
بیست و نهم خرداد 1330
اهتزاز پرچم ایران بر فراز پالایشگاه نفت آبادان
پس از ملی شدن صنعت نفت ایران در آخرین روز اسفندماه سال یکهزار و سیصد و بیست و نه خورشیدی که مهلک ترین ضربه بر پیکره چپاولگران نفتی محسوب می گردید خلع ید آن چپاولگران در قالب شرکت نفت انگلیس و ایران مهمترین اقدام اجرایی نیروهای وطن دوست ملی در این زمینه محسوب می شود .
گرفتاریهای شرکت نفت ایران و انگلیس از نخستین روزهای سال یکهزار و سیصد و سی آغاز شده بود اما در خرداد ماه آن سال این گرفتاریها به اوج خود رسید . در حالی که در نخستین روزهای این ماه بریتانیا در آخرین مقاومتهای خود در برابر ملی شدن نفت به دادگاه لاهه شکایت برده بود . روزهای پایانی آن کابوس بزرگ بریتانیا و شرکت نفت انگلیس و ایران بود خصوصا زمانی که در بیست و نهمین روز آن پرچم سه رنگ ایران بر فراز پالایشگاه آبادان به اهتزاز در آمد و پایان همه چیز را برای شرکت نفت انگلیس و ایران اعلام نمود .
پیش از آن و همزمان با شکایت بریتانیا به دادگاه لاهه ایران اعلام کرد مسئله نفت در ایران یک موضوع داخلی و اختلاف نظر بین یک کشور و یک شرکت خارجی است و ایران تنها حاضر به مذاکره با نمایندگان شرکت است و خود را ملزم به پاسخگویی به دولت بریتانیا و حضور در دادگاه بین المللی لاهه نمی بیند .
شرکت نفت انگلیس و ایران که از هر فرصتی برای بازگرداندن آب رفته به جوی استفاده می کرد در عالی ترین سطح خود یعنی رئیس و اعضای هیئت مدیره وارد ایران شدند . روز سیزدهم ژوئن ( بیست و سوم خرداد ماه ) بازیل جکسون رئیس هیئت مدیره شرکت در جریان مذاکراتی بین شرکت مذکور با دولت ایران به طرف ایرانی اطلاع داد کمپانی با پذیرش نوعی از ملی شدن که در آن شرایط شرکت نیز در نظر گرفته شده باشد موافق است . اما ایران در پاسخ به این پیشنهاد گنگ شرکت نفت انگلیس و ایران صراحتا بیان داشت که تنها یک نوع ملی شدن وجود دارد و آنهم ملی شدن واقعی و حقیقی است که در آن منافع ملی و استقلال ایران در نظر گرفته شده باشد ! یعنی اینکه صنایع نفت بطور کامل در اختیار دولت ایران قرار بگیرد.
با توجه به اینکه در جریان تصویب قانون ملی شدن نفت. اولین اقدام در اجرایی نمودن این اصل .خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران تعیین شده بود.جکسون برای آنکه حداقل بهره را از مذاکرات مذکور ببرد از طرف ایرانی خواست حداقل مانع اجرای خلع ید گردد اما طرف ایرانی این امر را نیز نپذیرفت و به صراحت اعلام نمود که هدف مذاکرات موجود تغییر قانون ملی شدن صنعت نفت نیست بلکه بررسی چگونگی اجرای آن است !
هیئت ایرانی تاکید کرد از تاریخ بیستم مارس یکهزار و نهصد و پنجاه و یک میلادی برابر با بیست و نهم اسفند ماه یکهزار و سیصد و بیست و نه خورشیدی که لایحه ملی شدن صنعت نفت به تصویب رسیده تمامی دریافتهای خالص بابت فروش نفت به ایران تعلق دارد و البته از دریافتهای مذکور بیست و پنج درصد آن در یک بانک بیطرف سپرده خواهد شد تا از محل آن غرامت مورد ادعای شرکت نفت انگلیس و ایران )AIOCمخفف ANGLO IRANIAN OIL COMPANY) تامین شود . هیئت ایرانی به اعضای هیئت مدیره شرکت نفت انگلیس و ایران تاکید کرد که شرکت می تواند به هر میزان که بخواهد از ایران نفت خریداری نماید و آنرا به هر بازاری در هر نقطه از دنیا که تمایل دارد بفرستد و البته به ایشان اخطار کرد در هر حال حقوق ایران باید در نظر گرفته شود .
در نوزدهم ژوئن وقتی دو هیئت نمایندگی برای آخرین بار با یکدیگر ملاقات کردند جکسون یادداشتی را به هیئت ایرانی تسلیم کرد که در آن نظرات AIOC منعکس شده بود . در آن یادداشت آمده بود که داراییهای ایرانی کمپانی ممکن است در شرکت ملی نفت ایران سرمایه گذاری شود و با در نظر گرفتن تملک AIOC بر این دارایی ها شرکت نفت انگلیس و ایران حق استفاده از آن را تنها به کمپانی جدیدی واگذار خواهد کرد که از طرف خود آن شرکت تشکیل شده باشد و البته این کمپانی جدید زیر نظر شرکت ملی نفت ایران فعالیت خواهد کرد (!)
جکسون همچنین به منظور ترغیب ایران به قبول این پیشنهاد در یادداشت خود ذکر کرده بود که AIOC حاضر است در صورت موافقت ایران با این پیشنهاد به طور نقد ده میلیون لیره بعنوان پیش پرداخت به ایران بپردازد و از ماه ژوئیه نیز هر ماه مبلغی به ایران پرداخت نماید تا زمانی که قرارداد نهایی بین ایران و کمپانی منعقد گردد.
جکسون فکر می کرد نیاز شدید ایران به پول نفت دولت ایران را به چنین پیشنهاد قابل توجهی متمایل می کند و ایرانیان را از فکر ملی کردن واقعی نفت خود منحرف خواهد نمود اما هیئت ایرانی پیشنهاد کمپانی را توهین به شعور و آگاهی ملت ایران تلقی کرده و قاطعانه آنرا مردود اعلام کرد .
هیئت ایرانی برای مدیران کمپانی نفت انگلیس و ایران صراحتا توضیح داد که راهی جز قبول اصل ملی شدن صنعت نفت در ایران و پرداخت تمام و کمال حقوق ایران- بعنوان کشور صاحب نفت -از جانب بهره برداران نفتی وجود ندارد و هیئت مدیره شرکت نیز به جای ارائه طرح های نامعقول و بچه گانه بهتر است فکری اساسی نماید تا بلکه بتواند در شرایط جدید بعنوان یک شرکت با سابقه در زمینه صنعت نفت با ایران همکاری عادلانه و منصفانه ای داشته باشد .
هیئت ایرانی برای رؤسای AIOC توضیح داد که ایران صاحب و مالک واقعی و حقیقی معادن نفت و گاز خود است و آن شرکت اگر طرحی برای همکاری در این زمینه دارد می تواند ارائه نماید تا ایران آنرا بررسی و در صورت در نظر گرفته شدن کلیه حقوق ایران در آن همکاری دو جانبه ای در این خصوص صورت پذیرد.
مدیران شرکت نفت انگلیس و ایران سرانجام تهران را بدون دستیابی به کوچکترین امتیازی ترک کردند و جکسون رئیس هیئت مدیره در بازگشت به لندن اعلام کرد تا زمانی که در ایران این دولت ( دولت دکتر محمد مصدق ) بر سر کار است انگلستان نباید کمترین امیدی به تجدید مذاکرات و حصول نتیجه ای به نفع انگلیس داشته باشد . جکسون البته یک کارشناس اقتصادی بود اما تاریخ نشان داد که از شم سیاسی بالایی نیز برخوردار بود زیرا دو سال و دو ماه بعد از گفته جکسون . تنها با کودتایی ننگین و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق بود که خوان گسترده نفت ایران مجددا بر روی چپاولگران نفتی و اینبار در نقاب کنسرسیوم گسترده گردید !
پیش از ورود هیئت AIOC به تهران . دولت ایران هیئتی را به مناطق نفت خیز جنوب اعزام کرده بود تا اداره عملیات استخراج و بهره برداری از نفت را از شرکت نفت انگلیس و ایران تحویل گرفته و خود سرپرستی نمایند . شکست مذاکرات تهران انجام ماموریت این هیئت را سرعت بخشید و برای ایشان این مجال را بوجود آورد که با اقتدار بیشتری ماموریت خود را دنبال نمایند .
هنگامی که هیئت مدیره موقت شرکت ملی نفت ایران و نمایندگان کمیته مشترک نفت مجلسین وارد مناطق نفت خیز جنوب شدند همچون قهرمانانی ملی از ایشان استقبال شد .
در آبادان که دیگر به واسطه و جود بزرگترین پالایشگاه نفت خاورمیانه در آن شهرتی جهانی یافته بود بیش از پنجاه هزار نفر شامل کارکنان صنعت نفت و اهالی آبادان به استقبال آنان آمدند و با وجود اینکه در آن روز طوفان شن شدیدی در این شهر وزیدن گرفته بود استقبالی تاریخی از سفیران آزادی و اقتدار ملی ایران صورت پذیرفت . هیئت اعزامی روز بعد در خرمشهر نیز با استقبالی قابل توجه روبرو شد و نمایندگانی نیز که به اهواز / مسجدسلیمان و سایر مناطق نفت خیز عزیمت کرده بودند هم با استقبالی چشمگیر و قابل توجه روبرو شدند .
مردم بر فراز دفتر اصلی شرکت نفت سابق انگلیس و ایران حروف NIOC (مخفف NATIONAL IRANIAN OIL COMPANY ) را با افتخار جایگزین تابلوی قدیمی AIOC نمودند . آنها همچنین در این روز پرچم سه رنگ ایران را بر فراز پالایشگاه آبادان نیز به اهتزاز درآوردند تا غرور ملی خود را به رخ جهانیان بکشند .
بیانیه ای از جانب کارکنان شرکت و استقبال کنندگان منتشر گردید و همه جا پخش شد که در آن آمده بود : از این پس تمامی کارکنان ایرانی و خارجی کمپانی سابق باید خود را کارکنان شرکت ملی نفت ایران NIOC بدانند .
شپرد سفیر بریتانیا در ایران که سرعت و شتاب حوادث او را بر آشفته کرده بود به وزارت خارجه کشور متبوعش گزارش داد : به نظر می رسد دولت ایران آمادگی کامل دارد که از موج کنونی احساسات و افکار و عواطف عمومی به نفع خود بهره برداری نماید .
شپرد همچنین به دکتر مصدق نوشت : بر انگیختن احساسات عمومی کار آسانی است ولی کنترل آن آسان نخواهد بود و دکتر مصدق نیز به وی پاسخ داد سبب بالا گرفتن و طغیان احساسات عمومی دهها سال نخوت . تکبر و خودبینی کمپانی بوده است !
حقیقت نیز جز این نبود . مردم ایران و خصوصا مناطق نفت خیز جنوب اهتزاز پرچم سه رنگ کشور خود را بر فراز پالایشگاه آبادان و دفاتر شرکت نفت به معنای پایان اشغال سرزمین خود توسط نیروهای بیگانه ای می دانستند که کمترین حقوق و مزایا را از ایشان دریغ داشته بودند .
آنان از این سرخوش بودند که با ملی کردن صنعت نفت علاوه بر امتیازات بین المللی و ملی شاهد بهبود اوضاع خود و افزایش سطح خدمات اجتماعی و غیره خواهند بود و نیک می دانستند که کمترین بهره آنان از این رهگذر رهایی از یوغ استعمار چپاولگران خواهد بود .
کوتاه کردن دست AIOC ار تاسیسات نفت جنوب در سراسر کشور موجی از شادی و غرور را به همراه داشت . مردم ایران خلع ید را پیروزی ملی خود در برابر استعمار صنعتی غرب تلقی و به این امر افتخار می کردند .
سفارت بریتانیا در تحلیل امور دچار آشفتگی شده و قدرت پیش بینی اقدامات و سیاستگذاری بر مبنای آن را از دست داده بود .
دربار پهلوی نیز بهترین گزینه را سکوت یافته بود زیرا می دانست حتی اگر مخالفتی با این امر داشته باشد توانایی مقاومت در برابر موج سرکش اراده ایرانیان را نخواهد داشت و با هر گونه موضع گیری اعتبار خود را بیش از پیش از دست خواهد داد . به همین دلیل بود که علیرغم ارادتی که به قدرتهای غربی داشت سکوت خویش را برای ایشان تبیین نموده بود .
خلع ید آخرین پایه های حضور کمپانی را در ایران متزلزل نمود. به گونه ای که حتی اعلام صدور قرار موقت از جانب دادگاه لاهه نیز نتوانست آب رفته را به جوی باز گرداند .
بیست و نهم خرداد یکهزار و سیصد و سی پس از حماسه بزرگ ملی شدن نفت بعنوان روزی پر افتخار در حافظه تاریخی ایرانیان ثبت گردید . روز کوتاه کردن دست چپاولگران نفتی و اهتزاز پرچم ایران بر فراز پالایشگاه نفت آبادان .
ایرانیا ن میهن دوست تابلوی کمپانی سابق را از فراز دفتر اصلی شرکت به زیر کشیدند و تابلوی آزادی خود را بر افراشتند . تابلویی که در آن زیر آرم تاریخی شیر و خورشید نوشته شده بود : هیئت مدیره موقت قانون ملی شدن صنعت نفت .
|