
یک انشاء سی یا سی بنویسید!
امان از دست این سیاست که در همه چیز رخنه کرده و همه چیز سیاسی شده است . از نقاشی بچه های اول دبستان گرفته تا چاله وسط خیابان ، از خوردن کتاب علوم امیر علی توسط بز نژدی(بز نژادی/نوعی بز در منطقه خوزستان) قاسم اینا تا چکه کردن مخزن آب منزل ما همه چیز بوی سیاسی میدهد و قابل پیگیری است.
نادر ، پسر کوچک همسایه ما که کلاس اول دبستان است یک نقاشی کشید که یک ماهی در کنار آب افتاده و دارد می میرد. مدیر مدرسه پدر نادر را خواست تا در مورد رابطه احتمالی این نقاشی با مسئله سیاسی کم آبی شهر توضیح دهد ! پدر نادر هم توضیح داد که منظور بچه اش اصلا کم آبی نبوده و البته بعد از برگشتن از مدرسه جنازه ی مادر نادر را گذاشت تا دیگر جلوی بچه کلاس اولی از کم آبی ناله نکند!
چاله وسط خیابان ما هم سیاسی است . مش قربون مغازه دار محله ما معتقد است این چاله و چاله های دیگر توسط عده ای افراد معلوم الحال کنده شده تا در بین مردم نارضایتی سیاسی ایجاد کند و عملکرد مسئولین پر کننده چاله ها را زیر سوال ببرد.
البته بچه ها چند شب پیش مش قربون و پسرش رستم را دیده بودند که داشتند برای رد کردن لوله گاز منزلشان از عرض خیابان روی آن گازوئیل ریخته و مشغول کندن جاده بودند !
امیر علی خوردن چند صفحه از کتاب علومش توسط بز قاسم اینا را یک مسئله سیاسی می داند! بز مذکور دقیقا صفحاتی از کتاب را خورده است که درس انرژی اتمی در آن بوده است . از آنروز هیچ کس در محله ما چشم دیدن بز قاسم اینا و حتی خود قاسم اینا را ندارد!
قضیه چکه کردن مخزن آب منزل ما هم سیاسی شده و برخی از اهالی محل اعتقاد دارند که ما عمدا مخزن آب منزلمان را تعمیر نمی کنیم تا آب هدر رود و معتقدند ما با این کار به تشویش افکارعمومی می پردازیم!
پدرم اما می گوید : من با افکار عمومی یا خصوصی کاری ندارم.قنبر علی جوشکار محله گفته که مخزن قابل تعمیر نیست و از طرفی مخزن نو هم در بازار قیمت خون آدمیزاد است !
در چنین اوضاع و احوالی معلم عزیز ما هم از ما انشای سیاسی خواسته که البته در این آشفته بازار چیز عجیب و غریبی هم نیست. البته ما هم مجبور به اطاعت هستیم.اطاعت میکنیم تا نمره بگیریم و این هم خودش یک سیاست است!
گویند سیاست نخستین بار در یونان باستان استفاده شد و حتی می گویند یکی از دانشمندان باستانی ایشان کتابی نوشته بنام سیاست. بعد از آن بوده که سیاست از غرب به شرق آمده و من فکر می کنم بخاطر همین است که غربیها از ما جلوتر هستند چون آنها زودتر سیاست داشته اندو مابه اندازه همان سالها و قرن هایی که سیاست نداشته ایم از آنها عقب هستیم.
در این انتقال از غرب به شرق مثل اینکه تعریف سیاست نیز تغییر کرده است . در حالی که در کتاب هایی که از غرب ترجمه شده اند سیاست را علم تدبیر زندگی معنا کرده اند . من از دوازده نفر معنی آنرا پرسیدم و یازده نفر آنرا دروغ و نیرنگ توصیف کردند!؟
خیلی ها آدم را از سیاست بر حذر می کنند اما یکی گفت سیاست داشته باش پسر جان و من گیج و مبهوت ماندم که بالاخره سیاست زهر است یا عسل ؟!
بعضی ها با سیاست کلاهبرداری میکنند. عده ای دیگر با سیاست سرشان کلاه می رود!
بعضی ها با سیاست پول جمع میکنند. عده ای دیگر با سیاست پول خرج میکنند !
بعضی ها با سیاست حرف میزنند و عده ای با سیاست سکوت می کنند!
بعضی ها با سیاست به مردم می گویند که چقدر آدم خوبی هستند و عده ای دیگر با سیاست مواظبند تا کسی نفهمد که آدم خوبی نیستند!
بعضی ها با سیاست ازدواج میکنند و برخی دیگر با سیاست مجرد می مانند!
بعضی ها .....
مرغ ما با سیاست تخم میگذارد تا کبابش نکنیم و من با سیاست می نویسم تا نه سیخ بسوزد و نه کباب!؟
خلاصه از زمین و زمان سیاست می بارد و شاید به همین خاطر باشد که وقتی موضوع انشایم را به پدرم گفتم ، هشدار داد که پسرجان این کارها آخر و عاقبت ندارد.سیاست یعنی دوز و کلک و دروغ و فریب و نیرنگ و مادر بزرگم که داشت سجاده اش را جمع میکرد ادامه داد البته فریبکاران و دغل بازان یک مشکل دارند و آن هم این است که خدایی هم هست!
برق از کله ام پرید و به این نتیجه رسیدم که سیاست دوز و کلک و دروغ و فریب و نیرنگ نیست بلکه سیاست این است که مواظب باشیم کسی با دوز و کلک و فریب و نیرنگ سرمان کلاه نگذارد!