اخبار تلخ ولایت در نوروز ۱۳۸۷
دوست نداشتم اولین مطلبم پس از تعطیلات نوروز مطلب تلخی باشد اما اخبار تلخی که از مسجدسلیمان رسید خوشی این چند وقت را به کاممان تلخ کرد.
نوروز با خوبی و شادمانی و شادگویی نوروز است وگرنه با روزهای دیگر سال تفاوتی نخواهد داشت و نوروز امسال اما در ولایت ما ، مسجدسلیمان گویا نوروز چندان خوبی نبود.
امان از بی آبی
زمستان امسال در حالی که تمامی ایران زیر برف و باران بود مسجدسلیمان در آرزوی بارش باران سوخت تا سبزی نوروز مسجدسلیمان بر مردم دریغ شود .
دوست فرهیخته ام "جمشید عزیز پور" از سرزمین مادری برایم نوشت:
"... امسال حتی آسمان هم به حال ما مردم دلش نسوخت و عالم وآدم در حسرت سبزی جاندار !! حیران به اسکلت نیمه زرد گیاهان و درختان نگران بود!
همه می روند و فقط سیزده بدر ها یاد ما می افتند از امروز که چهارده بدر است ما مردم مسجد سلیمان و ما شهر مسجد سلیمان را باید روی گور وبلاگها و تصاویر مرده دیجیتالی ببینند . همه رفتند مسافران نوروزی و دوستها و ... خوش باش که ما با عاشقی خوشیم ...سال آینده باز منتظرتان هستم"
از سوی دیگر اخبار منتشره حاکی از آن بود که اجرای سهمیه بندی آب نیز با مشکلاتی همراه بود و مناطق زیادی از مسجدسلیمان روزهای طولانی تشنگی را به ساکنان و میهمانان نوروزی هدیه کرده بود.
دریغ از رفتن حسین
"حسین دیناروند" دبیر سخت کوش ، زحمتکش و مردمی مسجدسلیمانی دراثر سانحه رانندگی در مسیر اهواز به ماهشهر بدورد حیات گفت.
حسین دیناروند دبیر زحمتکشی بود که با نو آوری هایش در تست های کنکور ریاضی و فیزیک شهره بود و بسیاری از دانشجویان دیروز و امروز مسجدسلیمانی موفقیت خود در کنکور را مدیون آموزه های او می دانند.او در عین حال در زمینه مسایل اتجتماعی و سیاسی نیز فعال بود.تلاش او در تشکیل ائتلاف فرهنگیان مسجدسلیمان در یکی از دوره های انتخاباتی شورای شهر مسجدسلیمان - هر چند به بیراهه رفت - اما از ارزش تلاش های او چیزی نکاست.
حسین در شرایطی در ولایت ماند که هر کجای ایران و جهان که می رفت شرایطی به مراتب بهتر داشت اما او ماند تا منزلش در لین فرهنگیان چاه نفتی وعده گاه فرهیختگان مسجدسلیمانی باشد و زین پس شاید گورش در قبرستان کلگه!
روانش شاد.


















