جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 فروردین ماه سال 1387 ساعت 3:16 PM

برای مردم!

هر چند  انتخابات مجلس در ایران اسفندماه سال گذشته انجام شد؛ اما با به دور دوم کشیده شدن انتخابات در برخی شهرها و همچنین عدم تایید صحت انتخابات در برخی از حوزه ها تب و تاب انتخابات هنوز وجود دارد.

براستی اینهمه عاشق به خدمت به مردم وجود دارد یا دعوا بر سر لحاف ملا است!

 طنز کوتاهی از زنده یاد عمران صلاحی در این زمینه خواندنی است:

<< تلویزیون را نگاه می کردیم.خبرنگاری در آستانه انتخابات از رهگذری پرسید:

- به نظر شما نماینده باید چه خصلت هایی داشته باشد؟

او پاسخ داد:

- باید برای مردم ؛ خوب زندگی کند! >>

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386 ساعت 12:20 PM

وبلاگ فرشید خدادادیان

دیدار قپونی با جورج بوش!؟

این عکس زیبا را همشهری هنرمندم  سرکار خانم مهین قاسمی فرستاده. طنز تلخ نهفته در آن خواندنی است و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل !؟

بوش می پرسد: از مسجدسلیمان چه خبر؟

و قپونی جواب می دهد: چول و چمبر به سلامتی ت!

امان از ذوق هنرمندان فتوشاب کار !

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 3 مرداد ماه سال 1386 ساعت 09:21 AM

 tabatabae.com  طرح از سایت

 

یک انشاء سی یا سی بنویسید!

امان از دست این سیاست که در همه چیز رخنه کرده و همه چیز سیاسی شده است . از نقاشی بچه های اول دبستان گرفته تا چاله وسط خیابان ، از خوردن کتاب علوم امیر علی توسط بز نژدی(بز نژادی/نوعی بز در منطقه خوزستان) قاسم اینا تا چکه کردن مخزن آب منزل ما همه چیز بوی سیاسی میدهد و قابل پیگیری است.

نادر ، پسر کوچک همسایه ما که کلاس اول دبستان است یک نقاشی کشید که یک ماهی در کنار آب افتاده و دارد می میرد. مدیر مدرسه پدر نادر را خواست تا در مورد رابطه احتمالی این نقاشی با مسئله سیاسی کم آبی شهر توضیح دهد ! پدر نادر هم توضیح داد که منظور بچه اش اصلا کم آبی نبوده و البته بعد از برگشتن از مدرسه جنازه ی مادر نادر را گذاشت تا دیگر جلوی بچه کلاس اولی از کم آبی ناله نکند!

چاله وسط خیابان ما هم سیاسی است . مش قربون مغازه دار محله ما معتقد است این چاله و چاله های دیگر توسط عده ای افراد معلوم الحال کنده شده تا در بین مردم نارضایتی سیاسی ایجاد کند و عملکرد مسئولین پر کننده چاله ها را زیر سوال ببرد.

البته بچه ها چند شب پیش مش قربون و پسرش رستم را دیده بودند که داشتند برای رد کردن لوله گاز منزلشان از عرض خیابان  روی آن گازوئیل ریخته و مشغول کندن جاده بودند !

امیر علی خوردن چند صفحه از کتاب علومش توسط بز قاسم اینا را یک مسئله سیاسی می داند! بز مذکور دقیقا صفحاتی از کتاب را خورده است که  درس انرژی اتمی در آن بوده است . از آنروز هیچ کس در محله ما چشم دیدن بز قاسم اینا و حتی خود قاسم اینا را ندارد!

قضیه چکه کردن مخزن آب منزل ما هم سیاسی شده و برخی از اهالی محل اعتقاد دارند که ما عمدا مخزن آب منزلمان را تعمیر نمی کنیم تا آب هدر رود و معتقدند ما با این کار به تشویش افکارعمومی می پردازیم!

پدرم اما می گوید : من با افکار عمومی یا خصوصی کاری ندارم.قنبر علی جوشکار محله گفته که مخزن قابل تعمیر نیست و از طرفی مخزن نو هم در بازار قیمت خون آدمیزاد است !

در چنین اوضاع و احوالی معلم عزیز ما هم از ما انشای سیاسی خواسته که البته در این آشفته بازار چیز عجیب و غریبی هم نیست. البته ما هم مجبور به اطاعت هستیم.اطاعت میکنیم تا نمره بگیریم و این هم خودش یک سیاست است!

گویند سیاست نخستین بار در یونان باستان استفاده شد و حتی می گویند یکی از دانشمندان باستانی ایشان کتابی نوشته بنام سیاست. بعد از آن بوده که سیاست از غرب به شرق آمده و من فکر می کنم بخاطر همین است که غربیها از ما جلوتر هستند چون آنها زودتر سیاست داشته اندو مابه اندازه همان سالها و قرن هایی که سیاست نداشته ایم از آنها عقب هستیم.

در این انتقال از غرب به شرق مثل اینکه تعریف سیاست نیز تغییر کرده است . در حالی که در کتاب هایی که از غرب ترجمه شده اند سیاست را علم تدبیر زندگی معنا کرده اند . من از دوازده نفر معنی آنرا پرسیدم و یازده نفر آنرا دروغ و نیرنگ توصیف کردند!؟

خیلی ها آدم را از سیاست بر حذر می کنند اما یکی گفت سیاست داشته باش پسر جان و من گیج و مبهوت ماندم که بالاخره سیاست زهر است یا عسل ؟!

بعضی ها با سیاست کلاهبرداری میکنند. عده ای دیگر با سیاست سرشان کلاه می رود!

بعضی ها با سیاست پول جمع میکنند. عده ای دیگر با سیاست پول خرج میکنند !

بعضی ها با سیاست حرف میزنند و عده ای با سیاست سکوت می کنند!

بعضی ها با سیاست به مردم می گویند که چقدر آدم خوبی هستند و عده ای دیگر با سیاست مواظبند تا کسی نفهمد که آدم خوبی نیستند!

بعضی ها با سیاست ازدواج میکنند و برخی دیگر با سیاست مجرد می مانند!

بعضی ها .....

مرغ ما با سیاست تخم میگذارد تا کبابش نکنیم و من با سیاست می نویسم تا نه سیخ بسوزد و نه کباب!؟

خلاصه از زمین و  زمان سیاست می بارد و شاید به همین خاطر باشد که وقتی موضوع انشایم را به پدرم گفتم ، هشدار داد که پسرجان این کارها آخر و عاقبت ندارد.سیاست یعنی دوز و کلک و دروغ و فریب و نیرنگ و مادر بزرگم که داشت سجاده اش را جمع میکرد ادامه داد البته فریبکاران و دغل بازان یک مشکل دارند و آن هم این است که خدایی هم هست!

برق از کله ام پرید و به این نتیجه رسیدم که سیاست دوز و کلک و دروغ و فریب و نیرنگ نیست بلکه سیاست این است که مواظب باشیم کسی با دوز و کلک و فریب و نیرنگ سرمان کلاه نگذارد!

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 12 خرداد ماه سال 1386 ساعت 3:09 PM

زنگ انشاء

از فرهنگ شهر نشینی چه می دانید ؟

اشاره : زنگ انشاء عنوان ستون طنزی بود که با امضای فرشید طاغونک در هفته نامه ندای جنوب / ویژه نامه های مربوط به مسجدسلیمان می نوشتم هر چند این مطلب تنها برای همشهریان عزیز ارائه شده و احتمالا برای دوستانی که از ظلم آباد ما خبر ندارند جذابیتی ندارد .اما بهر حال حرفهایی است که باید گفت تا درمانی بیدا شود!!؟

موضوع انشائی که آقای معلم این هفته به ما داده مربوط به فرهنگ شهرنشینی است و اینکه نظر ما درباره این فرهنگ چیست و از آن چه می دانیم ؟!

بین خودمان بماند من در مورد فرهنگ شهرنشینی از رادیو زیاد شنیده ام اما حقیقتش این است که چیز زیادی در این مورد نمی دانم و دانسته هایم محدود به فرهنگ شهرنشینی آباد شده ایست بنام مسجدسلیمان که در آن بدنیا آمده ام و زندگی می کنم ! و فکر می کنم این فرهنگ شهرنشینی چیز خیلی عجیب و غریبی باشد!؟

اولین سوالی که پیش می آید این است که اصلا فرهنگ چه ربطی به شهرنشینی دارد و در شهر نشستن چه ارتباطی با فرهنگ دارد ؟ فرهنگ احتمالا مربوط به چیز دیگری باشد . در زمان رژیم منفور سابق به اداره آموزش و پرورش می گفتند اداره فرهنگ .حالا هم که اداره ای داریم بنام فرهنگ و ارشاد (( که فکر هایی بزرگ و جیبهایی خالی دارند !)) یک روزنامه ای هم داریم بنام فرهنگ جنوب که قبلا فرهنگ خوزستان بودو احتمالاً مدتی دیگر فرهنگ جنوب خوزستان تغییر نام می دهند و دو برادر خالق آدم برفی ها خبر نگاران آن بودند که مدتی است خبری هم از انها نیست ! ؟ تنها فرهنگ هایی که من می شناسم اینهاست و نمی دانم نشستن در شهر چه ارتباطی با اینها دارد ؟ ! ضمن اینکه اگر کسی نخواهد در شهر بنشیند و بخواهد مثلاً در شهر بایستد تکلیفش با این فرهنگ شهر نشینی چه می شود و چه خاکی باید بر سر بریزد ؟!

برای یافتن جواب راه افتادیم توی شهر و محله و از کسانی که می شناختیم سوال کردیم اول سراغ تنها کسی رفتیم که در محله ما نمره هشت توانسته است دیپلم بگیرد و پدر و مادرش هم کلی بخاطر این مسئله فخر می فروشند . از او پرسیدم فرهنگ شهر نشینی یعنی چه ؟

خندید نگاهم کرد و گفت : چه شده دنبال کیمیا می گردد ؟ برایش توضیح دارم که موضوع انشاء این هفته ما این موضوست و دیپلم محله مان گفت فرهنگ شهرنشینی را باید ببینی ، شنیدنی نیست بگرد و هر چه دیدی بنویس همان می شود فرهنگ شهر نشینی !

القصه من هم راه افتادم ومحله به محله و کوچه به تپه گشتم و فهمیدم که فرهنگ شهر نشینی یعنی اینکه کسی چاله ای بکند در وسط خیابان اصلی شهر و به هیچ کسی جوابگو نباشد ! فرهنگ شهر نشینی یعنی اینکه اگر دیدیم جایی آسفالت خوب باقی مانده گازوئیل روی آن بریزیم و آنرا کنده کاری کنیم و یک لوله آب یا گاز از خیابان عبور بدهیم ! یا یعنی اینکه اگر درخت و نهال دیدیم از ریشه در آوریم ! فرهنگ شهر نشینی یعنی اینکه زباله های خود را جلوی منزل همسایه بگذاریم یا مثلا در خیابان بریزم چون بقول آقای کرباسچی شهر ما خانه ماست و خانه ما هم در اختیار ماست ، بقول معروف چار دیواری ،! اختیاری !

فرهنگ شهر نشینی یعنی اینکه میدان اصلی شهر را بصورت کتل استفاده کنیم اتفاقا سنگ سیاه غم انگیزی هم دارد و روی آن پلاکاردهای مراسم فاتحه مان را نصب کنیم مبادا کسی از قلم بیفتد و برای صرف خیرات نیاید !

فرهنگ شهر نشینی احتمالا یعنی اینکه ما هر چه فریاد داریم برسر همشهری یان خود بزنیم و مسلح به چاقو و گرز و زنجیر هر چند وقت یکبار صفحه هایی حماسی ورزمی در شهر بیافرینیم !

فرهنگ شهر نشینی یعنی اینکه هر خود رویی در صندوق عقب خود یک گرز داشته باشد !

فرهنگ شهر نشینی می تواند همان شگردهای تبلیغاتی در ایام مورد نیاز برای بالا بردن آمار رای دهندگان به یک فرد خاص باشد . هر شناسنامه ای قیمتی دارد !؟

اوج فرهنگ شهر نشینی می تواند زیر آب زنی باشد ! اینکه برای پیشرفت و رسیدن به میز زیر آب کسی را که میز مورد نظر ما را اشغال کرده و هر طریقی که می توانیم بزنیم و خوش باشیم ! پاچه خواری هم می تواند مفید باشد و اینکه هواشناسی خوبی باشیم و سریع رنگ عوض می کنیم فرهنگ شهر نشینی می تواند این باشد که به اسم انتقاد سازنده هر بهتان و تحمت و توهینی را به طرف مقابل وارد کنیم و ککمان هم نگزد !… از فرهنگ شهر نشینی در مسائل سیاسی که بگذریم بز نژدی و گاو هم می توانند جزئی از فرهنگ شهر نشینی باشند که چون قبلاً در انشاء فواید گاو در مورد انها توضیح داده ایم دوباره گویی نمی کنیم !

توسعه مطبوعات هم از دیگر مشخصه های فرهنگ شهر نشینی است ما می توانیم متولد و بزرگ شده روستاهای همچوار باشیم وشناسنامه هایمان را پنهان کنیم وبرای شهروندان نسخه بنویسیم که چگونه شهروندان خوبی باشند ؟! حتی اگر جایی هم حاضر به چاپ مطالبمان نشد می توانیم سریعاً یک هفته نامه ماهنامه سالنامه یا هر مجله و نشریه دیگری را پیدا کنیم چند مغازه دار را سرکیسه کنیم چند پرتاژ آگهی بگیریم و ویژه نامه ای بنام خودمان چاپ کنیم تعجب می کنم که می گوئیم دوم خرداد بد بود ؟ آخر اگر این همه نشریه نبود کجا می شد اینقدر ویژه نامه مرد سالار و زن سالار و پسر سالار و دختر سالار و بچه سالار و … تحویل خلق ا… داد خصوصا اینکه بعضی ها برای چاپ مقالاتشان نه تنها حق التالیف نمی گیرند بلکه حتی حاضرند خشکه هم بدهند ! و از این نظر هم مشکل چندانی برای چاپ ویژه نامه وجود ندارد !!

  وقتی فرهنگ آپارتمان نشینی را با فرهنگ شهرنشینی مقایسه می کنیم متوجه می شویم که فرهنگ آپارتمان نشینی به مراتب از شهر نشینی سخت تر است . تصور کنیم اگر ما مجبور بودیم در آپارتمانهایی شبیه آپارتمانهای نیمه کاره اول شهر زندگی کنیم چه بدبختی داشتیم ، خود آدم هیچ ، تصور کنیم بنده خدایی خانه اش طبقه سوم باشد ! مرغ و خروس و بز نژدی اش را چه کنیم ؟ چطور کفتر بازی کنیم که مزاحم دیگران نشویم و هزار ویک بدبختی دیگر ! مظاهر فرهنگی شهرنشینی بسیار زیادند واینها تنها نمونه های کوتاه بود خلاصه اینکه فرهنگ شهرنشینی هر چه هست خیلی سخت است اما بدست آوردن آن شاید کمی ممارست می خواهد و دلسوزی ! نمره این انشاء شاید به لطف همه مانند انشاء های قبلی صفر باشد اما نمره شهروندی ماچند است ؟

غر زدن صفت ثانویه همه ما شده است اما خود برای داشتن شهری آباد چه کرده ایم ؟

خداوکیلی ؟! یادمان باشد بهشت را به بها می دهند نه به بهانه !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 1:05 PM

آگهی مراسم ترحیم

در سوگ شیر زنی از کوهستانهای سرفراز سئول بانویی سخت کوش و مهربان و خواهری عزیز و گرامی در سوگ نشسته ایم.

هن عزیز  یانگوم چگونه نبودن تو را باور کند و ما چگونه نیستی تو را بپذیریم.تو که نمونه مهربانی و صفا بودی...

در فقدان این شیر زن قهرمان طی مراسمی با ساز توشمال چپی  در جلوی سفارت کره جنوبی به سوگ خواهیم نشست و پس از آن بر تربت پاکش در قبرستان سرشوادان سئول گرد هم خواهیم آمد!

همتباران گرامی که امکان حضور برایشان فراهم نیست می توانند پنجشنبه در قبرستانهای نزدیک به خود یادش را زنده نگاه دارند. سر باره در نظر گرفته شده را به وصیت آن مرحومه صرف امور خیریه فرمایید.

ستاد مردمی بزرگداشت بانو هن

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo