آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387 ساعت 12:32 PM
فرشید خدادادیان

آماده سازی آبشارهای سیکا در شوشتر برای ثبت در یونسکو

ایسنا : مدیر اداره‌ی میراث فرهنگی و گردشگری شهرستان شوشتر گفت:به‌دلیل مطرح بودن موضوع ثبت جهانی سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر در سازمان میراث فرهنگی وگردشگری، اولویت ویژه‌ای برای رسیدگی، حفاظت، مرمت، سامان‌دهی و پاک‌سازی این محوطه درنظر گرفته شده است. ...

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 7 فروردین ماه سال 1387 ساعت 11:35 AM

وبلاگ فرشید خدادادیان

شاهنامه خوانی نوروزی  در مناطق بختیاری نشین

هر چند امسال فرصت حضور در زادگاه را از دست دادم ،  اما دوست خوبم "محمد مراد یوسفی نژاد" توانست به ولایت سری بزند و در برنامه شاهنامه خوانی که در روستای سی میلی همه ساله برگزار می شود شرکت نماید.

محمد مراد از استقبال خوب مردمی خبر می داد و اینکه خودجوش بودن و البته غیر سیاسی بودن این برنامه راز ماندگاری آن است. خوش بحال آنها که توانستند در این برنامه شرکت کنند.

شاهنامه خوانی همه ساله در روز سوم فروردین در مناطق مختلف بختیاری نشین بصورت گروهی انجام می شود و روستای سی میلی یکی از مهمترین مناطقی است که این برنامه در آنجا انجام می شود.

دوست خوب دیگرم خانم "کبری قاسمی" گزارش مشروحی از  مراسم شاهنامه خوانی بختیاری را که خود در سال ۱۳۸۶ شانس حضور در یکی از آن برنامه ها  را داشته منتشر نموده که در این آدرس می توانید بخوانید و بشنوید:

http://radiozamaaneh.com/morenews/2008/03/post_906.html 

 

توضیحات تکمیلی آقای یوسفی نژاد:

درود فرشید عزیز

از نکات حایز اهمیت در سوم فروردین حضور چشمگیر مردم بود که علیرغم نبود گل و گیاه و سبزه از اقصی نقاط استان و کشور خود را به مسجدسلیمان رساندندوبیشتر از سال قبل ؛همچنین حضور استاد علی اکبر شکارچی؛نوازنده؛خواننده وآهنگساز که شور مضاعفی بوجود آورداز نکات قابل ذکر اینکه همایش هزینه هایی دارد که اگر کمکهای مردمی نباشد قطعا گردانندگان آن در آینده دوام نخواهند آوردوپیشنهاد شد شماره حسابی اعلام گرددتامشتاقان بتوانند در طی سال وبسته به توان خودمبلغی را به این امر اختصاص دهند زیرا کمترین نفع وامتیاز این همایش ؛گذشته از تاثیرات فرهنگی؛دیدن دوستان وآشنایانیست که در طول سال وباتوجه به بعد مسافتها وگرفتاریهاموفق به بدیدارشان نمیشویم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 22 اسفند ماه سال 1386 ساعت 2:28 PM

وبلاگ فرشید خدادادیان

نفت گردشگر می آورد

پتانسیل خوب و البته بدون استفاده ی  تاسیسات تاریخی صنعت نفت در استان خوزستان برای جذب توریسم  ، یکی از دغدغه های فکری همیشگی ام است.

 فرصتی که می توان با استفاده از آن خوزستان محروم را رونقی دوباره داد.

مقاله من در این رابطه در روزنامه تهران امروز مورخه چهارشنبه 22/12/86

در این آدرس:

http://www.tehranemrooz.ir/v2/Default_view.asp?NewsId=52419

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 14 بهمن ماه سال 1386 ساعت 12:39 PM

سفرنامه  مصور شوشتر

هر بار که دانشگاه شوشتر سر می زنم مجالی نیز باقی می ماند برای گشت و گذاری در شهر و دیدن چیزهایی که مدتها جلوی چشمم بودند و از آنها غافل بودم و فکر میکنم این مسئله برای خود مردم آنجا هم وجود دارد.

مردمی مهربان صمیمی و متدین و معتقد که صفا و صمیمیت جنوبی در وجودشان موج می زند.

زیارتگاههای متعددشان که زیارتگاه امام زمان (ع) سر آمد آنها است و من بواسطه زود رسیدن قطار اندیمشک این شانس را داشتم که طلوع آفتاب را در آن ببینم. و صفای متولی آن را و اصرار پیرمردی را که به خواندن قرآنی برای امواتم تشویقم می کرد!

فرشید خدادادیان

پل شادروان یادگار روزگار ساسانیان در شوشتر را هر بار که از شوشتر نو به کهنه بروی می بینی و روز بروز بر ابهت و عظمت ان افزوده می شود.

فرشید خدادادیان

با باغهای سبزی و درخت کنار(konar = سدر )  در کنار آن ...

فرشیدخدادادیان

بازار قدیمی شوشتر بر سنتها اصرار دارد.

فرشیدخدادادیان

و سینما این پدیده مدرن تلاش دارد خود را در دل این شهر سنتی جای دهد...

فرشید خدادادیان

بختیاری ها که ترکیب جمعیتی شوشتر را بر هم زده اند و بزرگان خود را بزرگ می دارند. قیصر را و بهمن را که ریشه در آن قوم دارند...

و مرحوم شیخ شوشتری ، عارف وارسته ای که از دنیا بریده بود و هیچگاه به سیاست تن نداد...

شوشتر شهری تاریخی و باستانی است با مردمی مهربان و محروم که در محرومیت با دیگر ساکنان خوزستان هم درد هستند. راننده ای که بعد از ظهر مرا به ایستگاه  قطار در اندیمشک می رساند نوار موسیقی محلی بختیاری با صدای تاجمیری گذاشته بود و از زمانه گلایه داشت.

خوزستان سرزمین گلایه هاست!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 14 آبان ماه سال 1386 ساعت 2:55 PM
وبلاگ فرشیدخدادادیان

سرزمین برد نشانده ‌ها و چهارطاقی‌ها

گزارش ندا لهراسبی از ایذه و مسجدسلیمان

 

از طلسم حک شده بر کوه‌هایشان تا مویه‌های سوگواری‌هایشان، از سلحشوری این مردمان تا شیرهای سنگی ایستاده بر قبرشان، زمانی بسیار می‌خواهد تا درک کردشان.

قصد ما سفر به دیار آیاپیر و پارسوماش بود تا روح حاکم بر کوه‌های بختیاری را از ورای نقش‌برجسته‌ها و بردنشانده‌ها و چهارطاقی‌ها دریابیم. می‌خواستیم نادانسته از راز سرزمین سوسن و اندیکا نباشیم. سوسن منطقه‌ای است در شمال شهر ایذه(آیاپیر) و اندیکا منطقه‌ای در شمال شرقی مسجد سلیمان(پارسوماش)

کارون شگفت‌انگیز قبل از این‌که به آب‌های پشت سد شهید عباسپور(کارون 1)بپیوندد، از میان منطقه سوسن عبور می‌کند و دوباره همین رود هنگامی که نیروی پرتوانش را به سد بخشید، از جنوب منطقه اندیکا می‌گذرد.

منطقه اندیکا امروز محصور میان آب‌های پشت سد شهید عباسپور(سمت غربی) و رود کارون است که در ادامه به سمت لالی و شوشتر پیش می‌رود.مرکز این منطقه با نام قلعه خواجه خوانده می‌شود.

منطقه سوسن نیز با آب‌های پشت سد شهید عباسپور(سمت شرقی) و کوه‌ ماقارون با ارتفاع 3459 متر محدود می‌شود. ما از تهران به اصفهان و از اصفهان به ایذه، همان مال‌میر سال‌های قبل‌تر سفر کردیم. ایذه شهر نقش برجسته‌هاست.

نقوش ایلامی و اشکانی در آن بیش از هر شهر دیگری بر سینه کوه و صخره‌های سنگی دیده می‌شوند. اشکفت سلمان، کول فره، خونگ اژدر، خونگ کمال‌وند، خونگ یارعلی‌وند و منطقه بندان از مناطق داخل شهر و اطراف شهر ایذه هستند که در آن‌ها می‌توان آثار نقش برجسته از روزگاران قدیم که به 4000 سال پیش هم می‌رسد، را مشاهده کرد.

ایلامی‌ها به‌طور کلی 5  ایالت بزرگ داشتند که عبارت است از: شوش، سیماش، آوان، پارسوماش و انشان.اگر موقعیت ایذه را در حیطه امپراطوری ایلامی‌ها تصور کنیم، در جنوب آن انشان(انزان) و در غرب آن پارسوماش واقع بود.در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، آمده است که کرسی لر بزرگ شهر ایذج بوده که مال‌امیر هم به آن گفته‌اند.

 مقدسی هم در قرن چهارم آن را یکی از بهترین شهرهای خوزستان شمرده است.ما در سفرمان بعد از دیدار از سایت‌های تاریخی ایذه، به سمت شمال و دشت‌ها و بلندی‌های سوسن رفتیم.سرزمینی که کارون آن را آبیاری می‌کند و بختیاری‌ها در آن می‌زیند.

در همان کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، آمده است:در 2 جانب رودخانه، 4  فرسخی شمال باختری ایذج، شهر کوچکی است موسوم به سوسن که عروج(عروح) هم نامیده می‌شود و اطراف آن شهر باغستانی است پر از انگور و نارنج و لیمو.

حمدالله مستوفی هم می‌گوید: آبش گوارنده است زیرا تا کوه پربرف چهار فرسنگ است.در منطقه سوسن ابتدا به ده‌شیخ، روستایی که در نزدیکی آن مقبره‌ای منسوب به دانیال نبی وجود دارد، رفتیم.

جالب این است که در شهر شوش امروزی، مقبره‌ای به نام دانیال نبی بسیار مشهور است.اما برخی از مورخین، مقبره دانیال نبی در سوسن را همان قصر شوش مذکور در سفر دانیال تورات می‌دانند.مردم محلی سوسن هم مقبره منطقه خودشان را مربوط به دانیال نبی می‌دانند و می‌گویند تنها یک اشتباه املایی باعث شده که شوش را محل دفن دانیال نبی ذکر کنند.

در نزدیکی ده شیخ، روستایی به نام ترشک(tareshok) هست که ما برای رفتن به ارتفاعات سوسن و به‌دلیل کمبود بنزین، یک مینی‌بوس گازوییل‌سوز به قیمت 40 هزار  تومان تنها برای 4 ساعت از آن‌جا کرایه کردیم.

در حالی با مینی‌بوس به سفرمان ادامه می‌دادیم که فقط با احتساب راننده و یک بلد محلی فقط 4  نفر بودیم.آنچه که در مسیر برای ما بسیار جلب نظر می‌کرد، وجود شیرهای سنگی روی مقبره‌های بختیاری‌ها بود.اگر قبر مربوط به یک زن بود، نقش‌هایی همچون شانه و قیچی روی آن‌ها دیده می‌شد.

در کناره‌های جاده‌ها در منطقه بختیاری، گاهی سنگ‌هایی دیده می‌شوند که روی هم چیده شده‌اند. این‌ها سنگ‌هایی هستند که مردم در فاصله‌ای دور از امام‌زاده‌ها به‌عنوان نشانه قرار می‌دهند و نوعی نذر و اعتقاد محسوب می‌شود. مینی‌بوس ما بعد از یک‌ساعت پیمودن مسیر سربالایی به منطقه‌ای به نام جنگه رسید.

از مردم محلی در رابطه با اشکفتی(نوعی غار) در این اطراف یا اثری از نقش برجسته سؤال کردیم. اظهار بی‌اطلاعی می‌کردند، ولی با این‌حال هرکسی آدرسی می‌داد که ما یا باید باور می‌کردیم یا توجهی به آن نمی‌کردیم. شک و دودلی و هیجان و اضطراب، همه‌اش با ما بود.

نهایتا تنها با اعتماد کردن به حسی درونی از تنگه‌ای با سراشیبی تند به پایین حرکت کردیم. نام محلی که به سمتش می‌رفتیم، دره دز بود. دره دز تغییر شکل یافته دره دزدها باید باشد.

وقتی با سرعت، به سمت پایین می‌رفتیم و در این بین بارها به زمین می‌خوردیم، گاهی به اشکفتی در دل کوه برمی‌خوردیم. ولی آنچه ما به‌دنبالش بودیم، نبود. به چشمه‌ای رسیدیم که زنان از آن آب بر می‌داشتند. تنها زنان بودند و ما 3 مرد وقتی به آن‌ها نزدیک شدیم، آرامششان را برهم زدیم. ولی تشنه بودیم.باید آب می‌خوردیم.

تشنگی‌مان را که رفع کردیم دوباره به پایین رفتن ادامه دادیم. با اشاره جوانی از اهالی منطقه به سمتی رفتیم که سنگ صخره‌ای بزرگی در آن‌جا واقع بود. در داخل این صخره سنگی مجزا از صخره‌های اطراف، یک سوراخ مربع شکل به ابعادی حدود 50 در 50 سانتی متر ایجاد شده بود و روی آن نیز، نقوش برجسته‌هایی دیده می‌شد.در درون صخره هم یک تابوت سنگی به شیوه تابوت‌های دوران اشکانی متصل به خود صخره واقع شده بود.

این برای ما یک پیروزی محسوب می‌شد و جانی دوباره بعد از خستگی ناشی از پیاده‌روی به ما ‌بخشید. فکر کردیم، این اثر با توجه به نوع تابوت و نقش برجسته‌هایش، اثری از دوران اشکانی‌ و متعلق به یک شاه یا یک فرمانروای محلی است.نقوش برجسته‌ها به سختی دیده می‌شدند و در سالیان درازی که در معرض باد و باران قرار داشته‌اند، دچار آسیب شده‌اند.نقوش برجسته این صخره سنگی شامل 4 انسان بود که به‌نظر می‌رسید در حال برگزاری یک آیین هستند.

همچنین یک سوراخ به قطر تقریبی 20 سانتی‌متر روی این صخره سنگی ایجاد شده است که احتمالا کارکرد خاصی داشته.عکس گرفتیم و در حالتی شبیه به هیجان مسیر سربالایی برگشت را طی کردیم تا به مینی‌بوس برسیم که راننده‌اش منتظر ما بود.با مینی‌بوس به ایذه و از آن جا به مسجد سلیمان رفتیم و تا صبح روز بعد استراحت کردیم.

خیلی خسته بودیم.فردای آن روز، مستقیم و بدون دیدار از شهری که اولین چاه نفت خاورمیانه در آن حفر شده بود، از جاده‌ای که به سمت سد شهیدعباسپور کشیده شده بود، به منطقه‌ای رفتیم که به اندیکا معروف بود.

در این بخش سفر می‌خواستیم، از محلی بازدید کنیم که با این‌که در منابع زیادی از آن به‌عنوان محل تولد کوروش یادی نشده، ولی این اعتقاد مردمی بود که در این‌جا زندگی می‌کنند. و شاید بیراه هم نمی‌گویند.

باز پرس و جو را شروع کردیم. قلعه بردی کجاست؟ در نقشه نام قلعه برون را دیدیم و به قصد دیدن آن رفتیم.پشت روستای قلعه برون، روستای بسیار کوچکی قرار داشت به نام قلعه بردی.آیا این‌جا محل تولد کوروش بود ؟

 با راهنمایی ریش سفید همان دهی که 5 خانوار بیش‌تر نداشت، به سمتی رفتیم که بعد متوجه شدیم آثاری از سنگ‌فرش مکانی که به‌نظر روزگاری قلعه‌ای یا کاخی بوده، در آن وجود دارد. کاخ یا قلعه هرچه بود، وسیع بود و دور افتاده. به ناگاه متوجه نقش‌هایی شدیم که روی سنگ‌های بزرگ زیرپایمان حک شده بود.

 این امضای حجاران بود؟ شاید. اما نقش بز یا قوچ هم به وفور دیدیم. ما نمی‌دانستیم چه باید بگوییم و چه نتیجه‌ای باید بگیریم. ما حرفه‌ای نبودیم. ریش سفید می‌گفت: این‌جا قبلا شهری آباد بوده و ما از پدرانمان شنیدیم که این‌جا محل تولد کوروش است.

منبع : همشهری آنلاین     http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=36437

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 1:29 PM

* کشف بزرگترین گنجینه دوره ایلامی جدید در رامهرمز

فردین بیگدلی را از ترم اول کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان می شناسم (هر چند ریاست او باعث شد درسش را ناتمام بگذارد! ) اما در اینکه دارای اطلاعات در زمینه کاری اش بود مطمئن هستم.چند روز پیش در رامهرمز پیمانکار آب و فاضلاب حین گود برداری به گنجینه ای باستانی دست یافت . فردین در این زمینه مصاحبه ای کرد که شنیدم منجر به عزل وی می شود !؟

با هم مصاحبه او را با ایسنا بخوانیم.

فردین بیگدلی در گفت و گو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از خوزستان اظهار کرد: در مورخ ۹/۲/۸۶  در حین خاکبرداری توسط شرکت وشاق به کارفرمایی آب و فاظلاب رامهرمز به دو تابوت مفرغی مملو از گنجینه باستانی برخورد شد.

او توضیح داد:با تماس تلفنی از سوی یکی از پرسنل آب و فاضلاب با اداره میراث فرهنگی رامهرمز مبنی بر کشف آثاری در منطقه باستانی واقع در شش کیلومتری شرق رامهرمز بلافاصله پس از اعلام مراتب به فرمانداری از غارت گنجینه عظیم ایلامی توسط افراد سودجو جلوگیری و با ورود نیروهای انتظامی امنیت منطقه به طور کامل برقرار شد.

به گفته بیگدلی، تمامی اشیای به دست آمده پس از صورت‌برداری در حضور دادستان، فرماندار، معاونت پژوهشی سازمان میراث فرهنگی خوزستان، شهردار، پرسنل اداره اگاهی و دو تن از اعضای انجمن دوستداران میراث فرهنگی رامهرمز صورتجلسه و در اختیار اداره آگاهی رامهرمز قرار داده شد.

رییس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری رامهرمز افزود:  هم اینک نیروهای انتظامی و یگان حفاظت پاسداران میراث فرهنگی با نصب چندین چادر و تأمین روشنایی منطقه به صورت شبانه روزی در محل به صورت آماده باش حاضرند.
نماینده رامهرمز  نیز در این رابطه مصاحبه ای با خبر نگاران داشته است.

حجت الاسلام سیدناصر موسوی در جمع خبرنگاران تصریح کرد: این صندوقچه در روستای جوبچی رامهرمز کشف شده است و از لحاظ ریالی نمی‌توان قیمتی برای آن در نظر گرفت.
وی با بیان این که هم‌اینک نیروهای انتظامی، امنیتی و قضایی مکان مورد نظر را برای جلوگیری از سوءاستفاده اجتماعی و کشف احتمالی آثار عتیقه تحت نظر دارند، ادامه داد: تعدادی از کارگران مشغول در طرح آبرسانی مقداری از اشیاء عتیقه کشف شده را تصاحب کرده بودند که توسط دستگاه قضایی دستگیر شده‌اند.
وی خاطرنشان کرد: با این حال ممکن است که هنوز برخی از این اشیاء در اختیار برخی از افراد باشد که دستگاه قضایی پیگیر آن است.
موسوی در پاسخ به این پرسش که گفته می‌شود رییس سازمان میراث فرهنگی رامهرمز به دلیل رسانه‌یی کردن این کشف بزرگ از کار خود برکنار شده است، گفت: وی هنوز برسر کار خود حاضر است اما فرمانداری رامهرمز پیشنهاد داده است که وی عزل شود.
وی ادامه داد: وی وقتی می‌خواسته خبر این کشف بزرگ را به رسانه‌ بدهد باید با مقامات سیاسی، انتظامی، امنیتی هماهنگی می‌کرد زیرا ممکن است هنوز برخی اشیاء در اختیار برخی افراد باشد که با رسانه‌یی کردن آن کار پیگیری و باز گرداندن این اشیاء مشکل می‌شود.
وی با بیان این‌که شهروندان رامهرمزی خواستار باقی ماندن این اشیاء در شهرستان و ایجاد موزه‌ای برای نگهداری از این اشیاء هستند، گفت: رامهرمز توان ایجاد یک موزه برای نگهداری این اشیاء را دارد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 12:50 PM

دیدار جمعی از دانشجویان خوزستانی با ابراهیم یزدی

جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های شهید بهشتی، دانشکده نفت آبادان و دانشگاه علوم دریایی خرمشهر با ابراهیم یزدی دیدار و گفت‌وگو کردند.

 ابراهیم یزدی در این دیدار ابرازعقیده کرد:« ما در جامعه خود دچار چند بحران هستیم و مشکلاتی در زمینه‌ اقتصاد، فرهنگ، سیاست و هویت داریم.امروز نسل جوان ما دچار بحران هویت است و اگر به این موضوع بها داده نشود از آن‌جایی که این جوانان آینده‌سازان و مدیران آینده مملکت هستند دچار مشکل خواهیم شد.»

یزدی با اشاره به فعالیت تشکل‌های دانشجویی اظهار داشت:« به عنوان مثال ما درآمریکا انجمن‌های اسلامی را تأسیس کردیم و در اقلیت بودیم،اما پس از گذشت مدتی به اکثریت تبدیل شدیم. حذف پسوند اسلامی از عنوان انجمن‌ها بهترین بهانه برای حذف و سرکوب آن‌هاست و با توجه به بحران هویت نسل جوان تغییر هویت در انجمن‌ها این سرگردانی‌ها را تشدید خواهد کرد.»

وی در ادامه بیان کرد:« باتوجه به قرائت‌های مختلف و برخی سوءاستفاده‌هایی که به نام دین می‌شود انجمن‌های اسلامی باید با بالا بردن دانش دینی خود الگویی شایسته و مناسب را به نسل جوان جامعه ارائه کرده و مطمئن باشند که با پایداری و ثبات در این راه می‌توانند آینده‌ خوبی داشته باشند.»

یزدی درپاسخ به این‌ پرسش که انجمن‌های اسلامی باید کدام روشنفکری دینی را برگزینند؟ گفت:« روشنفکر دینی کسی است که علاوه بر فهم و عمل، به آموزه‌های دینی توجه می‌کند و دین را بر وفق جهان امروز و اقتضائات امروز جامعه و در تعامل با حوادث جاری جهانی تعبیر و تفسیر کند و به تعبیر دیگر دین را به زبان روز به مردم بفهماند و در این راه اعضای انجمن‌ها با خواندن آثار روشنفکران دینی مسلمان مانند طالقانی، مطهری، بازرگان و شریعتی همچنین نواندیشان دینی کنونی خود به خود به فهم نوینی از دین دست خواهند یافت.»

وی خاطرنشان کرد: « در عرصه‌ی سیاست انجمن‌ها نباید به احزاب وابستگی پیدا کنند و در انتخابات از حزب، فرد و گروه خاص حمایت نمایند، بلکه تکلیف و نقش ملی جنبش دانشجویی تشویق مردم به شرکت در انتخابات است و باید انتخاب را بر عهده‌ی خود مردم بگذارند.»

ابراهیم یزدی درپایان اظهار داشت:« دموکراسی بدون گفت‌وگو میسر نمی‌شود و دانشجویان باید از کارهای افراطی پرهیز نمایند و به عنوان مثال باید در دانشگاه‌ها با بسیجیان گفت‌وگو کنند چراکه شما به دموکراسی اعتقاد دارید و نباید سیاه و سفید کنید و باید با رابطه و بحث منطقه‌ای نظرات خود را بیان نمایید.»

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2    >>