مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 1 تیر ماه سال 1387 ساعت 3:43 PM

کیک تولد وبلاگ

اولین روز از چهارمین سال فعالیت وبلاگ ایران-خوزستان-مسجدسلیمان

سه سال پیش در اتاقی در بنگله(منازل ویلایی شرکت نفت ) شماره  ۱۶۸ محله بی بی یان مسجدسلیمان ؛  پس از مدتها مطالعه در زمینه وبلاگ و وبلاگ نویسی این جسارت را پیدا کردم که وب نویسی خود را آغاز نمایم. 

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 شهریور ماه سال 1386 ساعت 09:41 AM

پدر طالقانی، یک عمر تلاش برای آزادی

به بهانه نوزدهم شهریور سالروز وفات آیت الله طالقانی

سید محمود  طالقانی در سال ١۲٨٩ متولد شد و از آغاز سن یادگیری   در مکتب پدرش ابوالحسن آغاز به یادگیری مفاهیم اسلامی و درس کرد.  تحصیلات دینی خود را در مدارس رضویه و فیضیه قم به پایان رساندو موفق به کسب اجازه نامه اجتهاد از مرجع بزرگ آن روز آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی شد.بعد از اتمام تحصیلات به تهران آمده و در مدرسه سپهسالار  به تدریس علوم دینی مشغول شد. در سال ۱۳۱۸ برای اولین بار به جرم سیاسی دستگیر و زندانی شد. طالقانی تلفیق تفکر ملی گرایانه و باورهای مذهبی بود و به همین دلیل گروههای مختلف سیاسی او را بعنوان مبارزی صادق می شناختند 

شهریور ۱۳۲۰،  ۲۸مرداد سال ۱۳۳۲، خردادسال ۱۳۴۲ مقاطعی بود که او را میهمان بازداشت گاهها کردند و آخرین انها چهار سال بطول انجامید  پس از آن  در آستانه سال ۱۳۵۰ همزمان با برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله  دستگیر و به مدت سه سال در زابل و ۱۸ ماه در بافت کرمان  به حالت تبعید بسر برد. در سال ۱۳۵۴ مجدداً به دست ساواک گرفتار شد و به ۱۰ سال زندان محکوم گردیدکه حوادث دی و بهمن ۱۳۵۷ باعث آزادی او و سایر زندانیان سیاسی شد.

طالقانی در زندان نیز مورد وثوق نیروهای مختلف بود و لقب پدر طالقانی را به همین دلیل نیروهای سازمان مجاهدین خلق به او دادند. او  در دوران انقلاب نهایت تلاش خود را در جهت ترویج تفکر شورایی به خرج داد و با استناد به قرآن حاکمیت مردم در قالب شوراها را تنها راه پرهیز از افتادن در مسیر استبداد و خودکامگی معرفی میکرد.

گسترش نماز جمعه را به همین دلیل در نظر داشت .جمعه از جمع شدن است و اینکه مردم هفته ای یکبار جمع شوند و در مورد مسایل خود صحبت کنند و آنگاه به عبادت بپردازند.

دیگر پروژه ای که در سر داشت و عمرش کفاف نداد ایجاد شورا های محلی بود با همان نظریه مشارکت مردم در سرنوشتشان. طالقانی همواره سعی میکرد تمامی نیروهای سیاسی فعال در انقلاب ۵۷در کنار یکدیگر باشند و بهمین دلیل تا او بود  این نیروها کمتر مورد هجمه قرار می گرفتند.

 او  آخرین نماز جمعه تهران را  به مناسبت سالگرد جمعه خونین ۱۷شهریور در بهشت زهرا و کنار مزار جان باختگان آن روز  برگزار نمود وسرانجام در سحرگاه نوزدهم شهریور سال ۱۳۵۸ ، در اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت .

روز تشییع جنازه  طالقانی ازدحام جمعیت بحدی بود که خاکسپاری وی را با مشکل مواجه کرد و مجبور شدند چندین بار گور کنده شده را از خاک خالی نمایند.

امروزه تفکر ملی مذهبی در ایران خود را وامدار و پیرو راه طالقانی  میداند و ابوذر زمان لقبی است که بواسطه سالها رنج و زندان و البته صبوری و تحمل و مدارا به او  داده اند .

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 29 خرداد ماه سال 1386 ساعت 11:35 AM

سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی

بیست و نهم خرداد سالروز درگذشت مبهم دکتر علی شریعتی است . کسی که در تعریف نوین از اسلام و تشیع بسیار کوشید.

شریعتی در حالی درگذشت که تنها یکسال پس از وی انقلاب ایران به ثمر رسید و گویی دستهایی در کار بودند که نمی خواستند معلم انقلاب در انقلاب زنده باشد!

کلام شریعتی تاثیر گذار و آثارش خواندنی است.و یکی از خواندنی ترین آنها کتاب فاطمه فاطمه است که شریعتی در معرفی دختر پیامبر اسلام بیان نمودو امسال در تقارنی زمانی درگذشت وی با درگذشت فاطمه زهرا (ع) همزمان گردید.

سایت روزنامه هم میهن گزارش مفصلی در خصوص شریعتی تهیه نموده است .به آدرس زیر مراجعه کنید:http://http://www.hmnewspaper.com/Released/86-03-29/360.htm

یاد و نام شریعتی جاودان باد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 1:22 PM

سالروز تولد پیشوای آزادی ایران

امروز سالروز تولد دکتر مصدق پیشوای آزادی ایران از زنجیر استعمار است .دیروزهم قراربود مراسمی به این مناسبت  در احمد آباد برگزار شود .

دکتر کیهانی زاده نیز در سایت خود اطلاعات دقیقی از این مناسبت گذاشته اند که خواندنی است :

بیست و نهم اردیبهشت زادروز دکتر محمد مصدق ناسیونالیست بنام ایرانى، بانى ملى شدن نفت ایران و رهبر وطن در سال هاى ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ است که به سال ۱۲۵۸خورشیدى (1879 میلادی) در تهران به دنیا آمد و در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵(مارس 1967) فوت شد.
     دولت مصدق با براندازی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ساقط و خود او پس از سه سال زندان تا پایان عمر به حالت تبعید در روستاى احمدآباد ساوجبلاغ (نزدیک کرج) تحت نظر بسر برد. دکتر مصدق تبعید خود در احمد آباد را غیر قانونی اعلام کرده بود زیرا حکم قضایی بر تبعید او وجود نداشت.
     دکتر مصدق پیش از نخست وزیری بارها به نمایندگى تهران در مجلس انتخاب شده بود. وی برای نخستین بار از شهر اصفهان به نمایندگی مجلس انتخاب شده بود. مصدق قبلا هم پست وزارت و سمت استاندار هم داشت. او در دانشگاه تهران حقوق نیز تدریس می کرد.
     ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۵۸ (سه ماه و چند روز پس از انقلاب و در دوران دولت موقت مهدی بازرگان)، ایرانیان صدمین زادروز او را با شکوهى بى سابقه برگزار کردند. دکتر مصدق به آزادى، دموکراسى و استقلال ملى اعتقاد ویژه داشت و عمر خود را وقف مبارزه براى تحقق آنها کرده بود.
     از نظر دکتر مصدق، آزادى بیان (که مطبوعات هم مشمول آن مى شوند و نباید دولتی باشند و از دولت کمک مالی دریافت دارند)، آزادى اجتماعات، آزادى تاسیس حزب و اتحادیه و انجمن و هرگونه تشکل، آزادى تعیین محل سکونت و داشتن آزادى و امنیت در آن، آزادى تحصیل و کسب علم و معرفت و آزادى انتخاب شغل (مشروع و قانونی) روش زندگانى فردى (شرافتمندانه) از حقوق اساسى بشر هستند که لاینفک از انسان باید باشند.
     دکتر مصدق بارها گفته بود که آزادى ها به هم ارتباط دارند و اگر یک مورد آزادى سلب شود، موارد دیگر هم متزلزل و از میان خواهند رفت و یا دست کم کمرنگ خواهند شد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 25 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 10:08 AM

راز ماندگاری فردوسی

بیست و پنجم اردیبهشت ماه هر سال روز بزرگداشت شاعر و حماسه سرای ایران حکیم ابوالقاسم فردوسی است. حماسه سرایی که بخش های مهمی از روایات اساطیری ایران را در قالب اثر ماندگار خود شاهنامه جاودانه نمود.

قصه های باستانی و اساطیر گذشته مه گرفته تاریخ هر ملتی هستند . وقتی به ادوار مختلف حیات ملل نظر میکنیم متوجه می شویم که هیچ ملتی به وجود نیامده و به تحصیل استقلال و تحکیم مبانی ملیت توفیق نیافته است مگر آنکه اعصار و دوره های خطر را گذرانده و به اعمال پهلوانی دست زده باشند و بزرگان و پهلوانانی از آن پدید آمده باشد که در ذهن آن ملت اثری بزرگ بر جای گذارد.(1)

پارسیان نیز داری چنین اساطیر و روایتهای تاریخی هستند وفردوسی راوی چنین روایاتی است.بازخوان حماسه های ایرانی از روی خدای نامه های ساسانی !

 خدای نامه های ساسانی منابع کتبی روزگار ساسانی بوده اند که در اختیار پادشاهان قرار داشته اند .کتب منحصر به فردی که در روزگار فردوسی هنوز در اختیار برخی خانواده های خاص وجود داشته اند و فردوسی توانسته این کتب را ببیند.

باید به معنای واژه خدای نامه توجه داشته باشیم . عنوان   خدای در روزگار ساسانی مهتری/ ریاست و شاهی را می رسانده. چنانچه کدخدای /ناخدای و .... میراث آن روزگار و دارای معانی این چنینی می باشند و فردوسی  روایتگر و بازسرای چنین متونی است.

کارکردن بر روی متون ملی حماسی ویژگی هایخاص خود را دارد .  شاعری که به ذکر پهلوانی ها و قهرمانی های نیاکان خود همت می گمارد روح ملی خود را به اثرش نیز منتقل میکند و بدین ترتیب در میان مردمان خود شهره خواهد شد به حدی که به مرور ماخذی که شاعر خود بدانها استناد کرده به مرور فراموش می شود و  خود اثر شاعر تبدیل به منبعی اصلی خواهد شد و این ویژگی ارزشمندی است که در شاهنامه فردوسی میتوانیم ببینیم.

فردوسی در حقیقت راوی روح حماسی نژاد پارسی است و اگر پارسیان به وی علاقمندند علاوه بر اهمیت کار وی افتخاری است که به روح حماسی گذشتگان  اساطیری خود دارند! البته  باید به این نکته نیز  توجه  داشته باشیم که تنظیم منظوم روایات اساطیری منحصر به فردوسی نبوده است !

از روزگارانی بسیار کهن و دور نزدیک به نیمه نخست هزاره پیش از میلاد در میان پارسیان داستانهایی بود که بیشترشان از ویژگی های حماسی و پهلوانی برخوردار بود و مسلم است که در آن روزگاران کهن هیچ یک از این داستانها بر جایی نوشته نشده و بصورت شفاهی  و سینه به سینه باقی مانده تا سرانجام این داستانها در همان دوران باستان به کتاب ورجاوند دینی پارسیان  باستان -  اوستا -  منتقل گردید (2)وقتی می بینیم قطعاتی از اوستا و خاصه برخی از یشت ها قطعات حماسی کاملی هستند که اساسا منظوم بوده اند و اکنون نیز آثار نظم از بعضی بخش های آن به خوبی هویدا است متوجه خواهیم شد که منظوم کردن حماسه ها منحصر به فردوسی نبوده و سابقه ای در اعصار بسیار دور دارد !

شاید بتوان گفت که نشات و تکوین حماسه از مهاجرت اقوام آریایی به سوی جنوب  آغاز می شود . از روزگاری که این اقوام  به نجدهای سرزمینی که بعدها ایران نامیدند  وارد شدند  و این مهاجرت طبیعتا رویارویی هایی با اقوام بومی را  به دنبال داشت! قسمتی از داستانهای حماسی پارسی مربوط به همین جنگ های سخت پارسیان  در داخل سرزمین ایران است و آن داستانهایی است که از جنگ های ایرانیان و دیوان در کتابهای حماسی و مشخصا شاهنامه شاهد هستیم. پارسیان  پس از فایق آمدن بر بومیان و استقرار در سرزمین جدید این سرزمین را ایران نامیدند و این  بار  در دفاع از سرزمین خود مجبور  به جنگ هایی با مهاجمان شدند. مهاجمانی که در شاهنامه تحت عنوان تورانیان از آنها یاد می شود .

تورانیان از چادر نشینان ماوراء جیحون و سیحون بودند که در جستجوی منزلگاه های جدید به ایران می تاختند و هجوم های پیاپی ایشان در قرون متوالی و دفاع ایرانیان از سرزمین خود در برابر آنها داستانهای نبرد ایران و توران را به وجود آورد و باز هم این روح حماسی ایرانی بوده که در قالب این داستانها و روایات به زیباترین شکل به تصویر کشیده شده است.

علاوه بر این جدال ها ایرانیان روایات واساطیر کهنی نیز از روزگار سکونت در موطن اولیه خود -  ایرانویج -  در باور خود داشتند و هنگامی که به ایران آمدند این داستانها و روایات و اساطیر را نیز از نیاکان خود که با آریائیان هند یکجا بودند همراه آوردند و در بخشهایی از شاهنامه بدانها اشاره می شود.

فردوسی راوی تمامی این افتخارات حماسی و اسطوره ای بود. دهگان زاده ای از باژ که خدای نامه های ساسانی را دیده بود و در زمانه ای که مهاجمان ترک بر اریکه قدرت و عنصر تازی بر گستره فرهنگی ایران استیلا یافته بودند برای بازخوانی متون کهن پارسی آستین همت بالا زد.

همواره به غلط بیان شده که سلطان محمود غزنوی چون به تاریخ پارس علاقمند بود بدنبال اهل فن و کمالی میگشت که این تاریخ را به نظم در آورد !  نظری نادرست که شاهنامه خود در این باره توضیحات کافی ارائه مینماید.

از متن شاهنامه چنین بر می آید که سلطان محمود هرگز عامل و آمر سرودن شاهنا مه نبوده است (3) اما حماسه سرایی فردوسی تنها برای ارضای حس نوستالژیک نبود .

 در حقیقت اقدام فردوسی تلاش در عرصه پویایی  تفکر نیز بوده است. به تعبیر استاد ادیب برومند فردوسی پس از شکست در برابر شمشیر مهاجمان به این نکته رسیده بود  که برای پیروزی بر دشمنان ملیت و استقلال ایران باید به جای سلاح برنده یعنی شمشیر به سلاح رونده ی قلم دست یازید . ( 4 )

فردوسی با ذکر سرگذشت پهلوانان و شهریاران ایرانیان را به بازشناسی پیشینه پرافتخار خود فرا خواند .شاهنامه مرور حماسه های زیبای پارسی است و فردوسی گر چه رنج سی ساله ای را متحمل شد تا عجم را بدین افتخارات زنده نماید اما بدون شک پرداختن وی به این مقوله در زنده ماندن نامش بسیار مؤثر بود.

فردوسی شاهنامه و گفتمان غرور انگیز آن حلقه هایی هستند که روح ایرانی را در عرصه های مختلف به پیشینه پر افتخار پارسی متصل می نمایند...

پس از روزگار فردوسی گاه و بی گاه شاهد بی مهری هایی بر فردوسی و شاهنامه بوده ایم. گروهی برای کتمان افتخارات پارسی یکسره برانکار دوران پر افتخار باستان و شواهدی از آن دوران و به دنبال آن شاهنامه بوده اند و البته در مقاطعی نیز افرادی برای چشم پوشی از افتخارات ایران دوره اسلامی سعی در بزرگنمایی بیش از حد و استفاده ابزاری از شاهنامه و فردوسی داشته اندبدون اینکه در حقیقت اعتقادی به این افتخارات داشته باشند. اما فردوسی و شاهنامه فارغ از این برخوردهای افراطی و تفریطی همواره باقی مانده است.

تاریخ رود در جریانی است که از دوران اساطیر آغاز می شود و در منزلگاه های مختلف همواره چیزهایی بدان افزوده می شود . فردوسی خاطراتی شیرین از ایستگاههای قبلی این رود جاری را برای ما جاودانه ساخت و مزد او جاودانگی نامش تا ایستگاه آخر است .

پی نوشت ها :

1-     ذبیح الله صفا : حماسه سرایی در ایران / صفحه 13

2-     برتلس : تاریخ ادبیات فارسی / صفحه 49

3-     حافظ شیرانی : در شناخت فردوسی / صفحه 23

4-     ادیب برومند : حماسه سرای ملی /مقاله در ایرانمهر شماره 12 / صفحه 42

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo