تصویر امتیاز نامه دارسی محل نگهداری آرشیو BP
قرارداد دارسی ، آغاز نفت در ایران
روزگار قاجار ، روزگار چند پاره شدن ایران و واگذاری امتیازات ریز و درشت به کشور های قدرتمند هم روزگار بود. اما در این زمینه باید به ظرف زمانی که در مورد آن صحبت می کنیم نیز توجه داشته باشیم . اروپا به دنبال منابع جدید و در ادامه بازار مصرف بود و با بادبانهایی برافراشته دنیا را درنوردید تا به مقصود خود برسد . در چنان شرایطی البته بدیهی است انتظار دیپلماسی آگاهانه و مدرن از کشورهایی چون ایران عصر قاجار که ادراک جامعی از دنیای مدرن نداشتند،نمی تواند انتظاری بجا باشد !
غرب به دنبال جانشینى براى ذغال سنگ بود تا انقلاب صنعتى خود را با سرعت بیشترى به پیش ببرد و بدین منظور نقاط مختلفى از جهان را مورد گمانه زنى تحقیق و کاوش قرار داده بود و می دانست که ایران واجد چنین منابعی است . نخستین بار یک کارشناس زمین شناسى به نام و.ک. لوفتوس از جنوب غرب ایران دیدن کرد و نتیجه مشاهدات خود را در قالب مقاله اى تحت عنوان: درباره زمین شناسى نواحى مرزى ترکیه ایران و نواحى مجاور آن از مناطقى در جنوب غرب ایران یاد کرد که چشمه هاى خودجوش نفت و گاز در آن وجود دارند.مقاله توصیفى لوفتوس بسیار مورد توجه غربى ها قرار گرفت و آنها را مترصد فرصتى قرار داد تا احتمال وجود نفت و گاز را در ایران بیازمایند. پادشاهان قاجار نیز تمایل داشتند به منظور کسب درآمد برای مملکت قجری از سرمایه گزاران خارجی استقبال نمایند زیرا خود برای بهره برداری از چنین منابعی دو مشکل اساسی داشتند ، نخست دانش فنی و دوم پول !
به همین دلایل بود که ایران چندین بار نسبت به اعطای امتیاز نفت اقدام کرد. بارون جولیوس رویتر طی دو نوبت در سال ۱۸۷۲ و ۱۸۸۹ میلادی و هوتسن هلندی در۱۸۸۳ میلادى امتیاز بهره بردارى از منابع احتمالى نفت در ایران را کسب کردند که البته نتیجه ای بدنبال نداشت . همزمان با این اتفاقات و در سال ۱۸۹۲ زمین شناس و باستان شناس فرانسوى به نام ژاک د مورگان ضمن مسافرت به ایران و بازدید از قصر شیرین و جنوب غرب ایران نتایج مشاهدات خود را که حاکى از احتمال بسیار زیاد وجود رگه هاى نفتى در غرب ایران بود در یکى از نشریات پاریس منتشر کرد. این امر باعث شد وقتى رئیس کل گمرکات ایران آنتوان کتابچى از جانب شاه قاجار ماموریت یافت به فرنگ برود و کسى را براى سرمایه گذارى در نفت ایران بیابد پیش زمینه ذهنى در فرنگ در خصوص احتمال وجود نفت در ایران وجود داشته باشد.
ماموریت کتابچى از سفر به فرنگ افتتاح نمایشگاهى در پاریس بود و ضمن آن رایزنى هایی برای اعطای امتیاز بهره برداری از نفت در ایران انجام داد . کتابچى در پاریس از م. کوته منشى قبلى بارون رویتر کمک گرفت. آشنایى آنها از زمانى بود که رویتر امتیاز خود را اخذ کرده بود و کتابچى در جریان آن امتیاز نقش واسطه داشت. همچنین نیاز به کسى بود که وجود نفت در ایران را تائید کند و این شخص کسى نبود جز دمورگان. شاهدى عینى که خود وجود نفت در ایران را مطرح کرده بود. کتابچى / کوته و دمورگان با سفیر انگلیس در فرانسه آشنا شدند و او نیز فرد میلیونرى را که مى شناخت به ایشان معرفى کرد: ویلیام ناکس دارسى.دارسى در سال ۱۸۴۹ در شهر دیوون انگلیس متولد شده و بعد ها به استرالیا مهاجرت کرده بود. دارسى بسیار اهل ریسک بود و در بزرگترین ریسک زندگى اش (قبل از سرمایه گذارى در نفت ایران!) یک معدن متروک طلا را در استرالیا خریدارى کرد و کمى بعد معلوم شد هنوز مقادیر زیادى طلا در آن معدن موجود بود. عواید ناشى از استخراج طلا دارسى را به مردى بسیار ثروتمند تبدیل کرد به طورى که در هیبت یک میلیونر به لندن بازگشت! پس از این اتفاقات دارسى به دنبال زمینه هایى بود که سرمایه خود را به جریان بیندازد و به همین دلیل پیشنهاد سرمایه گذارى در نفت ایران از جانب او با استقبال روبه رو شد. نتیجه این بود که منشى خود آل ماریوت را در مارس ۱۹۰۱ به ایران فرستاد تا شرایط اخذ امتیاز را بررسى کند. دارسی هیچگاه با شاه قاجار مستقیما روبرو نشد اما مذاکرات نماینده دارسى با او خیلى زود نتیجه داد. سرانجام در همان سال امتیازنامه استخراج نفت به دارسى واگذار شد. طبق این امتیازنامه صاحب امتیاز به مدت ۶۰ سال مجاز به کشف استخراج، بهره بردارى و صدور نفت بود و منطقه مجاز براى انجام عملیات نیز ۴۸۰ هزار مایل مربع منحصراً از نواحى جنوبى ایران مشخص شد . دارسى براى اجراى امتیازنامه در عرض دو سال شرکتى را تاسیس کرد و یک فارغ التحصیل کالج سلطنتى مهندسى هند به نام جورج رینولدز را که قبلاً در سوماترا سوابقى در کار حفارى داشت استخدام کرد . رینولدز ضمن حضور در ایران اولین نقطه براى کار حفارى را در منطقه اى در کوهستان هاى غرب ایران انتخاب کرد. چاه سرخ دشتى غیرقابل دسترس محصور در کوهستان هاى غرب ایران ، اما حفارى نافرجام در چاه سرخ همگان را مایوس کرد به تدریج که مخارج افزایش یافت، دارسى متوجه شد که به تنهایى از پس تحمل این بار مالى برنمى آید و از این زمان به دنبال شریکى در سرمایه گذارى به جاهاى مختلف مراجعه کرد. امرى که حساسیت بریتانیا را نیز برانگیختو سندیکای دولتی انگلیس را درگیر ماجرای نفت در ایران کرد . کار با حمایت دولتی بریتانیا ادامه یافت اما تا آوریل سال ۱۹۰۴ تمامى سرمایه گذارى ها در ایران در آستانه سقوط کامل قرار گرفت و بریتانیا بیش از پیش در هراس بود که دارسى مجبور به فروش امتیاز خود شود. گروه رینولدز پس از ناکامى در چاه سرخ به جنوب غرب ایران عزیمت کردند و در منطقه مامتین در حوالى رامهرمز کنونى در استان خوزستان کار خود را ادامه دادند. حفارى در مامتین هم البته نتیجه چندانى در پى نداشت و عدم حصول نتیجه در مدتى نزدیک به هفت سال دارسى و شرکاى جدیدش را مایوس ساخته بود. دارسى و سندیکا در تدارک حراج امتیاز خود بودند. تا کنون نزدیک به هفت سال کار طاقت فرسا و هزینه اى بالغ بر ۳۰۰هزار لیره هیچ گونه نتیجه اى نداشت.با این وجود رینولدز در کار خود مصمم بود . او به رغم بى میلى و یاس گروه حفاران عملیات را در دره اى مشجر و در نزدیکى چشمه هاى خودجوش نفتى که در منطقه مسجدسلیمان دیده بود شروع کرد. حفارى روزها و روزها ادامه پیدا کرد و آنچه پیش آمد نشان داد که احساس رینولدز به وى دروغ نگفته بود! ساعت چهار صبح بیست و ششم مه برابر با پنجم خرداد ۱۲۸۷ رینولدز و همکارش ویلسون در حالى که خارج از چادر هاى خود در هواى آزاد آرمیده بودند از صداى نامانوس چاه بیدار شدند. اندکى بعد نفت با فشار زیاد فوران کرد و آنها مشاهده کردند که نفت به ارتفاع ۵۰پا بالاتر از دکل حفارى فوران کرد. حفاران و کارگران سر از پا نمى شناختند. آنها دور دکل حلقه زدند و به رقص و پایکوبى پرداختند. نزدیک به هفت سال کار طاقت فرسا در عین ناامیدى و در آخرین روزها و ساعات به نتیجه رسیده بود رینولدز براى کنسولگرى بریتانیا در بوشهر تلگراف زد: مفتخرم گزارش کنم امروز صبح ساعت چهار به وقت ایران نفت در عمق ۱۱۸۰پایى از چاه شماره یک مسجدسلیمان فوران کرد. جزئیات دیگر متعاقباً اعلام خواهد شد .
بدین ترتیب عصر نفت در ایران آغاز شد و دارسی و مظفرالدین شاه قاجار بدون آنکه هیچگاه یکدیگر را ملاقات کنند ، آغازگر صنعت نفت در ایران و خاورمیانه شدند. ایران با صنعت نفت پوست انداخت و مناطق نفت خیز ان با شکل و رنگی فرنگی چشم ها را به خود خیره کرد.
|