
"تصویر محمود نامجو مرا شیفته وزنه برداری کرد"
مصاحبه با غلامعلی عسکرپور
بازنشسته نفت و احیا کننده ورزش وزنه برداری در مسجدسلیمان (پس از انقلاب)
اصفهان میعادگاه بسیاری از پیشکسوتان صنعت نفت جنوب است که پس از بازنشستگی این شهرستان را برای سکونت انتخاب می کنند.دلیل عمده این امر ؛علاوه بر میهمان نوازی اصفهانی ها ؛ آب و هوای خوب و مهمتر از آن نزدیکی به چهارمحال بختیاری و خوزستان است . حاج غلامعلی عسکر پور یکی از این پیشکسوتان بازنشسته است که طی بیست و دو سال ریاست بر بخش خدمات اداری اجتماعی شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجدسلیمان ؛ عمر خود را در راه احیاء و توسعه ورزش در مناطق نفت خیز جنوب و خصوصا" مسجدسلیمان صرف کرده و امروز ساکن اصفهان است .
خوشرویی و حوصله زیاد ویژگی خاص این ورزشکار پیش کسوت است که در یک بعداز ظهر بهاری در منزلش میزبان ما بود .با او در مورد وزنه برداری صنعت نفت ؛مقام های کشوری و آسیایی تیم نفت مسجدسلیمان و مناطق نفت خیز جنوب و همچنین شزایط دوران بازنشستگی گفتگویی داشتیم که در ادامه می آید:
· جناب آقای عسکرپور از وقتی که در اختیار ما گذارده اید ؛سپاسگزاریم.در ابتدا لطفا" ضمن معرفی بیشتر خود از چگونگی آشنایی تان با ورزش وزنه برداری بگویید:
با سلام وسپاس از شما .من غلامعلی عسکر پور متولد اول آذرماه 1325 آغاجاری هستم که پدرم با توجه به علاقه وافرش به سرزمین اصلی مان مسجدسلیمان شناسنامه ام را از مسجدسلیمان گرفت تا نام مسجدسلیمان همواره همراه من باشد.
مرحوم پدرم کارگر حفاری بود و در آن ایام بدلیل کار در منطقه آغاجاری خانواده را نیز به آن شهر منتقل کرده بود. آن روزها ما در محله شرکتی "دوبندی" یا 23 آغاجاری زندگی می کردیم. کودکی من با بچه های لین کارگری 23 آغاجاری به بازی های محلی و فوتبال گل کوچک گذشت اما سال چهارم دبستان در مسیر مدرسه و روی جلد مجله های ورزشی دکه روزنامه فروشی ؛ که در مسیر هر روزم قرار داشت تصویر مردی را با عضلات در هم پیچیده و وزنه ای بالای سر دیدم که مرا شیفته خود کرد.زیر آن با تیتر درشت نوشته بودند : "محمود نامجو قهرمان جهان شد" . آن روزها "محمود نامجو" و شادروان "غلامرضا تختی" در اوج قدرت و مقام بودند و تصویر "محمود نامجو" مرا شیفته وزنه برداری کرد. به منزل که رسیدم جستجو برای یافتن چیزی شبیه میله ی وزنه برداری که آن موقع نمی دانستم اسمش "هالتر" است را آغاز کردم. از آن به بعد از هر فرصتی برای تمرین وزنه برداری البته بصورت آماتور استفاده می کردم.تابستان ها ما در منزل یکی از همسایگانمان بصورت تقویتی درس می خواندیم.معلم تقویتی ما که خود دانش اموز دبیرستانی بود به وزنه برداری علاقه داشت و با یک میله و دو عدد فلنج (سرپیچی که روی لوله های بزرگ نفت جوش می دادند ) وزنه ای درست کرده بود و من بهمراه دیگر دانش آموزان بین ساعت درس که به ما استراحت می داد در حیاط خاکی خانه شان با آن وزنه زور آزمایی می کردیم.یادم می آید آنجا بود که با حرکات یک ضرب/دوضرب و پرس آشنا شدم و نخستین تکنیک های وزنه برداری را از آن حیاط خاکی لین کارگری آغاجاری آموختم.
· زیاد شنیده ایم که شروع ورزش سنگین همچون وزنه برداری در دوران کودکی و نوجوانی اصطلاحا" باعث سوختن بدن یا اخلال در رشد آن می شود.آیا اطلاع دارید که این نکته از نظر علمی هم ثابت شده باشد؟
خیر ؛ این مسئله از نظر علمی ثابت نشده است . امروزه کارشناسان چنین امری را صحیح نمی دانند ؛ البته به شرط آنکه تغذیه و نحوه تمرین صحیح و اصولی باشد . ببینید سن قهرمانی در ورزش معمولا " زیر سی سالگی است و اگر ورزشکاری کار خود را از نوجوانی اما بطور اصولی و علمی و با رعایت تمامی پارامتر های تغذیه ؛تمرین و ... آغاز نماید می تواند موفقیت بیشتری در طول سالهای ورزشی خود کسب نماید و سالهای بیشتری در سکوی قهرمانی بماند.
· پس از دوران ابتدایی آشنایی با وزنه برداری ؛ چگونه فعالیت خود را در این رشته ادامه دادید؟
پس از سپری کردن دوران ابتدایی (دوره شش ساله نظام قدیم) برای ادامه تحصیل به مسجدسلیمان آمدم و در منزل عمویم که مردی اهل ورزش و اهل مطالعه بود میهمان شدم. عمویم وقتی علاقه وافرم به وزنه برداری را دید با استفاده از یک محور خوردرو تریلی که چیزی شبیه یک چرخ لوکومتیو در ابعاد کوچک بود ؛ این امکان را برایم فراهم کرد که در اوقات حضور در منزل تمرین وزنه برداری کنم.عمویم بسیار اهل مطالعه بود و دیدن کتابی در خصوص پرورش اندام آن هم در سال 1336 در بین کتاب های او مرا مجذوب خود کرد.در این کتاب تصویر تمرینات قهرمانان آن روزگار پرورش اندام وجود داشت و بسیار به من کمک می کرد تا بهتر تمرین کنم.
سال هفتم یا هشتم دبیرستان مدتی به تمرین کشتی در یک باشگاه کشتی پرداختم اما خیلی زود متوجه شدم که کشتی کار من نیست و باید در همان رشته وزنه برداری کار کنم. وضعیت بصورتی بود که من در طول سال تحصیلی در مسجدسلیمان می ماندم و تابستان ها به آغاجاری نزد خانواده باز می گشتم و از تابستان 1344 بود که تمرینات رسمی خود را در رشته وزنه برداری در باشگاه البرز آغاجاری آغاز کردم و خیلی زود به عضویت تیم فرزندان کارکنان نفت در آمدم.در آن سالها مناطق نفت خیز همه ساله مسابقاتی بین فرزندان کارکنان صنعت نفت برگزار می کرد و من در ابتدا با تیم آغاجاری و در دوره های بعد با تیم مسجدسلیمان در این مسابقات شرکت و به لطف خدا همیشه هم روی سکو بودم.خانواده وقتی علاقه مرا به وزنه برداری دیدند اجازه دادند بصورت کامل تری تمرینات خود را در این رشته ادامه دهم و این امر باعث شد در طول مدتی که می توانستم تمرین کنم در وزن خود موفق باشم. متاسفانه زودتر از آنچه فکرش را می کردم دچار مصدومیت از ناحیه زانو شدم و مجبور شدم تمرین سنگین وزنه برداری را کنار بگذارم اما در طول این سالها هیچگاه ورزش سبک را ترک نکرده ام.
· حضور شما در مسجدسلیمان بعنوان یک مسئول ورزشی چگونه بوجود آمد؟
پس از اخذ دیپلم من مدتی به استخدام شهرداری مسجدسلیمان در آمدم . سال 1354 در پتروشیمی ماهشهر مشغول به کار شده و تا 16/12/1359 در آن شرکت کار کردم.شروع جنگ و بمباران پتروشیمی باعث تعطیلی آنجا شد و من به همراه تعداد دیگری از نیروها به شرکت نفت مسجدسلیمان منتقل شدیم .ابتدا در بیمارستان مسجدسلیمان کار می کردم و تا سال 1363 بعنوان کارمند اداری مشغول به کار بودم.در این تاریخ از جانب مسئولین منطقه مسجدسلیمان برای ریاست اداره خدمات اجتماعی انتخاب و دعوت به مصاحبه شدم.آنها سوابق ورزشی مرا می دانستند خصوصا اینکه روابط عمومی مسجدسلیمان نشریات نفت خیز را که در آنها عکس من بر روی سکوی قهرمانی وزنه برداری به چاپ رسیده بود در آرشیو خود داشتند و گویا همین عکس و اخبار نیز باعث شده بود مرا برای پست خدمات اجتماعی که امور ورزش هم یکی از زیر شاخه های آن بود انتخاب کنند.
من بخاطر ورزشی بودن این بخش از خرداد1367 مسئولیت خدمات اجتماعی را پذیرفتم و خوشحال بودم از اینکه می توانستم به این شکل به ورزش منطقه کمک کنم.
· وضعیت خدمات اجتماعی و امور ورزش در آن موقع به چه صورت بود؟
سالهای بعد از انقلاب و شروع جنگ تحمیلی وضعیت خاصی را در مناطق نفت خیز حاکم کرده بود.بسیاری از باشگاه ها و تاسیسات رفاهی و ورزشی نفت در اختیار ارگان ها ی مختلف بود.امور ورزش منطقه مسجدسلیمان نیز به جز یک تیم فوتبال غیر حرفه ای ؛ فعالیت دیگری نداشت . وقتی گذشته مسجدسلیمان و نام آوران ورزشی آنرا به یاد می آوردم بسیار متاثر می شدم و به همین دلیل تصمیم گرفتم با تمام تلاش به احیاء ورزش در منطقه بپردازم.وزنه برداری نفت که قهرمانان و نام آوران بزرگی را تقدیم ورزش کشور کرده بود پس از انقلاب عملا" غیر فعال بود و من به لطف خدا توانستم این ورزش را مجددا در مسجدسلیمان احیا کنم.
· این موفقیت چگونه حاصل شد؟
در آغاز از یکی از مربیان با سابقه مسجدسلیمان یک عدد میله "هالتر" به امانت گرفتم . محلی برای تمرین هم نیاز بود و بیشتر تاسیسات نیز در اختیار دیگران قرار داده شده بود .در مسجدسلیمان و در منطقه غیر مسکونس بین محله های موسوم به "کلگه" و "بی بی یان" زمین های گلف مسجدسلیمان قرار داشتند که در روزگار رونق آن شهر مسابقات گلف در آنجا برگزار می شد و باشگاهی هم برای این رشته در همان جا ساخته شده بود.
در آنجا اتاقک کوچکی وجود داشت که بعنوان انبار از آن استفاده می شد.آن انبار را برای شروع کار مناسب دیدم و در مدت کوتاهی نخستین جلسه تمرین وزنه برداری نفت پس از انقلاب در آن انباری قدیمی شروع شد. با پیشکسوتان وزنه برداری مشورت کردم و از آنها خواستم که افراد مستعد و علاقمند را معرفی کنند .ابتدا با پنج یا شش نفر کارمان را آغاز کردیم و به مرور به این افراد افزوده می شد. وقتی در اولین دوره مسابقات وزنه برداری بچه را تست زدیم ؛ آنها استعداد خود را با کسب چند عنوان در استان نشان داده و ما را به ادامه کار دلگرم کردند.
بچه های مسجدسلیمان علاقه و استعداد عجیبی در وزنه برداری دارند و همیشه از استخوان بندی تیم های ملی ایران یک یا چند نفر از مسجدسلیمان نیز حضور داشته اند.
سال 1365 موفق شدیم باشگاه مرکزی نفت مسجدسلیمان را از ارتش پس بگیریم و از آن پس تمرینات وزنه برداری را نیز به آنجا منتقل کردیم.قبل از آن و در سال 1364 پس از حضور در مسابقات جام شهید "شیرالی" در ماهشر مسئولین وقت فدراسیون وزنه برداری که از پتانسیل مسجدسلیمان در وزنه برداری اطلاع داشتند مرا به شرکت در کلاس مربی گری بین المللی که توسط مربی مشهور بلغار "اسپاسوف" در تهران برگزار می شد دعوت کردند و با شرکت در این کلاس و اخذ مدرک مربی گری بین المللی بود که توانستم در ارتقاء سطح تمرینات تیم وزنه برداری نفت بیش از پیش فعال باشم.
بچه ها به خوبی تمرین می کردند . بطوریکه در سال 1372 استخوان بندی اصلی تیم مناطق نفت خیز جنوب که قهرمان باشگاه های ایران شد را بچه های تیم نفت مسجدسلیمان تشکیل می دادند.
· این آغاز قهرمانی های وزنه برداران نفت مسجدسلیمان در آسیا پس از انقلاب بود ؟
بله دقیقا" .همان بچه هایی که تمریناتشان را از آن انباری باشگاه گلف آغاز کرده بودند دیگر قهرمانان ملی بودند. سال 1372 با این بچه ها در قالب تیم مناطق نفت خیز جنوب به مسابقات آسیایی کره شمالی رفتیم و چند تن از آنان موفق شدند روی سکوی آسیا بایستند.آنجا بود که تلاش زحمات خود را گرفتم و احساس کردم به لطف خدا و همت بچه ها توانسته بودیم وزنه برداری نفت را به جایگاه واقعی اش برسانیم.
سال 1374 به پشتوانه حضور آسیایی مان توانستیم موافقت احداث یک سالن وزنه برداری را در مسجدسلیمان بگیریم. یکی از سالن های قدیمی باشگاه مرکزی را بازسازی کردیم و تمرینات را در آنجا ادامه دادیم.حضور آسیایی بچه ها همچنین باعث استقبال بیشتر جوانان از وزنه برداری شده بود و تمرینات ما با حضور پنجاه تا شصت وزنه بردار در چند نوبت تمرینی انجام می شد.
· نتیجه این رونق چه بود؟
تا سال 1380 من رئیس خدمات اجتماعی و از این تاریخ به بعد در قالب شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجدسلیمان رئیس خدمات اداری اجتماعی شدم . سازمان بندی جدید باعث می شد بتوانیم راحتتر در زمینه ورزش هزینه کنیم .خصوصا" اینکه مدیر خدمات شرکت نیز خود فردی ورزشی بود.سال 1384 با قهرمانی در باشگاههای ایران به مسابقات آسیایی اعزام و مقام دوم را کسب کردیم مقامی که در سالهای 1385و 1386 نیز در آسیا تکرار و تیم وزنه برداری نفت مسجدسلیمان را به پر افتخار ترین تیم وزنه برداری ایران تبدیل نمود.
سال 1386 که بازنشسته شدم خدا را شاکر بودم که در طول بیست و دو سال خدمت در خدمات مسجدسلیمان توانسته بودم با یاری همکاران و همت ورزشکاران وزنه برداری را به جایگاه گذشته خود باز گردانیم.
· امور ورزش فعالیت رشته های دیگر را نیز باید پوشش دهد در سایر زمینه ها چه فعالیت هایی انجام شد؟
در این مدت تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان را توانستیم بصورت بهتری تقویت کنیم.درزمینه کوهنوردی فعالیت های زیادی انجام شد و قله های زیادی توسط کوهنوردان فتح گردید.در رشته ریشه دار گلف در مسجدسلیمان فعالیت های زیادی انجام شد و چندین و چند مقام و حضور آسیایی نتیجه این اقدامات بود همچنین در زمینه ترویج ورزش بین کارکنان و خانواده ها نیز تلاش های زیادی صورت گرفت که راجع به هر کدام می توان مفصل صحبت کرد.
· این روزها شما بازنشسته هستید . ورزش را ادامه می دهید؟
بله.البته ورزش سبک .پیاده روی ؛نرمش و شنا را ادامه میدهم.وبازنشستگی تنها بازنشستگگی از وظایف اداری است و به معنای بازنشستگی از تحرک و زندگی نیست و فکر میکنم باید در زمینه پر کردن اوقات فراغت بازنشستگان اقدامات بیشتری انجام شود.مطلع شدم که کانون بازنشستگان انجام فعالیت های ورزشی را برای بازنشستگان مد نظر دارد که امیدوارم توسعه پیدا کند و من نیز مشتاقانه حاضرم تجربات خود را در این زمینه در اختیار همکاران بگذارم. برنامه ریزی ورزشی کار دقیق و تخصصی است و امیدوارم برای بازنشستگان این امر به بهترین نحو به انجام برسد.
· از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید سپاسگزاریم.اگر نکته خاصی مد نظرتان هست بفرمائید
از شما که این فرصت را فراهم کردید تا خاطرات خود را مرور نمائیم بی نهایت ممنونم.در بین بازنشستگان اساتید و پیشکسوتان زیادی وجود دارند که می توانید با مراجعه به آنها خاطرات و تجربیات ارزشمندشان را ثبت نمائید. خدا یار و نگهدار شما باشد.

آقای عسکرپورنفر پنجم ایستاده از راست با تیم وزنه برداری مسجدسلیمان |