا 7 متر قطر داشتند.چیز دیگری که کلدوی در این خرابه ها کشف کرد یک حلقه چاه بود. این چاه از یک دهانه ی حلقویِ مرکزی و دو دهانه ی گوشه دار کوچکتر تشکیل شده بود.چرخ چاهی که به این چاه تعلق داشته و احتمالاً از چوب و طناب های کلفت تشکیل می شده ، باقی نمانده بود . کلدوی مدتی طولانی اندیشید  که این زیر زمین طاقْ گنبدی ، زمانی چه چیزی را می توانسته تشکیل بدهد . آنگاه او پاسخ را یافت!
او در بسیاری از نوشته های یونانیان و رومیان ، و همچنین بر روی کتیبه های سنگی خط میخی زمان بابلیها ، سرنخهایی به دست آورد که در بابل فقط در دو نقطه سنگِ تراش داده به کار رفته بوده است: در دیوار شمالی قصر یا کاخ و سرای سلطنتی بابل ، و در باغهای معلق!سنگهای تراش داده شده ی قصر را  کلدوی  قبلاً یافته بود بنابراین زیر زمین طاقْ گنبدی می بایست متعلق به  باغهای معلق مشهور می بود.(6)
کلدوی از ادبیات جامع موجود درباره ی بابل قدیم ، فقط می توانست یک تصویر درباره ی شکل ظاهری باغهای معلق مجسم کند. احتمالاً روی زیرزمین طاق گنبدی یک ساختمانِ مرکزیِ تراس گونه با تراسهای مطبّق قرار داشته است. هر تراس حدود 5 متر بالاتر از تراس زیری خود واقع بوده و با سطوح سنگی به طول 45/5 متر و عرض 35/1 متر فرش شده بوده است. بر روی هر یک از سطوح سنگی ، یک لایه حصیر آغشته به قیر، کشیده شده و روی آن با دو لایه آجر کوره ، فرش و درزهای میان آجرها با گچ گرفته شده بوده است. دوباره بر روی این طبقه ی آجری ، یک لایه سرب ریخته شده بوده که از نشت رطوبت به طبقات زیرین جلوگیری کند.
در نهایت بر روی لایه ی سربی ، یک لایه خاک به ارتفاع 3 متر قرار داشته که باغ اصلی را ــ که در آن حتی درختان بلند هم میتوانستند برویند ــ تشکیل میداده است.


استفاده از قیر در ایزولاسیون باغ های بابل

همانگونه که در گزارش کلدوی به استفاده از حصیر قیر اندود بر ستونهای سنگی باغ ها اشاره شده ،اگر دقت کنیم خواهیم دید که قیر، بهترین عایق و آب بندی است که میتوانسته برای عایق سازی چنین بنایی مورد استفاده قرار گیرد. اگر تصور نماییم که فضای سبز باغهای معلق بابل بر روی خاکی ایجاد شده بود  که در حوضچه های عریض سنگی قرار داشتند آنگاه بناچار باید به دنبال عایقی باشیم که بتواند کف این گلخانه مرتفع را بپوشاند تا از نشت آب به زیر آن جلوگیری نماید.
منابع یونانی به ما می گویند که باغهای معلق بابل  مربع شکل بوده و دارای گنبدهای قوسی شکلی بوده که بر روی کف شطرنجی مکعبی شکلی قرار داشته است. ایوانی که دور بام ایجاد شده بوده توسط پلکان با پایین مرتبط میشده است. باغهای معلق  از گیاهانی که بالاتر از سطح زمین کاشته شده بودند ایجاد شده و ریشه گیاهان و درختان به جای کاشته شدن در زمین، در کف ایوانها جاسازی شده بودند. تمام این مجموعه بر روی ستونهایی قرار داشت و آب از طریق وسایل بالا برنده در کانالهای شیب دار ریخته و در کل باغ جریان می یافت. آبیاری گیاهان و رطوبت موجود در فضا از همین آب بود.در واقع این بنا با چمن همیشه سبز و درختان محکمش، کاری هنری و تجملی شاهانه بود. کاری که در عین حال نخستین کاربردهای قیر طبیعی بعنوان یک مشتق نفتی را در منطقه نشان میدهد.
با توجه به معماری و ساختاری که برای باغ های معلق بابل متصوریم و خصوصا مسئله لزوم آب بندی و نشت گیری کف سنگی باغ ها و با توجه به سابقه استفاده از قیر در بابل می توانیم احتمال استفاده از قیر در معماری باغ ها را آنگونه که کلدوی ترسیم کرده است قابل تصور بدانیم .
موارد دیگر استفاده از قیر در بابل
درخصوص کاربردهای قیر در بابل شواهد دیگری نیز در دست است.در این شهر باستانی  راهی وجود داشته که معابد را به یکدیگر ارتباط میداده و راه مقدس نامیده می شد.راه مقدس با قیر اندود پوشیده و بر روی آن پاره های سنگ آهکی و آجر قرمز رنگی فرش کرده بودند تا پادشاهان  بتوانند بی آنکه پایشان آلوده شود از این راهها بگذرند.(7)این گزارش را در تاریخ تمدن ویل دورانت می خوانیم و در جای دیگری از همان کتاب به محلی اشاره می شود در پانصد متری شمال برج بابل که در آن محل قصر بابل و در کنار آن باغ های معلق قرار داشته اند. (8)
از کاربردهای نفت و مشتقات طبیعی آن همچون قیر در ایران و بین النهرین می توان نمونه های فراوانی را تشخیص داد که برخی دارای مستندات و آثار بجای مانده و برخی دیگر با قید احتمال قابل اشاره میباشند و احتمال استفاده از قیر در معماری باغ های معلق بابل یکی از این موارد است .
منطقه ای که امروزه با منابع فراوان نفت و گازش تحت عنوان خاورمیانه می شناسیم و در عین حال قدیمی ترین تمدنهای مشرق زمین،ایران و بین النهرین نیز در آن قرار دارند ، کهن ترین نمونه ها از کاربردهای نفت و گاز در روزگار باستان را به نمایش می گذارند و با وجود این شواهد و مستندات دیگر نمی توان تاریخ نفت در این منطقه را محدود به دوران معاصر و یکصد ساله اخیر نمود. شواهدی که در ایران نیز بسیار زیاد و متعدد می باشند.
پی نوشت ها :
1-      ویل دورانت : تاریخ تمدن /ج یک/ترجمه احمد آرام و.../چاپ پنجم 1377/علمی فرهنگی / تهران /ص266
2-      م . ا . مالوان : بین النهرین و ایران باستان /ترجمه رضا مستوفی/1372/دانشگاه تهران/ص140
3-      ویل دورانت : همان / ص 264
4-      حسن پیر نیا : تاریخ ایران / 1376 /انتشارات خیام / تهران / ص 53
5-      حمید میر نوری : سهم ایران در تمدن جهان /بی تا / شرکت ملی نفت ایران / تهران / ص 29
6-      گزارش کلدوی از بابل دردانشنامه ویکی پدیا ذیل واژه ی بابل
7-      ویل دورانت : همان /ص 266
8-      ویل دورانت : همان /ص 267

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 14 مهر ماه سال 1386 ساعت 1:55 PM

وداع با آبادان

مهر ماه، یاد آور  اخراج کارشناسان انگلیسی از ایران در مهر 1330

 در فاصله بیست و نهم اسفند سال یکهزار و سیصد و بیست و نه خورشیدی که قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران به تصویب رسید تا مهرماه سال بعد از آن ،  کمپانی  نفت و دولت انگلیس ،  راههای مختلف را آزمود تا آب رفته را به جوی باز گرداند و بتواند مجددا"  استیلای خود را بر فعالیت های بهره برداری از نفت در ایران بر قرار نماید اما مصمم بودن ایرانیان در اجرای قانون خلع ید ،  راهی جز  خروج را برای کارکنان و اتباع  انگلیسی مستقر در ایران  باقی نگذاشت.

پس از تصویب قانون ملی شدن نفت و بلوکه کردن فعالیت های کمپانی  نفت انگلیس ، مدیران این شرکت و دولتمردان انگلیسی راههای مختلفی را برای آنچه احقاق حق خود می نامیدند آزمودند . ایجاد ناآرامی  در مناطق نفت خیز جنوب و تشویق غیر مستقیم کارکنان به اعتصاب ،  اعزام نماینده ویژه دولت بریتانیا ،  "استوکس"  و رایزنی با دولت ایران و پس از آن توصل به امریکا و درخواست از این کشور به میانجیگری بین ایران و انگلیس و همچنین طرح دعوی در دادگاه بین المللی لاهه نمونه هایی از این اقدامات بودند.

انگلیسی ها وقتی از مذاکره و رایزنی با دولتمردان ایرانی ناامید شدند ، کوشیدند تا با تهدید به اهداف خود برسند. آنها صاحبان نفتکشها را تهدید کردند که اگر نفت ایران را بارگیری نمایند ، آنها را به حمل نفت مسروقه متهم خواهند کرد و بدین ترتیب برای فروش نفت ایران تحریم بوجود آوردند.گذشته از این ، انگلستان صدور کالا به ایران را ممنوع کرد و بانک انگلیس نیز تسهیلات بازرگانی واعتباری ایران را معلق ساخت.

انجام اینگونه رفتارهای خشن و تهدید آمیز از جانب دولت وقت انگلستان ، ایران را در اخراج اتباع انگلیسی از ایران مصمم تر نمود.  مجلس  ایران برای رویارویی با اعلان جنگ اقتصادی از جانب بریتانیا قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن افراد متهم به اجرای خرابکاریهای برنامه ریزی شده از جانب بیگانگان در تاسیسات نفتی، مستحق مجازات اعدام تشخیص داده شدند  و همزمان با ارسالنامه ای به  "ادیک دریک"  مدیرعامل وقت کمپانی انگلیس در ایران ،  وی را به عدم توجه و انجام خرابکاری در تاسیسات نفتی ایران متهم نمودند ! 

"دریک"  شتابزده با یک هواپیمای کوچک از ایران گریخت و وقتی خود را به انگلستان رسانید در جلسه کابینه شرکت و اظهار داشت اگر برای منافع انگلستان در ایران و آبادان کاری نکنید،  سرانجام خیلی بیشتر از آن و از جمله کانال سوئز را از دست خواهید داد!

اشاره "دریک" به شکستن ابهت و عظمت امپراتوری بریتانیا در کشورهای تحت استعمارش بود و می خواست به دولتمردان انگلیسی  هشدار دهد که اهمال در مسئله ایران می تواند به منزله تهدید منافع بریتانیا در تمامی آسیا و افریقا باشد.

با چنین گزارشهایی ، انگلستان بار دیگر مسئله استفاده از نیروی نظامی  برای تصرف آبادان را روی میز بررسی گذاشت و تدارک پنهانی گسترده ای را نیز در این زمینه به انجام رساند. تجهیز نیروهایانگلیسی مستقر در بصره در راستای این برنامه بود .

نخست وزیر انگلیس در جلسه کابینه گفت اگر باقیمانده اعضای کمپانی از ایران خارج شوند ، برای کشور ما موجب خفت فراوان خواهد بود و بهر ترتیب ممکن باید راهکاری در این زمینه بعمل آید.

به موازات این امر ایران به باقیمانده کارکنان انگلیسی کمپانی نفت یک هفته مهلت داد تا کشور را ترک نمایند. چند روز پس از آن نیز آیت ا... کاشانی یک روز را بعنوان روز انزجار از انگلیس تعیین و تعطیل ملی و عمومی اعلام نمود.

وضعیت برای کارکنان انگلیسی مستقر در مناطق نفت خیز مساعد نبود. انها از جاهای مختلف مناطق در آبادان جمع شده بودند و منتظر حوادث بعدی مضطرب و نگران اخبار را دنبال می کردند.

صبح روز دوازدهم مهر ماه یکهزار و سیصد و سی برابر با نهم اکتبر یکهزار و نهصد و پنجاه و یک میلادی ، مردان انگلیسی با خانواده هایشان در برابر باشگاه آبادان که مرکز تجمع آنان بود گرد آمدند .در برابر باشگاه کشیش کلیسای آبادان نیز به آنها ملحق گردید. او چند لحظه قبل از آن درب کلیسای کوچکی را که تاریخ جامعه انگلیسی آبادان را در سینه خود ضبط کرده بود قفل کرد و به هموطنان خود پیوست.

رزم ناو انگلیسی "موریشس"   بر روی مصب رودخانه  اروند انتظار آنان را میکشید تا به بندر بصره در عراق منتقلشان کند.در حالی که انگلیسی ها بر روی لنج های کوچک سوار می شدند تا به رزم ناو برسند دسته موزیک مستقر روی عرشه ناو ، سرود ملی انگلستان را می نواخت و انگلیسی ها با آبادان وداع می کردند . آنها مطمئن نبودند که بتوانند بار دیگر در شرجی آبادان نفس بکشند!

تا نیمروز تمامی اتباع انگلیسی مستقر در آبادان به رزم ناو موریشس منتقل شدند و به آهستگی در دل آبها به سمت بصره به حرکت درآمدند. دسته موزیک همچنان در حال نواختن بود اما اینبار یک ترانه مشهور و مورد علاقه نیروی دریایی انگلیس را ترنم می کرد. مسافران زیر تابش آفتاب داغ ، دسته جمعی با بزرگترین پالایشگاه جهان و غنی ترین دارایی های خود در ایران خداحافظی میکردند . در طول چالش بین ایران و انگلیس در مسئله ملی شدن نفت ، این خفت بار ترین عقب نشینی برای آنان بود و در عین حال اوج حقارتی  که امپراتوری بریتانیا تا آن روز به خود دیده بود. مجموعه این حوادث در آخرین روزهای دولت کارگری اتلی در تضعیف چهره حزب کارگر در سطح افکار عمومی انگلستان بسیار موثر بود .

انگلستان البته بیکار ننشست . تحریم نفتی ایران هدف اصلی انگلستان در این زمینه بود و در مقابل نیز جهت جلوگیری از افزایش قیمت نفت در سطح جهان نیز این کشور با همکاری امریکا ، کمیته ای متشکل از بیست کمپانی نفتی تشکیل داد تا با افزایش تولید در ایالات متحده ، عربستان سعودی ، کویت و عراق ، نیازبازار های جهانی را تامین کنند تا افزایش قیمتی بوجود نیاید.

انگلستان در عرصه سیاسی نیز با ارائه شکایت به سازمان ملل کوشید با استفاده از ابزار دیپلماسی کاری کند تا وداع اتباعش با ابادان زیاد طولانی نشود ،اما دفاع هیئت ایرانی از منافع ملی خود در شورای امنیت این راه را نیز بر استعمار بست ....

منابع:

یرواند آبراهامیان : ایران بین دو انقلاب

دانیل یرگین : تاریخ جهانی نفت / ج یک

علی یعقوبی نژاد : رئیس نفت

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 30 خرداد ماه سال 1386 ساعت 08:18 AM

بیست و نهم خرداد 1330

اهتزاز پرچم ایران بر فراز پالایشگاه نفت آبادان

 

پس از ملی شدن صنعت نفت ایران  در آخرین روز اسفندماه سال  یکهزار و سیصد و بیست و نه خورشیدی   که مهلک ترین ضربه بر پیکره چپاولگران نفتی محسوب می گردید  خلع ید آن چپاولگران در قالب  شرکت نفت انگلیس و ایران مهمترین اقدام اجرایی نیروهای وطن دوست ملی  در این زمینه محسوب می شود .

گرفتاریهای شرکت نفت ایران و انگلیس از نخستین روزهای سال  یکهزار و سیصد و سی آغاز شده بود اما در خرداد ماه آن سال این گرفتاریها به اوج خود رسید . در حالی که در نخستین روزهای این  ماه بریتانیا در آخرین مقاومتهای خود در برابر ملی شدن نفت به دادگاه لاهه شکایت برده بود .  روزهای پایانی آن کابوس بزرگ بریتانیا و شرکت نفت انگلیس و ایران بود خصوصا زمانی که در بیست و نهمین  روز آن پرچم سه رنگ ایران بر فراز پالایشگاه آبادان به اهتزاز در آمد و پایان همه چیز را برای شرکت نفت انگلیس و ایران اعلام نمود .

پیش از آن و همزمان با شکایت بریتانیا به دادگاه لاهه ایران اعلام کرد مسئله نفت در ایران یک موضوع داخلی و اختلاف نظر بین یک کشور و یک شرکت خارجی است و ایران تنها حاضر به مذاکره با نمایندگان شرکت است و خود را ملزم به پاسخگویی به دولت بریتانیا و حضور در دادگاه بین المللی لاهه نمی بیند .

 شرکت نفت انگلیس و ایران که از هر فرصتی برای بازگرداندن آب رفته به جوی استفاده می کرد در عالی ترین سطح خود یعنی رئیس و  اعضای هیئت مدیره وارد ایران شدند . روز سیزدهم ژوئن ( بیست و سوم خرداد ماه ) بازیل جکسون رئیس هیئت مدیره شرکت در جریان مذاکراتی بین شرکت مذکور با دولت ایران  به طرف ایرانی اطلاع داد کمپانی با پذیرش نوعی از ملی شدن که در آن شرایط شرکت نیز در نظر گرفته شده باشد موافق است . اما ایران در پاسخ به این پیشنهاد گنگ شرکت نفت انگلیس و ایران صراحتا بیان داشت که تنها یک نوع ملی شدن وجود دارد و آنهم ملی شدن واقعی و حقیقی است که در آن منافع ملی و استقلال ایران در نظر گرفته شده باشد ! یعنی اینکه صنایع نفت بطور کامل در اختیار دولت ایران قرار بگیرد.  

 

 با توجه به اینکه در جریان تصویب قانون ملی شدن نفت. اولین اقدام در اجرایی نمودن این اصل .خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران  تعیین شده بود.جکسون برای آنکه  حداقل بهره را از مذاکرات مذکور ببرد از طرف  ایرانی خواست حداقل مانع اجرای خلع ید گردد اما طرف ایرانی این امر را نیز نپذیرفت و به صراحت اعلام نمود که هدف مذاکرات موجود تغییر قانون ملی شدن صنعت نفت نیست بلکه بررسی چگونگی اجرای آن است !

هیئت ایرانی تاکید کرد از تاریخ بیستم مارس یکهزار و نهصد و پنجاه و یک میلادی برابر با بیست و نهم اسفند ماه یکهزار و سیصد و بیست و نه خورشیدی که لایحه ملی شدن صنعت نفت به تصویب رسیده تمامی دریافتهای خالص بابت فروش نفت به ایران تعلق دارد و البته از دریافتهای مذکور بیست و پنج درصد آن در یک بانک بیطرف سپرده خواهد شد تا از محل آن غرامت مورد ادعای شرکت  نفت انگلیس و ایران )AIOCمخفف ANGLO IRANIAN OIL COMPANY) تامین شود . هیئت ایرانی به اعضای هیئت مدیره شرکت نفت انگلیس و ایران تاکید کرد که شرکت می تواند به هر میزان که بخواهد از ایران نفت خریداری نماید و آنرا به هر بازاری در هر نقطه از دنیا که تمایل دارد بفرستد و البته  به ایشان اخطار کرد در هر حال حقوق ایران باید در نظر گرفته شود .

در نوزدهم ژوئن وقتی دو هیئت نمایندگی برای آخرین بار با یکدیگر ملاقات کردند جکسون یادداشتی را به هیئت ایرانی تسلیم کرد که در آن نظرات AIOC منعکس شده بود . در آن یادداشت آمده بود که داراییهای ایرانی کمپانی ممکن است در شرکت ملی نفت ایران سرمایه گذاری شود و با در نظر گرفتن تملک AIOC بر  این دارایی ها  شرکت نفت انگلیس و ایران حق استفاده از آن را تنها  به کمپانی جدیدی واگذار خواهد کرد که از طرف خود آن شرکت  تشکیل شده باشد و البته این کمپانی جدید زیر نظر شرکت ملی نفت ایران فعالیت خواهد کرد (!)

 جکسون همچنین به منظور ترغیب ایران به  قبول این پیشنهاد در یادداشت خود ذکر کرده بود که AIOC حاضر است در صورت موافقت ایران با این پیشنهاد به طور نقد ده میلیون لیره بعنوان پیش پرداخت به ایران بپردازد و از ماه ژوئیه نیز هر ماه مبلغی  به ایران پرداخت نماید تا زمانی که قرارداد نهایی بین ایران و کمپانی منعقد گردد.

جکسون فکر می کرد نیاز شدید ایران به پول نفت دولت ایران را به چنین پیشنهاد قابل توجهی متمایل می کند و ایرانیان را از فکر ملی کردن واقعی نفت خود منحرف خواهد نمود اما هیئت ایرانی پیشنهاد کمپانی را توهین به شعور و آگاهی ملت ایران تلقی کرده و قاطعانه آنرا مردود اعلام کرد .

 هیئت ایرانی برای مدیران کمپانی نفت انگلیس و ایران صراحتا توضیح داد که راهی جز قبول اصل ملی شدن صنعت نفت در ایران و پرداخت تمام و کمال حقوق ایران- بعنوان کشور صاحب نفت -از جانب بهره برداران نفتی وجود ندارد و هیئت مدیره شرکت نیز به جای ارائه طرح های نامعقول و بچه گانه بهتر است فکری اساسی نماید تا بلکه بتواند در شرایط جدید بعنوان یک شرکت با سابقه در زمینه صنعت نفت با ایران همکاری عادلانه و منصفانه ای داشته باشد .

هیئت ایرانی برای رؤسای AIOC توضیح داد که ایران صاحب و مالک واقعی و حقیقی معادن نفت و گاز خود است و آن شرکت اگر طرحی برای همکاری در این زمینه دارد می تواند ارائه نماید تا ایران آنرا بررسی و در صورت در نظر گرفته شدن کلیه حقوق ایران در آن همکاری دو جانبه ای در این خصوص صورت پذیرد.

مدیران شرکت نفت انگلیس و ایران سرانجام تهران را بدون دستیابی به کوچکترین امتیازی ترک کردند و جکسون رئیس هیئت مدیره در بازگشت به لندن اعلام کرد تا زمانی که در ایران این دولت ( دولت دکتر محمد مصدق ) بر سر کار است انگلستان نباید کمترین امیدی به تجدید مذاکرات و حصول نتیجه ای به نفع انگلیس داشته باشد . جکسون البته یک کارشناس اقتصادی بود اما تاریخ نشان داد که از شم سیاسی بالایی نیز برخوردار بود زیرا دو سال و دو ماه بعد از گفته جکسون . تنها با کودتایی ننگین و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق بود که خوان گسترده نفت ایران مجددا بر روی چپاولگران نفتی و اینبار در نقاب کنسرسیوم گسترده گردید !

پیش از ورود هیئت AIOC  به تهران . دولت ایران هیئتی را به مناطق نفت خیز جنوب اعزام کرده بود تا اداره عملیات استخراج و بهره برداری از نفت را از شرکت نفت انگلیس و ایران تحویل گرفته و خود سرپرستی نمایند .  شکست مذاکرات تهران انجام ماموریت این هیئت را سرعت بخشید و برای ایشان این مجال را بوجود آورد که با اقتدار بیشتری ماموریت خود را دنبال نمایند .

هنگامی که هیئت مدیره موقت شرکت ملی نفت ایران و نمایندگان کمیته مشترک نفت مجلسین وارد مناطق نفت خیز جنوب شدند همچون قهرمانانی ملی از ایشان استقبال شد .

 در آبادان که دیگر به واسطه و جود بزرگترین پالایشگاه نفت خاورمیانه در آن شهرتی جهانی یافته بود بیش از پنجاه هزار نفر شامل کارکنان صنعت نفت و اهالی آبادان به استقبال آنان آمدند و با وجود اینکه در آن روز طوفان شن شدیدی در این شهر وزیدن گرفته بود استقبالی تاریخی از سفیران آزادی و اقتدار ملی ایران صورت پذیرفت . هیئت اعزامی روز بعد در خرمشهر نیز با استقبالی قابل توجه روبرو شد و نمایندگانی نیز که به اهواز / مسجدسلیمان و سایر مناطق نفت خیز عزیمت کرده بودند هم  با استقبالی چشمگیر و قابل توجه روبرو شدند .

مردم بر فراز دفتر اصلی شرکت نفت سابق انگلیس و ایران  حروف NIOC (مخفف NATIONAL IRANIAN OIL COMPANY  ) را با افتخار جایگزین تابلوی قدیمی AIOC نمودند . آنها همچنین در این روز  پرچم سه رنگ ایران را بر فراز پالایشگاه آبادان نیز  به اهتزاز درآوردند تا غرور ملی خود را به رخ جهانیان بکشند .

بیانیه ای از جانب کارکنان شرکت و استقبال کنندگان  منتشر گردید و همه جا پخش شد که در آن آمده بود : از این پس تمامی کارکنان ایرانی و خارجی کمپانی سابق باید خود را کارکنان شرکت ملی نفت ایران NIOC بدانند .

شپرد سفیر بریتانیا در ایران که سرعت و شتاب حوادث او را بر آشفته کرده بود به وزارت خارجه کشور متبوعش گزارش داد : به نظر می رسد  دولت ایران آمادگی کامل دارد که از موج کنونی احساسات و افکار و عواطف عمومی به نفع خود بهره برداری نماید .

شپرد همچنین به دکتر مصدق نوشت : بر انگیختن احساسات عمومی کار آسانی است ولی کنترل آن آسان نخواهد بود و دکتر مصدق نیز به وی پاسخ داد سبب بالا گرفتن و طغیان احساسات عمومی دهها سال نخوت . تکبر و خودبینی کمپانی بوده است !

حقیقت نیز جز این نبود . مردم ایران و خصوصا مناطق نفت خیز جنوب اهتزاز پرچم سه رنگ کشور خود را بر فراز پالایشگاه آبادان و دفاتر شرکت نفت به معنای پایان اشغال سرزمین خود توسط نیروهای بیگانه ای می دانستند که کمترین حقوق و مزایا را از ایشان دریغ داشته بودند .

آنان از این سرخوش بودند که با ملی کردن صنعت نفت علاوه بر امتیازات بین المللی و ملی شاهد بهبود اوضاع خود و افزایش سطح خدمات اجتماعی و غیره خواهند بود و نیک می دانستند که کمترین بهره آنان از این رهگذر رهایی از یوغ استعمار چپاولگران خواهد بود .

کوتاه کردن دست AIOC ار تاسیسات نفت جنوب در سراسر کشور موجی از شادی و غرور را به همراه داشت . مردم ایران خلع ید را پیروزی ملی خود در برابر استعمار صنعتی غرب تلقی و به این امر افتخار می کردند .

سفارت بریتانیا در تحلیل امور دچار آشفتگی شده و قدرت پیش بینی اقدامات و سیاستگذاری بر مبنای آن را از دست داده بود .

دربار  پهلوی نیز بهترین گزینه را سکوت یافته بود زیرا می دانست حتی اگر مخالفتی با این امر داشته باشد توانایی مقاومت در برابر موج سرکش اراده ایرانیان را نخواهد داشت و با هر گونه موضع گیری اعتبار خود را بیش از پیش از دست خواهد داد . به همین دلیل بود که علیرغم ارادتی که به قدرتهای غربی داشت سکوت خویش را برای ایشان تبیین نموده بود .

خلع ید آخرین پایه های حضور کمپانی را در ایران متزلزل نمود.  به گونه ای که حتی اعلام صدور قرار موقت از جانب دادگاه لاهه نیز نتوانست آب رفته را به جوی باز گرداند .

بیست و نهم خرداد یکهزار و سیصد و سی پس از حماسه بزرگ ملی شدن نفت بعنوان روزی پر افتخار در حافظه تاریخی ایرانیان ثبت گردید . روز کوتاه کردن دست چپاولگران نفتی و اهتزاز پرچم ایران بر فراز پالایشگاه نفت آبادان .

 ایرانیا ن میهن دوست تابلوی کمپانی سابق را از فراز دفتر اصلی شرکت به زیر کشیدند و تابلوی آزادی خود را بر افراشتند . تابلویی که در آن  زیر آرم تاریخی شیر و خورشید نوشته شده بود : هیئت مدیره موقت قانون ملی شدن صنعت نفت .

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo